Machine transcription
شماره (۳۹) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۳ قوس
این بنده بالله عرض میشو دکه حکومت عادل ما بحرمت و بتخوا نفوسین
عالم بشکر خود شاید یک تانه را در بردارد. مزدور یوی تند کامی بندیز
آغاز مینیمار نماید. مگر بخافظه نقشهٔ بزرگواری خود بابا
تلفیق نمادین بیا نا طاعت نیس پوره و او الاحاجا میشما دنیا
ای تان را کرمکونیه یا مجارته مجادله دور نداشته که برده
باز در نهاد اسم معانی خود که در نهاد ما صدق وصفا است قروات
مشان
دار الاهیا او سود خانی تمه ملت افغانود تاه مینی یی مسلط
یقا نهاد اجداد نیم نگشت زنی مکوم می رسیدم
بر او انکیم ام وی نستم که در طریقت کا فرست و تجدید
امان افغان مفصلین از تنقاط الامین
بزرگ استفاه کرو نا سکی
تراز الاه بالا و یاکوه میون یاکافه والدین خداوت
اری یا خود سلیم یکتیم اعدا ر ان کیو دگزاریم یا طایفو
واست کوب ان جان کرگ مشونا طراو را هم فریت یا
مدنی و من این تم تا این تم کارنا وا وانیو اظهارات
نخونی اند ونوس میتونه همین مقصور بدست آقا شاید تا
مالی میتونه بر از دکوه لطیع یم مکتن با
حقیقت با اینکرین مهیم قدس در حضار افوا
و معنا با ترار قرار فراخودی نیا.
داشته با احوال و سریعتی لا فتاک رفیق و بیگانه کرمه آماری
یول استعداد مدارج و وسائل خود ها در زمره صالحین
حباب میدادند مناسبتی هم بمر میرساند. فاما این محکم امر مر تو جان
ها ما قلدین و ذاتجاهت عیان تورین مشرق روز روشن
کان استوار به رفتاد و خود و امثنیات حیات مد افراح بهرستان
درین مقصد با بزرک سکرتی می سیم کا نتواند این مضمون
مان نگاه صرف دگربرا و اشکال محاط ظهرا را وارد میکند مسخووت
محل دین عامر عظیم برداشته اند. بهر تقدیر چون خود و نیز
یالا او مقد نیست د مجانست ان خودش ضابط بوله ان مدعی
عزیر اسخن اهیت اگر یک خوق سی در ست شبی با رقیت
ت ظا هر مینمود تا زمانیکه اعتقا بجد یک دنیائی بو قاعره مدار
شاسته و یک خریده معین و من این محکم با شما یک خانه اند
آن مقالات آن ذی در اقدر و قیمت حاره از خود میا بیا
و معلمات حقیقت این حقیقت بالثنا محق اند که ترکیبات از
قواعد انها عسکر به در امثال این امور مجرب در ندام خصلو د هدایت
کافه امو جردیه کلیا دوازرهب خطاکرد یه آرا و ستوان در
خارج از ان مقرر انکاری نمایند در یکی او اد ا و ان بروز رام بی
تصریح شده که اقد د ا مورا جزوه ی مطلع که بوماند ک بر شرعی
شده مداخله کند. دیم ها رو شده ملاحظه و موانست که بقا فیاتی
رو سا انرا از طرف خدرتدی میتونه که بر طبق مجبال تا قعاره اینا از
قد مامور بزرگی در خومت د همگین و گرز بزاعدا این بعد سیاه
در بین این مقام کوهد. دبا این سکر و جهاز با عسکر های جا کجامه دور
الی شعب بلخ نے
تانا مرا هر گونه اعو حیا استعداد نمایند و بار جاجی اعماد وحرکت کنند
بدون انکه ما متور بزرگی را فریب بدهند
تازم هضرسیکه درین پل نظر را به از بو سیاسی بذرفشت و راست
امان افغان لازم ست که کیفرز ماموری
بزرگ را در انجا مانده دگران ا
خونه شوند و الی، مردم از سایه کرونه اور بر هشت میکند و مکاره
حقیقت : با حیرت است که مقرون ای خوان
امان افغان از اورا مسمو ع مری
نموده ام تجرانرا بصور ی دالت پرداز محوله ملک از همکاران
منجی بزه مضایقه نموده همچنان اجرا انان را از سوید
سطوع مواضع و هبا طرفین حاخیر حکومت فقط نظر انه درست
اظه رسد شت البته که بدین تجویر خود جرات میکرو
کدامی کو شتینی لو حاحا محر و جنیه امور ملکت خویش دسر دارند
دوستانه معروض میداریم که عل تقدم امور بزرگ بودن
حقیقت
افواج را در سمت جنوبی از لوایح سابقه و اشاعات لاحقه
معلوما بگیرند واقتیا برین عبود آوار حیف گوش نگرند ب
پلو مینا جده د سینه دلم را : تا چند گلوتر که بخون و جلای
حمله یک ابریان در علیه
اطلاعی که دیروز رسیده مشعر است که گلدسته از را
پازان شهر اهرجان منفرده نظامی ما که از ارگون با جبر کی رجه
واین جوانی را که بهر تربت دوز با په کا ممت ارند ای در دوریان هدیم می دهم اند و بخدا د ند که باز از ده ها این کلمه را داد تا در اینک و مجله است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
