Machine transcription
صفحه ۲
شماره ۲۲
جلد پنجم
صد شکر قرار یافت آخر
جان دل بیقرار ملت
کامد به نجات ملک ملت
نادر شه غمگسار ملت
چندی که در انقلاب بودیم
از دور فلک خراب بودیم
آزاد ولی بخانه محبوس
بیدار ولی بخواب بودیم
بی نشه می زهوش مدهوش
چون مست خم شراب بودیم
در بین دو سنگ بزر گردون
چون دانه در آسیاب بودیم
از گردش چرخ همچو سیماب
هر لحظه در اضطراب بودیم
چون بره ز بیم ظالم گرگان
که در تب و که شتاب بودیم
از پیر و جوان اگر که بودیم
در زیر هزار ه عتاب بودیم
هر لحظه چو مرغ نیم بسمل
در آتش غم کباب بودیم
در شهر و دیار اگر چه بودیم
میخانه جان خراب بودیم
از قهر تفنگ و جار جارچی
هر روز دگر عذاب بودیم
چون نشه نیک گیاه مخدره
که دیده پر ز آب بودیم
در کار امید این گشایش
نومید ز جمله باب بودیم
کامد به نجات ملک و ملت
نادر شه غمگسار ملت
بسیار اگر چه غم کشیدیم
از دست ستم ستم کشیدیم
یک رنگ نه رنگ رنگ محنت
یک بار نه دمبدم کشیدیم
صد آه پی نفس نمودیم
صد ظلم به قدم کشیدیم
با ینکه بما ز ظالم افتاد
لا جاو بدوش خم کشیدیم
از دور زمانه آنچه آمد
با دیده پر رقم کشیدیم
غم بود اگر چه یک قدح زهر
یاران همگی بهم کشیدیم
[IMAGE]
جناب عالیقدر جلالت مآب والا حضرت محمد هاشم خان
صدر اعظم که رکن محترمی از اراکین نجات وطن
بشمار میروند .
بسیار اگر چه بود مشکل
صد شکر که زود و کم کشیدیم
شبها نه که من تمام ملت
آنوقت بسی الم کشیدیم
هر کس بقرار قسمت خویش
دیدیم بچشم و هم کشیدیم
نومید شدیم بسکه زهر سو
دست از همه یکقلم کشیدیم
ده ما وسه روز زیر گردون
تکلیف رقم رقم کشیدیم
کامد به نجات ملک و ملت
نادر شه غمگسار ملت
امروز که روز غیرت ماست
وز خدمت و هم صداقت ماست
بیکار بخانه چون نشینیم
ایندم که زمان فرصت ماست
چندی که حکومت سـقو بود
آن بود که بهر عبرت ماست
ننمود خر آب یک جهانرا
از جور که این ز جرئت ماست
انصاف اگر کنم ز خویش
خوشتر ز همه ندامت ماست
آنم که اسیر و خوار بودیم
آن نیز زدست غفلت ماست
بر ما ز زمانه آ نچـه آمد
آن از اثرات نیت ماست
جز نفس و هوا کرا بگوئیم
کو در سبب ملامت ماست
آنحمله بلا و غم که دیدیم
از شومی نفس و شامت ماست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
