Machine transcription
شماره (٥٩) جلد اول جریده حقیقیت کابل دوشنبه حـ
خورشید سان مشرق دانش طلوع کن
خواهی اگر مجمع اهل صفا شوی
باید بعهد کردن خود با وفا شوی
بر عهد خویش چونکه وفا کردی و ترا
نوری رسد بدل که ببی با صفا شوی
راهی برو که جمله نکویا بر فته اند
تا شمع جمع گردی و خود رهنما شوی
شب تا بصبح منتظر نور آفتاب
حاجت نموز نیز چی خود رضا شوی
خورشید سان ز مشرق دانش طلوع کن
تا برتر از کواکب و شمس وسما شوی
صنع خدا نظر کن و در او نمای فکر
تا آنکه خویش مظهر صنع خدا شوی
بیگانه شو ز هر چه جز او وجود یافت
وانگاه در وجود باو آشنا شوی
دام از برای کس مفکن بهر دانه
تا از مقام دام خلا تو رها شوی
بر بینو اتر حم و بر عاجزان کرم
بنما که خویش با شرف با نوا شوی
چاهی اگر ز راه ستم بر کسی براه
البته خود بچاه ستم مبتلا شوی
پیوسته در جهان اثری در طبیعت
کردی اگر جفا تو پیر جفا شوی
درد کسی گر نمائی دوا بهر
از بهر درد خویش یقین دانج واشوی
چشم حقارت ار بکشانی بهر گدا
شاهی گر فقیر و حقیر و گدا شوی
از بهر بندگان خداوند مستقیم
آنکار را بخواه که بر حو رضا شوی
صادق اگر که سعی کنی در امور خلق
فرخنده بیستوده و فرخ لقا شوی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
