Machine transcription
شماره (۷) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه (۴) دلو سنه
باعث این منظره را استفسار میکردند، آنانیکه از اصل مسئله
مطلع بودند خیلی مشعوف مائل بودند تا جزئی تر این منظر پرخنده
بیایند، در عین زمان ازین مجمع عالیشان، عدیم المثان بمحکمه
بالا در عوام و خواص زمزمه حکم ما شده بالبها شادمانه بعبارات
مسرت آمیزانه و اوضاع انتقام جویانه صدائی بلند شد:-
این است میکوب شرارت این است محکمه بغاوت
و مشته دیگری با صدای بلند تری پر طنطنه و شلوغ روی شغف
بد و گفت:- این است ماسیائی دانست خون
و نگیش! با جمعیت دیگر فریاد نمود که :-
این است آن شقی النفسی که هستی و ثروت و شاد باشی
سمت جنوبی را بباد فنا داد، مگر شکوه با شکوه آمد قطعه نها و خود بخود
آهنگ با دلکش موزیک خاتمه ایام کامرانی و جمپ حالات
و ستمگاری اذیت و مردم آزاری و ظلم و اعتساف بی پایان
او را بمه باز و وحشت و شقا و تبار را اعلا و حیات او را بیداد نموده و
ترتیب کلنگان تا اینکه بصورت و هیئت مزبوره بیاست
آن بلائا یما بی جہالت دستور
بدرب قلعه کشانه و رسانیده شده ندوہ انجام حسب
ترتیبات که حضرت شاهناسی حمه معتقد و فدائی محزون
نموده بود او و امیر کبریا نایب و الیفان با در صیفر مینگو
عده از اعیان مشاهیر دولتی و مصاحبین جنا بمان
از پیاده است و رسالہ با که در موقع مبرو ز این قا ئد
بدست او پر از مرکز اعزام شده در سمت جنوبی و اطرافه
بسیط و محیط
قریات شقاو تپشد قلعه جلول بدبخت و منبه میزد و بر طرف
وضعیت لنك بالجمله از این قبیل سخنان و بیانات
مورد از هر زبان بسری و با
بسته در محافظه و پیره دور این دوسیه روتر کار بدکار
شنیده میشد که تحریرات بطولیت میکشید ـ در بین این
و طرفدارانشان فاتحانہ بمرکز خواسته شده
دار و برد که سینه چروکدار شرار را می باند بامر نقوی و بی چون
با زدن بید حول کناره بادشاہی شدہ حسب الا
زرد و خونها بی سرد خنگ لبته در صفوف
جعفر تعالی عبد العزیز خان وکیل حربه میفرموده
نظامی دنبال دسته موزیک چیان
این سپاه ظفر اکتنا بصفوف متعددی ترتیب
با چناب پی که ظاهرا آثار خباثت و علایم
شده ملانگ و رفیق دینگ آن از مناظر کردیم
شرارت و ماده بغاوت و مبدر شقاوت از آنها ظاہر
فرحت التیام نشانه تخصیص شده بود بجانب
چثه ملوسینها مرده با سیما تا پریده و کله تا در بر
و هویدا بود چشم ناظرین را بخود متوجه نمود.
عکس فعال و محبوب یا بر قرار موزون قدم بر طبق اداره
ملنگ بدست مشک بسته ایستاده کردند و به ایون
اثر تماشا و تماشا بعد ازینکه ترتب التزام
موز یک که دران فرصت نغمه سرائی میکرد در رفتار بوده تاثیر
این اوضاع و قرانهای موزیک در قلوب بلائی لنگ
مکار برده شد تمام این
فاتحین شجاعت بکین و سپا ہر حصار دین متین
و رفیق دینگ آن چنان تاثیرات تهدید آمیزی را تولید
میکرد ، که گوئی چوب دار را در برابر خود دیده این صناعت را
بتمامی اهلیحضرت غازی با مش آقا میں
کہ آخرین دقایق زندگانی خود تصور میکرد بایک عالم
اریکتاب که سیائی خونی و مبی در موضع جای بمان
اندوه الم میگذرانید تغییر رنگ و حالت اضطراب آثار در کله آتشناسی شخصی پاس گردید در سی تا و جانبا
روحی از رخسارشان مشهود بوده همان ندامت و خجالت شان چنان بند داشته میشد که اندکی گرفتن و افراهم
بیگد و تنویر انظار عسکر ظفر ماثر لنگا محرمت شعار میشام
شان از اعمال سرا پا و بال و افعال سرا پا ضلال سابقه
دیه از حلقه و عموی شیر پادشاه از مبادران بند
شان حکایت میکرد - بیم مجازات و اعدام، برق چشم
وافروختگی چهره تماشرا سلب و نابود کرده از فرط وحشت عاشقانه درا ضلاب فدا کارانه برامد از می دادی که
ان کاند بود که از روح قالب تهی کنند.
سلام کو بشین مردم مسام شاه خوی خام و عسکر غازی مرکز با یوب سران
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
