Machine transcription
شماره ۱۷
مجلة بنجم
صدای جویا
از کابل
سوخته گان وارث یکدیگرند
منصب پروانه بمن میرسد
کسانیکه از سوز و گداز عشق ومحبت
یا شور و شر ماملك خبری دارند ، بطور
همیشه میتوانند : دامن هر شمع و پای
هر چراغان قربانگاه افغانستلن را از
فداکاری اولادن رشید این خطه جرا
راق بال و پر سوخته و ریخته مزین بینند ،
چه جرئت ورشادت ارث پدران ماست
وسر دادن یا جان فدا کردن ذوق
مخصوص اولادن ما .
تصور نشود ملت افغان از مرگ
می هراسند و یا توانسته کلاً جوان این
سامان از سل شدن و زخم برداشتن دل
می اندازند ،
اگر محی الدین ناتوان شده سرور
بیمه جانی دارد ؟ انیس اکدر مسلول
گشته جویای زخمی را بوظایف خویش
میگمارد هنگا میکه در هرات بودم هريك
از رفقای عزیزم پیش خود معنی حیات
ورمز وجود مرا پس از برداشتن این
زخم کاری بیک نوع اسراری تعبیر
مینمودند .
جمعی برآن بودند که پروردگار عالمیان
اقتدار خویش را نمایان کرد گروهی
بر اینکه روزگار یقین از تو بکار دارد
وعده هم میگفتند وطن شاید در آینده
خدمتی از تو انتظار می برد بالاخره
اگر میدانستم که بقایای حیات من
وقتی انسان خو شولی يك مسلول
حقدار دین آب وخاك را فراهم
کرد نیست محافظ حیات پیشتر میکوشیدم
واقلا این دوره مختصر زندگانی ثانوی
را نحو شيعتی وناز ونعمتی بسر میبردم.
هموطنان با تمیز ما انیس عزیز را
از من بهتر شناخته واز فداکاری او
مستحضرند که اولین صاحب امتیاز يك
جریده ملی ما در کابل او بوده و نخستین
آواز ملت خواهانه ووطن پرستانه
را در بین جوانان این جامعه ، او از
حلقوم رشادت بیرون داده .
کتاب حقوق ملت باندای طلبه معارف
در هرات از تراجم وی شمرده شده
و مجموعه معلومات اخلاقیه ومدنيه
در کابل از تالیفات او بحساب می آید
تنها این چهار بحاله جریده انیس
که با دست تهی وعوالم بی بضاعتی
از اثرات مجاهدت او زینت مطبوعات
افغانستان گردیده کفایت میکند پاسداران
نشریات وطن را برای ایدی مرهون
زحمات فکری و قلمی او داشته باشد
خدمات اوان انقلاب او يا تدوين وقایع
آن که بنام کتاب بحران و نجات از سعی
و کوشش انیس صورت گرفته بچشم
انصاف يك جهت مزایای دیگری
به افتخار انش علاوه میکند ،،
محی الدین خان کسی است که در راه
ترقی وطن مخاطراتی دیده و سر وحله
بسهولت از جان گذشته .
این مجاهد میدان مطبوعات ما درین ده
یازده سال زنده گانی داخله ومى نیا
سوده بلکه تماماً لذایذ عمر وحیات حتی
جوانی را در قبال منافع اجتماعی ماقربان
ساخته .
تن ضعیف وحال زارش در چشم هر با
بصيرتي يك موج افتخار جلوه دارد و رنگ
زرد جسم بیمارش سرخ روئی وسر
افرازی و را در انظار خود وبیگانه
آشکار گردانیده .
الحاصل امروز، بر افراد حساس ملت
ملازم می آید بتمام انسانیت و پاسداری
خدمت وطنيه او از هيچك امرى كه وسیله
راحت روح وجسم او را تأمین کرده
بتواند مضایقه نکرده از استحقاقش چشم
نپوشم وبا استرضای او بکوشیم .
منکه درین دنیای موجوده ومحیط
منسوبه خویش جز قلم سکته دیگر
موجودیتی بخود نه بسته ام ، خشنودم
که درین چنين يك جريده ناموری افتخار
اداری و نگارشی بمن از الطاف خود
او نصیب شده اگر چه اهليت وليا
قتی که جريده انیس را مانند خود او
دایر کنم در خود سراغ ندارم فقط اگر
بتوانم مانع سقوط او بشوم باز برای اعتلای
نام ودوام این موسسه نافعه اش بزرگترین
خدمتی را انجام داده خواهم بود.
غرض چطوری که در بدو نگارش
خودم بجریده اتفاق اسلام احساس
مسئولیت وطن پرستی را عذر آورده و
فقط به عشق وطن وبازوی توانای کار
وزحمت خویش اتکاء کرده بودم باز
میخواهم تکرار مطلب کنم که من بدون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
