Machine transcription
شماره ( ٦ )
مجلد ( ٥ )
سراج
الاخبار
افغانيه
اشتراك سالانه ١٢ افغانی
محصول پوسته ٣ "
خارجه ٢٠ شلنگ
اداره : کابل جاده ارگ
مؤسس و نگارنده مسئول
محي الدين
٢ سنبله ١١ جوزا ١٣١٤
تاسیس ١٣٠٦
٤ محرم ١٣٥٠
معرفت و وحدت ملی
گمان نه می کنم شخصی که باین خاک
مستعد ( مگر عقب مانده ) عملا قدم ثبوتی
داشته باشد در شب و روز لحظه هم خاطرش
از فکر پریشان کن و اضطراب آور پس
ماندگی و تنزل آن فارغ بوده بتواند .
هم چنانکه از عالم اروپا انسان نمی تواند
در نظر اول بفهمد که ترقی چیست ، به همان
صورت از دیدن مشرق و خصوصاً مملکت
بیچاره ما به نگاه اولین می داند که
تنزل چه را می گویند . چنانچه آثار و
علائم مرض از وجود و اوضاع و حرکات
يك مریضی که بکمال یأس و نا امیدی بر
بستر مرگ فتاده باشد ، ظاهر می شود
همان طور قرائن و امارات پس ماندگی
از هر چیزی که در سطح مملکت بیچاره
ما به نظر بر می خورد آشکار و هویداست
نواقص ما به خود می تواند در صحنه
محاکمه عقل هر کدام به نوبت خود عرض وجود
نموده بكمال فصاحت شهادت انحطاط
( و حتی رجعت قهقرائی ) ما را ادا کند
ولی در نظر يك شخص مدقق و
استدلالی علت العلل این چیز ها و چیز
های زیاد دیگری که در راه پیش رفت
و تقدم مادی کمال انسانیت و موقف
ارتقائی که انسان نو انسانیت در سایه
مساعی خود بدان رسیده است ، بصورت
يك سد بزرك واقع می شود ، عبارت
از عدم وجوده و حدت ملی ، یا به
عبارت صحیح تر عدم معرفت آن است
و اینکه میگوئیم شناختن و معرفت آن
مقصودی داریم ، مطلب ما اینست که این
چتر محترم و المکرم - اینکه دست قدرت
ما را در يك مملکت در وسط آسیا و
در بين يك حدود معين ، جمع آورده و
بنام ملت افغان موسوم شده ایم ، بخوبی
می تواند به ما بفهماند که ما يك ملت
متحد هستیم . علاوتاً اکر به نگاه
تحقیق بنگریم اشتراك منافع داریم ، درد
یکی بدیگری صدمه می رساند ، خساره
یکی خساره و نقصان دیگری است هیچ
يك فرقه و یا طایفه نه می تواند ، از
تباهی طائفه و فرقه دیگر به راحت و
اشکال دو چار نشود . چنانچه در
انقلاب گذشته دیدیم که هیچ
يك طرفه ، به هیچ يك گوشه
مملکت وارد نیامد که صوتی از صوردن
گوشه و کنارهای دیگر وطن تأثر احساس
ننمودند . اگر زراعت يك گوشه مملکت
برباد شد گوشه دیگر به قلت رزق گرفتار
آمد ، اگر مال التجاره از يك كنج
مملكت ما مصادره شد ، قحط هر
گوشه وطن برهم خورد و نرخ پول در
هر جا سیالتاً تنزل نمود . یعنی محض همین
مسئله که بحيث يك قسمت انسانیت و در
يك كنار دنیا و به تحت يك نام ، و يك
حکومت امرار حیات می نمائیم ثابت
می کند که متحد و متفق ويك ملت
واحد میباشیم . لذا تنها چیزی که سبب
بربادی ما شده است و می شود اینست که
" این وحدت خود را نشناخته ایم ؟ "
دانستن يك شي و معرفت آن خيلی
تفاوت دارد . انسان در اوائل کار استعداد
داشت ، بزرگی و مناعت داشت .
در مبرزه حیوانیت مرتبه بلند را حائز
بود . ولی محض داشتن این چیز ها در
تقدم و پیشرفت حیاتش نتوانست چنان
کاری کند که بشناختن معرفت آن کرد .
به محض آنکه ( يك اندازه ) معرفت
نفس حاصل کرد و قیمت موقعیت خود
را در بین موجودات دنیوی درك نموده
به يك انقلاب فکری خیلی شدید گرفتار
گردیده تمام قوای خود را موقوف نمود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
