BrowseAnīs → page 655

Page 655

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 655 of Anīs

Machine transcription

متن ١٤ ( شماره ٣٤ ) مجلد پنجم مولف : له پلاتیه فرانسوی (۲۸) مترجم : حبیب الله طرزی مادام سان ژین از فصل شانزدهم تا پلیون : « آه حال من براه شما خشم تو ما ژور تنیور چیان بم اندازان من هستي نام توهم بخیالم لا ویولت خواهد بود . « لا ویولت » : اعلیحضرت فر موده شما بجاست عين بر سر راه برلین چنانچه اعلیحضرت ارشاد فرمودند هیچ نترس ، بسیار زودي برلین خواهي بود. وامپراتور ما با راست امپراتور این جمله را با یک تبسم ایراد نمود ! راستي کمک که مي خواستي چه بود ! اعلیحضرت اسیران خودم را تنها باردو گاه برده نمي توانم ! امپراتور از شنیدن لفظ اسیران بحیرت شده گفت اسیران تو ! کدام اسیران .. اسیران که خودم گرفتار کرده ام اینجا هستند درین خانه من قفل بزرگ را به در وازه زده و منتظر کمک هستم . این ها را چطور در بین خانه در آوردي تفصیل را بگو . اعلیحضرت ! تعدادشان بشصت نفر بالغ است من با تنیور چیانم از اینجا گذشتم که با چند نفر از ( دراگون ) ها پیاده بر خوردم برانها نعره زدم تسلیم شوند آنها تسلم شدند اغلباً خیال کردند رژییمان در عقب ماست بعد از تسلیم سلاح شان را گرفتم و گفتم اگر نجات میخواهند درین خانه در آیند آنها هم از وعده من فرحناک شده درینجا درامدند ! با مرامپراتور یکی از یاورانش داخل یيلاق شده حکا یه لاویولت ارا تصدیق نمود .. امپرا طور بطرف ما ژور تنیورچیان دیده با خوش طبعي زیاد گفت ! اینجا بیا و گوش او را یک تاب سختي داده بر سخن خود دوام نمود تو هم شجاعت ابراز نموده و اسیر گرفته پس من باید تراه مکافاتی بدهم . این را گفته وصلیب ( لژیون دو اونور ) را از سینه ( راب ) کنده بسینه ما ژور تنیور چیان که باد هن باز در مقابل او استاده بود نصب نموده گفت . ! لا ويولت تو يک مرد دليري هستي . ازین بعد نشان شجاعت خواهی پوشید ! و بطرف راب بر گشته بر سخن خود ایراد کرد .. این اسیران را به ( جينا ) بفرست .. و بدون آنکه شکر یه شوالیه جدید را بشنود بر اسب خود مهمیز کشیده بر گردش خود دوام نمود لاو يولت در حالیکا دست هایش بر چوب و چشمهایش بر نشان نو یافته اش مانده بود با خود میگفت .. آیا این ممکن که من ترسو نیستم و يك شخص شجاع باشم : برو ! ـ امپرا طور چنین گفته است ! برای یک لحظه در دریای فکر غوطه ور گردیده خاموش ماند بعد ازان دفعتاً چوب خودش را در هوا حرکت داده صدا زد .. من این صفت را حاصل کردم . حال میدانم چه باید بکنم ! باید به امپراطور ثابت کنم که او سهو نکرده است . در اثنائیکه بطرف اردوگاه میرفت بقد و قامت و نشان شوالیه گی خودش نظر نموده میگفت . نام خدا کجا است يك چند پروس دیگر که بکشم . ناپلیون بهجرد باز گشتن بار دو گاه مارشال له فیور را خواست و بطرف کاشان که با قلم و کاغذ منتظر ارشادات امپرا طور نشسته بودند بر گشته و بقدم زدن شروع نموده گفت : دسته جاتيکه تحت قوماندۀ مار شال ( دا وست ) بود کارستانهای نمودند. کله کلاه مار شال را از سرش ربود و حالت بي نظمي ( بونيقور مه ) اش دهشت مجادله را نشان میداد وظاهر می ساخت که این مارشال بكدام يك سرعت و تعجیل افراد خودش را در مقابل مهاجمات دشمن پیش برده است . علاوه بران ارکان حرب او که همه شان در شجاعت وجلادت مانند رئیس خود ممتازند خارقه ها نشان دادند . ما از سی الی چهل هزار اسیران گرفته ایم ولی این تعداد در تزاید است از سی الی چهل یا شصت علم و سه ضرب توپ با ذخاير متكاثر حرب غنیمت گرفته ایم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 655. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/655 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/655
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record