Machine transcription
شماره ۳۸ و ۳۹ مجلد پنجم
که به تعلیم گاو پیاده شمولیت داشته و در جلال آباد مشغول بتعلیم بودند چند روزی بطور مرخصی در کابل تشریف آورده و بعد از انقضای عید رمضان در همین روزها واپس مراجعت فرمودند.
تفتیش مشرقی
قرار اطلاعات داخله از وزارت مالیه هیئت تفتیشیه که برای وارسی امور اداری سررشته داری اعلی مشرقی از وزارت اعزام شده بودند هیئت مذکور وظایف خود را انجام داده مراجعت کرده در اثر غور و خوضی که مجلس حسابیۀ در نتایج تفتیشۀ آنها نمودند آقای شیر احمد خان سررشته دار مجزای اخطار و میرزا محمد نسیم خان مامور محاسبه و سید مسلم خان مامور واردات و مصارفات به نسبت سوء اجراآت شان عزل گردیدند.
رئیس و اعضا هیئت تفتیش آقای عبد الرحیم خان مامور محاسبه شعبه مشرقی و میمنه وزارت مالیه و آقای لعل محمد خان سرکاتب و میرزا محمد حسین خان کاتب که در تفتیش مذکور وظیفه خود را بخوبی انجام داده بودند از طرف حکومت بمکافات نقدی نایل گردیدند.
تقرر:
آقای خواجه عبد القیوم خان مامور محاسبه مزار و قطغن وزارت مالیه که بهمرکاب والا حضرت وزیر حربیه در قطغن رفته بودند بمدیریت لوازم وزارت حربیۀ ترفیعاً مقرر شده، و در عوض
فکاهیات
قدر شناسی
روزی بخانه یکی از رفقا مشغول صحبت بودیم که ملازم صاحب خانه آمده و مکتوبی به بادار خود تقدیم داده صاحب خانه یک نگاهی به عنوان و امضای پشت پاکت کرده و پیش از کشادن با بی اعتنایی تمام پرتاب نموده گفت: سخت گیر افتادیم تقریباً صد دوسد نفر دوست و آشنا داریم و همه آنها بمسافرت رفته اند هر پسته باید مکتوبی بگیریم و جواب بنویسیم در عین حال ملازم عرض کرد آقا این پاکت به پسته نیامده وارمی که حامل مکتوب است یک دو دانه
آنها آقای محمد عثمان خان سررشته دار جنوبی بماموریت مذکور تقرر یافتند.
برطرفی:
میرزا احمد الله خان مامور و سرکاتب و کاتبان ماموریت مالیه سرخ رود به نسبت خرابی امور اداری شان بر طرف گردیدند.
ماهی هم آورده آقا فوراً متوجه مکتوب شده و بدون آنکه ملتفت شود مخبر جریده جویای مطلب است پاکت را از زمین برداشته گفت:
بواقعی دور از انصاف است از دوستان قدر شناسی نشود برو فوراً از حامل آنها احوال پرسی بکن و کاغذ و قلمی حاضر کن تا جواب آنها را بنویسم اینجا حاضرین نتوانستند از خنده خود داری کنند صاحبخانه چون شخص حساس بود فوراً فهمید زمینۀ را باخته است و مخبر روز نامه هم بواسطۀ که از اقوام قریب او بوده و علاوۀ تا رو حیات او را میشناخت که درین موارد نه بفلسفه قانع می شود و نه هم به رشوه تطمیع مسئله قومیت را روی کار آورده و گفت یا خبر! او جوانمرگ اگر چیزی نوشته بودی بخدا تا به آقابم نگویم.
کار اساسی و یکسره
اطاق اداره ما از چندی است چکک میکند و هر وقتی بصاحبان عمارت پیغام می دادیم يك ملازم برهنه را برای تسلی ما می فرستادند و ملازم باصطلاح سلام چفری داده و دست ادب بروی سینه بسته پس از چندین دقیقه که باغتنام موقع احترامات فایقه خود را تقدیم می داد و چندین دقیقه دیگر هم از طرف متبوعین خود دعا و سلام خیرات انجام را بصد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
