Machine transcription
شماره ۲۰
مؤلف: له پلاتیه فرانسوی (١٦) مترجم : حبيب الله طرزی
مادام سان ژین
از فصل هشتم
(تسلیم شدن شهر وردن)
مردن را بر حیات بی شرفانه که دیگر هم وطنانش بران فخر میکردند ترجیح داد يك ساعت بعد تابوت این وطن خواه حقیقی را به بسیار شان و شوکت بطرف عمارت بلدی بردند و همان اشخاص که او را مجبور با نتحار نموده و جسد او را مانند پیرویسی اعزاز و اکرام نمودند بساعت يك بعد از ظهر دروازه های (وردن) بر روی دشمن باز و شاه پروس در میان کف زدن های اهالی داخل گردید. سر راست به عمارت بلدی رفت حاکم شهر در دعوئی که بشرف و رود کامیابیانه شاه ترتیب دیده بود او را با سکندر اعظم که شهر بابل را فتح نموده بود تشبیه کرد راه وردن و پاریس باز و گرفتن پاریس بيك حمله دیگر منحصر مانده بود .
عساکری که برای مدافعة دشمن چاپ شده بودند با ساحتوی خود شهر به نظام حر بی از شهر بیرون شدند له پندر که بدرجة كاپيطانی ترقی نموده بود. حکم گرفته بود که با رژیمان سیزدهم عساکر شمالی ملحق شود و در حالیکه ازین خیانت صریح مامورین و اهالی (وردن) خونش بجوش بود با سر بازان خودش طی مراحل می نمود .
فصل نهم
(ژیمپاپ)
در اثنائیکه فرانسه به سکرات انقلاب گرفتار بود (رابسپیر) میگفت در چنین يك وقت اقدام بحرب ديوانه كی محض است ولی به صورت فرانسه باید بجنگد حقیقتاً دران وقت محاربه دیوانه گی بلکه انتحار هم گفته می شد . نه سر باز و نه سلاح نه پول و نه فشنگ ژنرالها همه شاه پسند و خائن ، زیر دستان شان همه نالایق و کم تجربه ! چیز های که اجازه محاربه را بفرانسه میداد به کلی معدوم !
عسکری که موجود بود تلاقی سربازیت بران ها ظلم ؛ همه از فن حرب بيخبر با سیخ ها و شاخی ها مسلح دسیپلین نام چیزی را نمی شناختند ؛ اینها طبقه ادنی اهالی بودند که در يك لحظه به وجد آمده هر آله که بدست شان افتاده گرفته بی سر و بی سامانی به نجات وطن محبوب خود شان می شتافتند ولی حدت و گرمی و تهوری که داشته بسیاری از نقایص شان را جبره میکرد و اینها را در مقابل عساکر منتظم و با قاعدة دشمن فاتح می ساخت دسته های عسکری در مقابل (ژیمپاپ) جنگیدند راست است که در زیر قومانده افسر های تعلیمیافته و فعال
مثل (هوش) و له فيور جنگیده اند ولی نباید از رشادت و شجاعت خود سر بازان چشم پوشی نمود همین سر بازان و افسران شان بود که برای بیست سال مابعد ستونهای عمارت حکومت نا پلبونی را تشکیل داد بتاریخ ٥ نومبر ۱۷۹۲ تمام در وقتیکه آفتاب میخواست در پس افق که پنهان بشود واشعة خونین خودش را برای لحظه های آخرین بر اراضی سرسبز فرانسه نثار می نمود عساکر جمهوریت در مقابل استحكامات ژیمپاپ ایستادند بلندی های اطراف قصبه (موئنز) در اشغال استر یا ئیهائی و بواسطه داشتن استحكامات اين سلسلة تپه قلعه های همجوار را غیر قابل تسخیر گردانیده بودند . باطری های توپ در جاهای مناسب نصب وتیر چنان مشهور (تیرول) در جنگلهای قریب وجوار یکمین نشسته بودند . رساله هم وادیهای اطراف دهات را در تصرف داشته آماده بودند که بر فرانسوی های بی سلاح اگر جرئت حمله بکنند ، تاخته انها را از میان بر دارند !
قوماندان عساکر استرياى ديوك (ساكر تاشن و معاون (و جنرال وکیلر فیت) يك افسر نهایت قابل وماهر بوده که مشوره های عاقلانه او اکثراً از طرف مافوقش رد می شد . كپلر فيت از هجوم مشهورانه فرانسویان خوف نموده تجویز يك حمله شبانه را بر دسته جات شان که بتازگی رسیده بودند پیش نهاد کرده بود تا آنها را پیشتر از اینکه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
