Machine transcription
شماره ۱۱
مجلد پنجم
صفحه ٦
روز گارانکه : سر تا پاهستی این مملکت
در بین طوفانهای هولنك انقلاب و شعله
های آتش خانمانسوز تظلم ، جور وستم
دزدان مغمس بوده سوخته سوخته خاكستر
میشد ، وما بادیده های اشکبار وانگهای
حسرت آلود آنرا نظاره میکردیم و چیزی
پیش برده نمی توانستیم .
آوانیکه : کرانهای فضای اقبال ، نيك
بختی ، و سعادت مارا ، ابرهای تیره و
مظلم بد بختی تماما فرا گرفته ، در های
نجات از هر طرف بروی ما بسته و رشه
های آمال و آرزو های قلبی مان بمقراض
یأس ونا میدی مقطوع ومنقرض گردیده
بود .
نا گهان از گاه مرحمت و عطوفت
کرد گاری ، برقی در جبهه افق تیره
بخت سیاه ما درخشید ، سینه ابر های
عبوس شکافته شد از بین آن همه غیاهب
وتیره گیهای سفالت آلود انقلاب واختلال
چهره دلکش وجذاب رب النوع سعادت
و اقبال تبسم کنان نمودار ، باسیاره
معان وتلالأی وجود مبارك نادر شاهی
در سعة الراس افقای این مملکت خرامان
خرامان با قدمهای متین واستوار طلوع
نموده ، جلوس فرمای اریکه سلطنتی
( افغان ) گردید .
سرتایا صفحه بقدس وطن را از وجود
منحوس و پلید آنهمه ظالمان مفترس و
خونخوار و انجر تومهای مضره پاك و تميز،
نموده خرابیهای تاسف انگیز را روح
گمار شان را اصلاح و ترميم ، معارف
نابود شده را مجدداً تأسیس ، اداره
های سیاسی و اقتصادیات را تعدیل ، امن
وسلم را برقرار ، احکام منيفه دینی را
باقوانین مدنی تعمیم وترویج کرد .
و همچنین در سایه مجاهدات بلیغ و
صداقت فطری خود توانست ، شرف و
حيثيت از دست رفته ملی را دوباره
بدست آورده ، کنون به انجاز وايفای
بزرگترین وعده که در خط مشی حکومت
محاله خود در اول جلوس ( که عبارت از
وعده تشکیل شورای ملی بطور صحیح از
یکدسته وکلا و نمایند گان صحیح ملی
باشد ) بيا ملت داده بود ، کامیاب بشود .
وامروز چقدر جای شکران و خوشبختی
است که شهریار وطن پرست ، خدمت
گذار صادق ، ترقیخواه حقیقی افغان
بخواهش وحسب ارضای خویش بحكم
طينت پاك واحساسات نزيه ملت پرورانه
و قابل قدر خود ، فرمان مشروطیت
حقه را صادر کرده ، شورای ملی را
تشکیل ، وببذل جنين بك نعمت عظما و
موهبت بزرگی روح يك وطن را از خود
شاد وممنون نمود .
نعمت بزرگ مشروطیت و شورای
ملی چیز یست ، که در مقابل هزاران
هزار فداکاری های مجدانه ، مساعی و
سربازی های جسورانه خود توانستند ،
که سینور های انگلیس در ١٢١٥ مسیحی
از ( ژن ترين ) شاه انگلیس ، بگرفتن
آن کامیاب شدند .
شورانیکه ترکها توانستند ، در
عوض ایثار قطرات گرانبهای خون جوانان
شهید راه آزادی خویش يك كلمه از مواد
آنرا باهزاران زحمت ومشقتهای تحمل
فرسا بالای سلطان عبد الحميد
مقبولانند .
اي ملت غيور افغان : کنون افتخار
ومباهات کن بداشتن چنین شهریار عالی مقام
تیکه بدون در خواست و خواهش تو
شورای ملی را بدست خویش بتو اعطا نمود
اي مادر وطن بناز : بداشتن چنین فرزند
صالحي كه خدمات درخشان و اجرا آت
جليل القدر محير العقولش مجاهدات
ومساعي ( پطر کبير روسي ) را ميكادوي
ژاپون را در راه ترقي وتعالي ملت خويش
پشت پا میزند .
اي خاك مقدس ، اي مد فن اجداد و
نياكان ما ، اي مربي و پرورش دهنده
مادي ما ، که محبت تو از روز اول با
گل ول هاي خون ما يكجا امتزاج واختلاط
يافته ، در خطوط شرائین ما در جریانست
ترا تبريك و تسعيد میگوئیم ؛ بداشتن
چنین یک راد مرد ، یکخا لد بزرگوارى
که شبا نه روز ، گاه و بیگاه وقت و نا وقت
بهترین و قیمت دار ترین دارائي خود را
) که عبارت از عمر عزیز باشد ) وقف
و صرف خدمات مهم و بزرگي نسبت بتو
نموده ، از بذل و ایثار هیچگونه فداکاري
ومجاهدت در راه اعلا و پیشرفت تو در
امور مادي ومعنوي دريغ نمي نمايد .
اي وطن ، اي مادر مشفق ، محترم ، اي
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
