BrowseAnīs → page 731

Page 731

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 731 of Anīs

Machine transcription

صفحه ٢٤ ( شماره ۳۸ ) مجلد پنجم ما رشال : ــ « حال فهمیدم تو میخواهی که درین دیوار های منحوس سوراخی بکشانی : خوب پس بهر قدر زودی که ممکن است این سوراخ را بساز وباقی را برای من بگذار ! » ژانرال شاسلو بر سخن خود دوام نموده توضیح نمود که تا بآنوقت برای این مقصد بطرف ( هاگنیر گت ) چقدر پیش رفت شده است وهم اشاره نموده که دشمن برای آنکه در عملیات آنها شکست وارد کنند هجومی را تهیه دید است . له فیور بر خواسته جواب داد : ــ «آقا بون از معلومات شما متشکرم ، باین شکاف ها هیچ وقت سر وکاری نداشتم و ازین معاملات نقب گری چیزی نمیدانم . هیچ باك ندارد : این قدر می فهمم که شما شکافی برایم در دیوار قلعه باز میکنید تا از آن داخل شده بتوانم . من تشکر شما را از صمیم قلب ادا میکنم و در را پور آینده از فعالیت های شما بحضور امیر اطهر هم عرض خواهم نمود . » هنوز هیئت شورا از خیمه نبرآمده بودند که هانریوت نفس زنان به خیمه داخل گردید . مار شال که همیشه مزاح را با او ترجیح میداد گفت : « باز چه خبر است ؟ آیا ( دانتزغ ) را با همراهانت گرفته یا کدام واقعه دیگر است ؟ » هانریوت : ــ « خیر موسیو له مار شال بعضی اطلاعات تازه برای شما و اردو دارم . له فیور : « پس اول از اردو را بگو به بینم چیست ؟ » هانریوت : ــ « رژیمان نوزدهم ، چهل و چهارم با يك قطعه توپخانه به بسیار سرعت اینجا خواهند رسید . » له فیور : ــ « برا وو ! اینها همان كمك است که من منتظر بودم . امیر اطهر وعده خودش را ایفا کرد . من این اشخاص رژیمان نوزده هم را بخوبی میشناسم و بیمه قول میدهم که قبل از گذشتن يك ماه درون شهر خواهیم بود خوب حال بگو به بینم دیگر حصه اخبار چیست ! » هانریوت : « مادام له فیور بار دو گما واصل گردیده است . » له فیور با يك قسم تغيظ از جای خودش بر جسته گفت : ــ « لعنت به شیطان ! برای چه آمده است آیا کدام واقعه بدی در پاریس واقع گردیده است ؟ در مقابل دانتزغ برای زنها جای نداریم . با برف ، استحکام کاری ها و این محاصره منحوس که هیچ خاتمه ندارد چطور می توانیم زن ها را پذیرائی کنیم ؟ بعد از اندك تامل باز بسخن خود دوام نموده گفت : ــ « با وجود همه این ها بسیار ممنون میشوم که کاترین خودم را به بینم هانریوت فوراً مرا نزدش برسان » *** ملاقات زن و شوهر ساده ولی از محبت و صمیمت پر بود . بعد ازانکه تظاهرات احساسات عاد یه خاتمه یافت له فیور پرسید چه چیز است که ترا باین جا کشیده است ؟ کاترین : ــ يك پیغام دولتی ! » له فیور : ــ « این پیغام از طرف که بتو تفویض شده است ؟ » کاترین : ــ از طرف امپراطورنجه . له فیور : ــ میخواهد بفهمد که چقدر وقت دانتزغ را خواهم گرفت ؟ » کاترین : ــ نی میخواهد بفهمد که احساسات امپراطور نسبت به او چیست ؟ له فیور : ــ چرا ؟ امپراطور چنانچه خود او میفهمد هنوز هم دل بستگی زیادی باو دارد اگر چه در این اواخر او را خوب وقضا نزده است . ولی گمان دارم مثل سابق جوان نیست یکقدری از گرمی بازارش کاسته ــ آیا چنین نیست ؟ بخیالم وجدانش دارد او را میخر اشد شاید به من بگوئی که بالاخره ملکه از کردار گذشته خود نادم و محبت شوهر تاجدار خودش را ترجیح داده است . » کاترین : ــ بدوجه ، سخت دوستش دارد . » ( باقی دارد ) ( مطبعه انيس )

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 731. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/731 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/731
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record