Machine transcription
(۱۰۶) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲ حمل
قوم فرعون ما و ملاهای ما باهم در اینجا خیانتها می کنند
در زمان محمد علی پاشا کبیر (سرسلسله سلاطین
مصر) در شهر (دمنهور) مصر زنی مدعی گردید که شیخی
بنام (ابوالعمر) رفته و معجزات زیادی از و بظهور میرسد
از جملہ کہ باعث ترویج تدلیسات او گردید این بود
کہ صدا از داخل شکم او بدون واسطه حلق و زبان و
لب و طورے این آواز از شکمش به خارج منعکس میشایان
میشد که آنرا از ماوراء ماده تصور میکرد.
مندرجات سیمت معجزاتش در دمنهور منتشر و غوغا
مردمان اطراف او را گرفته و حلقه ارادتش را آویزه
گوش کردند.
چشبک و یدقضائش در اهالی دمنهور خوب کارگر شد.
مردم باطرافش وسعت پیدا نموده و به قصد مسافرت
سوے غلت شهر افتاد.
چون در ان اثناء محمد علی پاشا با انگلیس جنگ
داشت و قشون زیادی برای فرستادن به حجاز
در اسکندریه و قاهره موجود بود. تدلیسات آن زن شیاد
در میان نظامیهای ساده لوح ترویج یافت
آنها بر او مجرم و معتقد او گشتند و باین واسطه نفوذ بی
پایانی در میان لشکریم رسانید. نفوذ او منحصر در افراد
قشون نماند بلکه بصاحب منصب یا حامی و مامورین
عصا نیز سرایت کرده و بدرجه کار آن زن بالا
گرفت که کسی قدرت نداشت که از کرامات
او سخنی منکر شود. و مخصوصاً که عده
کثیرے از پیروانش مدعی بودند که صدای شیخ را
از داخل شکم لمس خود شنیده دست مبارکش را
هم بوسیدهاند.
دامنه این فتنه روز بروز وسعت پیدا کرده
و امر ابوالعمر اتباع و پیروانش می افزود
تا آنکه بالاخره قضیه بگوش محمد علی پاشا رسید.
پاشای مزبور از شنیدن این قضیه
متوحش گردید و ترسید که مبادا در یک چنین
موقع باریک (جنگ با انگلیس) کسی از نفوذ او
استفاده کرده و فتنه بزرگی در مملکت ایجاد شود که
تمام بافیهای او را پنبه کند. لذا بفکر چاره
افتاده و تصمیم گرفت که ابتدا شخصا اور الملاقات
کرده و تزویراتش را برای العین مشاهده
نماید.
برای احضارش بدارالحکومه هم نفر از اشخاص
دانشمند را بوعده پول زیادی تطمیع کرده در انجام
بدارالحکومه بیاورند. اشخاص مزبور به ملاقاتش رفته
و چون خواستند که او را با خود بحضور والی ببرند جمعیت
زیادی که اطرافش را گرفته بودند مانع از انجام ماموریت
آنها شده و لذا مایوسانه و بدون حصول نتیجه مراجعت
کردند.
این پیش آمد یک زمینه دیگری بر تبلیغ بدست مرید
هایش داد زیرا اشاعه میدادند که والی خواست قهرًا او را
بدارالحکومه جلب نماید ولی شیخ (یعنی ابو العر) بمردی نمود و
این را دلیل تفوق و مظفریت شیخ بروالی قرار میداد.
این اشاعات بی اندازه بر اهمیتش افزوده و کارش
را بجائی رسانید که یکرو ابغرض تبرک دیمن او را بر اسپی سوار
کرده و در میان چندین هزار جمعیت با سلام و صلوات در
خیابانهای قاهره عبورش میدادند.
محمد علی پاشا سمنک حال را بدین منوال دیده آنها را بتدریج
مخرب تر و نامداران کوتوالی احکام اصدار فرمود که جبرا او را
بدارالحکومه احضار نماید. قوماندان کوتوالی همان روز نظامیان
فراوان بدارالحکومه آورده بصورتیکه هندو هزار جمعیت در
نثر او آمده که به ببینید که کارش با قوماندان و والی بکجا میکشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
