Machine transcription
(عدد ٤٢) جلد اول جریده حقیقت کابل دوشنبه ٢٨
تفاريق عليمعظما بائى بے كرافيغان
صورپذيری توزیع اعیحضرت مرکزى د انتظامی عسكری
قارئان محترمرا در روز دیگر بخوشی ہاۓ عموم ملت افغانه و بیدارے
و فداکارۓ قواى اثنا عشریہ جو اردو مرکزى کہ بمجرد استماع این مسلم فاجعه شورشیان
محصل بغاوت اعداء اسلامیت و افغانیت جہہ سرکوبی و گوشمالیذات پلید
و بیگل بیکری در مصافجه تا نامند موری بلا واسطه افغان بمحضور اعلحضرت سراج
المله و الدین شرف حضور بهم رسانیده تما ما اظهار فداکارے در راہ شہاوت نمود
و در تجزیه دار افغان و سمت یا اطرف و نواحی غراوه اقصاه شان بیقین
دلجوئی و تسلیت انما نتاجیدار کامل پخوتہ سلاح اور وہ شان بود ماد هجوم قادریہ
دست خضره درین ایام نصرت التیام که بخوش بختانه درہم کوفته و آذان داد نبتھا
و فرار بغاوت پیشگان سمت جنوبی مسموع او لحضرت وقوع افزاید این اطراف
نیز کار بکارانہ رجعت نمودند و وزارت حربیہ خیان بفسونین اقوا موجوده
مرکز ٹی اجازه رخصت بعطا نمایکه بخانہا خویش اگر خواسته باشند بروند اما آن
رو از جمله غول کار جبیہ ظہار رضا منده با نبا و جناز حصرت امیر بحسن الله
تخصيص تا در جامع عیدگاه اظهار را خضو ش نموده رخصت دہند
روز مزبور سرتا سر جامع از سہ ہتیا مو حشوملو و مرسم تعظیم که بیا چون
جناہ مقهر بست بیک طرافند صحبت کمانا بجا آمد سس لسان ذات شهریاری
در جو شکر یہ اینان نطق لا برا نمو د کہ مکرار مطالب کمه آن حسب ذیل است :-
مفهوم نطق اعلحضر خاقانی | اولا از خدا وند متعال خود
صحت و عافیه یہ تمام عالم
اسلام علی الخصوص از فتنہ آنا انشان پنجشخواد شکر شراید و نیز در نمازهات
بارک بانکہ نظرشان بحرکات و خیا تا اثناء بار رفاه و بینجود آرامم و ترقیات
افغانتا میاشند از خداوند او تا نرا با عزت و نیا از یخواہم وار آنجاکہ
که نصرت واجب کجل خورد و خسته خویش مدامی بایتشان بدمت جوئی
کہ لیکہ در حث جاہ و قدری جوی الانم با و در نبرد ثمان پہلو بازی خورد
خونجود خالہ بے بی دو خونی در آغوش حیل میلاندنه گانشان از عدالله
خویش درجه دوست با متنا دارم .
بر میدیدم ابد کالین که خو د را درد مندی لا فکندا و تا دا عناد و
و فم میران الناس خویشه و زیم بادام کا دو سکر شارع بمرم آثرا باش
سگ عقرب ترازه خرما را نے ارد باشار یه کارمتان برادر ایده
یتیمیدوز اینکر ید بیتی روی پیری اوردن بہا خود را بقسم غدر خونمی
مقذرت طلبی نبرد اولاد عزیز و عسکر آوردہ بر شما و آرزو ہے دل کہ
خود ہارا مینمودند کہ در حقیقت افغانا این طور دلا در آن دید که مانا
بار خدا وند شا ہدیست که گا ہی آرزو مدالم چنین نبود کہ درین
مد گیره تمدن و از اندگان ابناء سمت تعلیم و شا ود در از کار اسا
زیرا کہ اگر خدا وند بخواہد آنها اولا و اعفانشا گفته میشوند در ان نواح
چون از جهت و شجاعت و دوستی و صداقتی که شما براده است
عسکر یی نون نسبت باین خادم سلام و ملک میفزیون دارم ابی تمام آپ
ناکوار سمت جنوبی و این نا مرہ بغاوت پنی اگه میدند که کل دادا نہ ارد
بکلانٹریہ آنان با تمام خوا میں مارم کہ شما قطعاً را رخصت نمی با شاش
سنگ ترین خدمات و تا و اجراءت وطن خواہانہ شا ہجران ایران بکر یه
سمت شمالی و ہزاره کہ درین راه که حقیقتاً مقابلیہ حمل بران و به
اید غیر منمور د ندامز لوده دعا میکنم ما در دین و دنیا نیکنام و سمیرا نقل
در بانخستی کہ کتب شہریہ شردونصا کے والد و تو ہر اے آباد درزا
نصحیتی که برای شما میکنم نصحیت که شما بخدمات در کابل امرانما بخر
بوده از اخلاق وعادات اہا لے دارب له خونر متلو ، مان ما شاده
کرده اید باید که شما با در زمان رجعت با و طان خویش ابنا برف بارکی
آن ولاد مقلد نیک نمائند تا آنها افسوس نمایند که ای کارش ما در ایا
میر تیم و از عادات پسندیده و اخلاق حمید ا بجا صه میگرفتم منو سا
آنجا شاکر غیورم که در خود کابل بودند و در واقعه سمت صرف معا نه
شامل نشدند البته بخیال آنها خواہد گذشت که ما هر از یه ز شرفها
خدمت در راه مملکت بی نصیب نشده در کابل ماندیم تا قطعات
اطمینان میدہم کہ آن عساکر یکہ در سمت جنوبی داد افغانیت انسان کی
اسلامیت دادا وند و این قدر سعی و کوشش از صد سرمایه صد ساله
بغاوت سمت جنوبی کردند اند تا با بواسطه اینجا با راه
و قاطر جمعی آنها بوده است از طرف مرکز و شادمانی در راه منا
و پشتیبان و مدد گار خود ہا ہے بے پنداشتند ای ام بیا ر
پشتیبان بسته با و شجاعت را وند ست .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
