Machine transcription
حمل
[۰۲] سجل اول جریده حقيقت کابل شنبه ۲۲ حمل
۳
بر ادرای افتخاریم مهتمین جریده صاحب ! وطائفه مقدسه
ایمانکه حماست و دیانت عسکریه را بجا آورده بود
در خدمات شاندانه تعهدات بلکه خود فن حربیه را ذکر
است. حق تعالی باین ستاره درخشان عسکری
مظفرات اردوئے محتشم افغانی را زیر سایه
خدا اقدس کل امیر عازیت دیر سال بگذار دین
تم محمد امین خانقدر شیر فیل ارکان حرب و علمدار نقد
علامه ضابطان قرارگاه عالی و تیر قوماندان
لشکر منصو جناب اجل برادر محترم عبد الوکیل خان نایبا
دل اور حسام احمد محمد خان فرد شمشیر زنگ محمد علی جان
ا قرار دفر محمد صدیق ان قومندان فضل احمد بان و غیره
رات ومهمات جانبازانه که ابراز نمودند تاریخ حرب
اب طلا بنویسید که بست حق تعالی اینگونه مثالهای
ات محتشم برا افواج ظفر منهبات افغانی سالها
ی نمونه صداقت و شجاعت بدارد .
اسباب موفقیت حرب اگر چہ در عرض کنیم جب سے
معنويات است: قوت تلفات وغيره عمارت
مبالغه مادیه است. نظره حیرانه حربیّه که مرا بنده
مدام است. معنويات فوج بدرجه بلند بود که قلم
بیان آن اظهار عجز میکند . چنانچه ضابطان اردو
ار تفاوت را استمر از نمودند در حالت نزع بهمین
این فداکاریه را تکرار نموده ترک حیات کردند در آه
سرفرازانه کلمه جانسپار صد جانم فدایت باد !» اطوا
عسکر یه را سر د دی، مجروحی ، تشنگی، گرسنگی و سجون
البر مشتاق عسکریه که لازم غیر مفارق حرب اند
لدر سردی پر وا نکرده است خصال ممدوحه مذکوره
با شجاعت حربیه اردو با یک پاٹی عدل یا اند.
این تلفات ممتازه و خصال ممدوحه مذکوره را برای
را در قطعه عسکریه را با یک تصدیق الهام کردیم اینک
اگر مانم بنده ضابطانشان است. پس حق تعالی اینگونه
الامبدان ضابطها و قطعهای شجاعی ظفر و در میدان : معلوم
ا بانواع توجهات ظہیریه مفتخر و مسرود بدارد . آن فوج که
بالش کو باند تش مراقاز باشد منظر بر مشتاق و میرام
حربیه : انتها صبر تحمل را اظهار و ارائه کنند و صدیان
خود را در نا معلوم فمایش نکنن. بگیونر : تا بر مته
راه از جانب شمار قاطعه ارزاق عسكر : با مجبوری راه
دراز را اختیار نموده دینار علیه ارزاق مذکور بر ا کیجه
فوج ! دیر رسید. این خبر بسمع شهر یاری که رسیدیم
فرمودند که با ارزاق به فوجم، باولاد هایم نرسد طعام
برا من حرام است دو شب دو روز بعد با خبر رسیدن
ارزاق رسیده در مدت مذکوره با ذات شاهانه در انتقا
کار از شدت گرسنگی ول نان ضعف میکرد. و قدر مستکا
مقربان شان برای اینکه ذات شاہانہ کی طعام فرو میند
هر قدر که قدر و استر عام میکردند ذات شهر یارا ر قبول
نیفرمودند زهی سقاط چنین فوج !
و شخص سمر على اثار کذا کتیبه خوان جریبه گنجائش
بیان مینه . ممنونیت شاهانه و علاوه آن شهادتها
سلطنت ہر با صفای قوماندان و عضوا با مضای
جلالتمانی بان سند مزین بوده نشر اخبار کردید
شارق حال صداقت شتمال نشان است؛ مگر نقطه
عرض میکنیم که در مکتب ! اکثر تا بعد از خطائی علم کا
عودت میکردیم . به عوض مانده نباشی بر گشتای خیبر گمان
میگفتم : از زبان من : مانده نباشی را انوقت
خواہم شنید که میدان جمعیت را زده کا میابی این
باشد ، انیک مر وز وقت مذکور رسید لہذا مفخر او
مسر و را دیده بوسی برای شما رسانده مانده نباشیدی
میگویم و این موفقیات شما نرا تبریک میکنیم .
وزارت بنانا ! بعضی در اینگونه میدانم نظر
قدر رائی قنا دینی مصار فی زیادہ حالات که گرفتم
دقیقانه فکر کنیم قضيه بالعكس مييا بيم مصار فيكر شده ای
اولا مقصد حرب، حاصل شد. ثانیا اردو محتشم کوراس
کیا قره یه که در واسطه کا ذلو، نوعا هشام به بود ! استرداد کرد
دهنده مصارف که خبز یا رضاربیت شکر که زنده است
یک پر بزار آن تلافی خواهند فرمودا با وزارتہ نا،
وزارت پناه !
بایم اولاد دو ! المنيت اشیاء که بغارت برده شده پرورد، در دست مست است اند کے بنام را خواسته اینه و ست است با نام ادهام نیست پهر چه با عما ر است ؟
واسطه سر پرستی یک شین بچه مخافت یکم بر سرپرستی دو تا پینه دو نیم بر سه تا پیچه سه بر چهار تا پینه جهار نهم بر چنج تا پینچه پخت نیم خیمه بر شش تا سیزہ ہے کہ
[الصلالتحقیقی : تضاد کلاتی که در جرینه ترحیم کلیدی مجری شد در مطبعه بحرط کلیدی بجر رسید بنا بر ان حصر ا انرا بر جریده مجری کلید تیم : ]
را ق
مطرفي
مملکت
سیمانی
مانه اقتصاد
قراری
ت در
توسطه نگر
يض
بر مطابقت
خود را جزار
توسالاد
ان اشیا
ولدا على
د که در این
در همه حین
بند ایند در
عسكر
بهره بر اینه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
