Machine transcription
شمار (۷۳) جلد اول جریدهٔ حقيقت کابل شنبه ۱ دلو
مقرون که موجب این هنگامه و پیش خیز و این غلط اندازی
منافع مملکت اسلامیه خود بمدعا عند و تبلیغات نموده امین کردین
نادان و اقوام ساده لوح ما را که از خود حرکت و ارادت
و سرا پا گوش باستماع الفاظ شیطنت کارانه شان فیا عظیم
بودند، بروی حکومت متبوعه شان بیافتاری مجدداً برادران
مجالت کاران دادانه همت و شجاعت عسکر شیر زاد و با غیر تطهیر
ارباب بخرد میلا مده بجهت حسن کرد اند که دشمنای نا حزت
و قالی افغان ها که سالها که رفتار و طرز عمل موجوده افغان را بی ربط
خارچشم شان است ابدا دیده ندارند که افغانستان بیله دیدارسها
مدارج عالیه ترقی و مراتب بزرگ تعالی بگذند ازین روبه منفعت
پست فطرتی و خباثت ذاتی خویش امثال این هنگامه با شکرانه
و پیرایش های بی بنیانی ملت جاهل و ملاهای سوء نیت خود د
همی نمایند. معذلک امت جنوبی اگر چه از حسن کار در بادشاه
و فعالیت عساکر غیور افغانی بسیار زود ممکن بود که در محو از طول
غائله که موجب طوالت مسلکه و دقایق واقعه کردیدند گر برای
گندم نمائی و جو فروشی مرکز دکان نفاق سمت جنوبی که پادشاه
ثانیاً شفقت ورافت پنهانی حضرت معظم فأن بدهم امت شاکرد
افغانستان بود که نمیخواست حتی الامکان بقایع واقع بار
فرزندان بدبخت شبیر دازند. هیچگاه یک تصمیم جدی در برادران
وایفای شان نفرمودند دیدید که یکه یک سرعت عافیت و و ناوار
غائله کبری اختتام یافت.
در خاتمه از خداوند میرتمنامند امروز همیشه دعای ما پادش
ترقی و تعالی و برتری افغانستان را خوار و زبون مر حمت باد
دارین و شا شکر مظفر و سائر جبهه طالاب شکری خلاصی تشکر آن
و کامیاب فیکنام و سرفراز هر دو جهان بزیر سایه جهان قاطبای کا
ذات شانه خواستارم.
برادرانم شکر خدا از نوازش و مراحمه نوباله
که باشما ذات ملوکانه به مگانه فرموده اند بازدارند بسیارند
مرحمت و امتیاز ماشا و امثال ما کافیست لہذا در با صیاد
بدعائیم که ایزد پاک سایه رحم وایه شانه را از مرفه و کان عمارتے
نکند (خمرد و بدت پادشاهی در حفظ عموم) از پر معار
وزارت حربیه نمانده بود آقایی محترم عبدالغفور خان
وکیل حربی در وسط عمارت بزرگ وزارت حربیه
بپا ایستاده در صدد ایراد نمودن کنجانه شدند بندگان
تقریب تمام موزیک و ساز ها وطنی سکوت ورزید با ما
توجه و ملتفت بود آن ناشر ا با صد امینه وزارت پناهی یکف
زدن های هم شادمانی که یک غلغله بسیار بزرگ د ولوله
عالی را افگنده بود نشان دادند.
سپس از فرو نشستن آواز با تصفیق حضرب کیا
نطقی را ایراد فرمودند که ما حصل آن حسب ذیل است :-
احضار محترم مهمه شما
نطق وکیل ضاح
خوش آمدید و از حضوری
از شما اظهار سرور و شکران همی نماید].
برادران یکان برایم عساکر مظفر رساله شاهی
و نوبالان معارف ا امروز و نادت جلیله حربیه کوس
متبوعشان برین فتوحات و کامیابی تان که در شاه راه
ابراز خذ مات و مملکت و شخص محبوب القلوب علحضرت معظم
غازی خویش در محاربات معلمه و پیل، بمواقع جبهه سم جنوبی
اظهار نموده، داد صداقت و اسلامیت وافغانیت را
داده اید، اظهار مسرت و شادمانی میکند!
حقیقاً که شما شیر مردان افغانی و سربازان غیور
اسلادین فاطر حما شجاعت و داد حماست را داده عملاً
بر رضای خدا و رسول خوشنودی عموم وز را و امرا و مشاهیر علیه
و مسروریت کافه رعایا صاد و اعلیحضرت معظم غاز خویش
شیری آزما در خورده اید بر خود جلال و تفوق انتا مملکت خوایی
ایفا نموده اید. حضار محترم ا بدرگاه حضرت کبریا بسیار
شکر گذاریم که از ماد ایمز و پاک روحانیت هدا لولا آن تصفیق
خیر میر را که برضد ترقیا و تعالی مملکت خود بر خاسته ناحیه و جنون
سوق الجیش و مقره وزارت جلیله حربيه ما را تولید نموده بود
براه هدایت و اسلامیت شتافه طوق اطاعت حکومت
محقۂ امانیه خود را سرو و باره زیب گردن خود نمودند.
و آن بدبختان ملعون شقاوت پیشگان ضلالت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
