Machine transcription
شمارهٔ دهم جلد اوّل جریدهٔ حقيقت کابل چهار شنبه ۴ قوس
مجلس شصت نفری بشاهبره این بارگاه وزارت حرّیّت اثر بتقريب
عرضِ امضا یافتهٔ ما اما بمقام امنیّت علّیه بخواهشیکه بمانعِ مشکلا ت
پناهی قرائت کرده در غضب آن تأمّل برخلاف قانون ضابطه
و مساکن خود در ین موقع خدمت اسماً ناماً عرض طالبا ت داده
بکمال عجز و معذرت آرزو دارند که ما را الان کماکان
بعين خدمت باشرف عسکری تا انفا فیصله شدن معاملۂ
سمت جنوبی بخو و مختار فرمایند:-
عريضه عسکر شاهی با نفری مستخدمين صنف شاهی
اول در جوابنامه که ازمقام
وزارت عظمای حرب درباره مرخصی چهل نفر ایان فخر خامه را
یافته بود بواسطهٔ حراست حیاتی ما خاطرنشان ایان گردید و
درست از مرخصی چون هر نیم فرد علیحده علیحده دقت نمودیم
و اطراف وجوانبش را خوطر سنجیدیم در نتیجہ چنان التماس
میکینم که چون در ین ایّام موقع خدمت و ضرورت خدما ت
ونظراً بمقصدت ایان بادولت و مملکت براها هی ایان
نمکخواران پادشاه و سربازان صداقت کیش مملکت را قطعاً
سزا و زیبائی نیست که خدمت محبّ یک پادشاه غیور و
غازی خود را که نسبت بسائر مستخدمين دولتی دربارهٔ
ما نوازش و مهربانی مزید دارند گذارده بخانه یا خود برویم.
لهذا ما از جان به کمال عجز و انکسار عرض میداریم که این نقضِ تعطیل را
مانع و کسر شانخو دجلی میگماریم بلکه در هیچ یک موقع بجهت نگذاشتن
یک خدمت با شرف را مرگ بی عزّتی درین خویش عقیده
داریم لہذا از حُسنیٰ جذبه هائیکه فوائد اعظم ما میباشد چنیہار امیدا نواری
را بدال می پرورانیم تا این التجا و معروضهٔ خاص و فریضه مان را
که آمد وکیل ما حکومتِ علیه حر بیه میباشد بقبول فرمایند که آئے ازینجا ما
برخصتی درخصت گرفته و بخانه یا خودستان در هیچ یک موقع نجهت
که عبارت در خاک خون غلطیدن در شجاعت و اطاعت و
عقیدت خود ما بر ا بادولت عهده نمود که سالہا سال پروردهٔ
نیک نام ما شاء باشیم میداریم رضای خاطر ما مقبو لیت این مرام ان
برای ما عموم شایسته و بی ثمر وکل ہست! افسوس بچگونه فکِ
از میانیا بر خصمدریت را تا عایلی و مشکلات شخصی خود ترّین
خو د را مترو ریلے نگارند بر طبق مقررات عسکریہ بتو اند که حقِ
مقدّر خود را از خلطه مربوطہ خود گرفته بروند.
اینک از مقام وزارت حربیه بحکم رفتن چهل چهل رو
بطور نوبتی در تلگنامه توضیح و امر شده هیچ نمیدانیم که در تجوی
بر کدام واسطہ بوده!! از ادِ صداقت نہادِ عسکری که از سالہا
در از برد و رده دست حما ئل مرحمت پموست علیحضرتِ
سلاطینِ غفانی هستیم بگی با د اجداد ما نیز از ین خوانِ جوان
پاد شاه بخش و مستفیض شده اند در هرچیکہ دیگر ما در انما ندان و و
نه توارثی بار بگذار گم شده کنا ر افغانیستار برآندم از
و ار و حضو العلیحضرت میشوند چطور متو ائد شد که ما با وحال
مساکن خود رجعت کنیم و در موقعهٔ کہ همراه دیگر برا در
خود که در صدر حه کنون در عرضِ راه رو بر و و مواجۂ شور و جنهم اس
که فجایع را میرویم!! و ما برا نچہ واپس می آئیم؟!!
لہذا بکمالِ عجز و انکسار معروض میداریم که مقد
عر ضِ اینِ حکمنامِهٔ خو د را پس گرفتہ ما مجموع میح الا فواج را
موقع ازین خدمت سراپا مفخرت محروم ندارند درین
مهمه را نه مارکو همتی و پست فطرتی نشاناند.- درا
ذاتِ پادشاہی کہ خصّه در ما ر ا بنظا م و اراده فرموده بانه
معاش مقررهٔ ما را قطع فرمایند ما در اصلانه یچ گفته نمیتوانی
صداقت و خلوصیت و حُسنِ عقیدتی که با ذاتِ همایو مجت
داریم میخواهیم که انفصال این معامله سمت جنوبی مفروضِ ابا با امر
و ظروف و ملبوساتیکہ از تحویلی انبار الطافانهٔ شاہی در بر خودم
ہستی خود غررا یا گر گروه ایم هرا رحیا خود را نموده ما کزاند
نمائیم واگرائیم روبه نام گذشت حاضریم که ارسوا ل نا
گذار خود را نموده این خدمت سراپا مفخرت را امینِ موقع تک گل
نگذاریم ۔ تا نزد اقران مأ ما ئل خود شرمسار و نداد کر لشکرِ خو
دشمننا و اربابِ غرضِ زمین گذشتن مقد و کلیه ای خودم نیز بروض
جوایز وکیل حُضا محتشم بعد از انجام این عِران در این
دیدن این جذا فراب
کہ جوشی قدم راتا طو یلی رهنمو د ملاحظهٔ آن قرائی ا استلام
حاجبا عرضِ من اند که از ین رفتن شما پادشاه کبر یا وانِ یا بطانچ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
