Machine transcription
شماره (۴۳) جلد اول جریده حقیقت کابل شنبه نهم عقرب
انگلستانیکه خبائث میبار آنجا
گوئی بعوض مدح گفتم کفه ام
برلاوۀ سوسن ابا نظر می بالم
در حق ثریای مشبک باندا بس
باوهم و خطایش چو چاکرانم دانما
از خدا خواهم بر بر اینجا ارجو طوباً
اشهب طبع روان کر ملک اندیشه
بس خن کو آلم شاید که طبح شاه
پس درین دم آرم محال باز نواتین
جهت منظور شاهی سخن کنم کمال
نظہ ہر جائیکه یا عور فرماید سوء
بست او ظلی المعفو از مجر رحیم
هست با نیکان زنیر بر شاه گدا
خادم مخدوم پرور دایم المدح اند
یا فیض اکرام بند شاہا هم پست
هست در حضرت علی که با و التجا
پیش پیر حفر الطیف بنده جا که کجا
گر بند با توسل حبل المدینوان
کز نقصار خاکسار راد داریوم
ابشی افلاک بر من بنده ام تا دندانه
شیاطین کاخ او تا بکل خدامید
بجو این آب لیسکوانه مین باید نوید
ارزوش با وقتی بستم غلام در خرید
بحران خوش تر این مدح خرامد وعید
از سجل شرک ان احم تو ابا مجید
بارک الله فی کل یوم من سزید
من بانداز بها و آبکا خوا یا حمید
در حلال آید وفیا سخن جویا کشید
زاغداری حوت بخواب خون بدید
شاد الا خاطر موده آلها یکه مکید
فائدہ غیر فنایته ای ملکه السعید
كان سلواست رندای نجا معید
ہست تار تار کار استاد ابحار سعید
زیرا کاندامد جناله پر حمید
بجو نفسی الجو یا کسی بی المرید
این کشد سمری با و پناه خواهد برید
این الطبق نبا جست بروان کشید
از ره القا ای دارا اخلاق حمید
مبوم از بیان که مهربانسان ندید
دستھے دارد امن نیخواہم کشید
افتتاح جریان آب امیر غاز
به (۲۹) عقرب بعد از ظہر در راه کاوه و بدید الی در جی از
مدیر انواخو آگاه اخبار دار السطته کابل بمیکتاب از جناب میر فاروق
از طرف وزارت حوادث مدعو شد نیر از ساعت م محمود الدین
در سربند مزبور در کوہبنا کر بمقابل مهرا با خیر می تحت کوساغا عالی
قبلہ نزدیچے کند موقع نموده بعد از وقفه قلیل ذات همایونی
با عده از مصاحبین خود بر مطور غیر رسمی شرف نزول مهر رشان
قرب خرسندی حصار داده بالدست بدست شهمیه شما به طرف
حضار و یکر یہ شکر و موز که در مجالس فلاح ملی که منظر خواد و آیا
بربی عمارتی در ملک در آناں
بذل تو کرد در سخا خود کہ شاہ کا ربود
تا که باشد جای حیم درین عالم نفس
خورده ام در سفره انعامدات شباب
چون لا مو خه کردی باحسانی کہتا
بندہ عاصی است مقصر و ضیعه با
کام تر و بر مدت بدسکالست با زنا
کلیم متقون باد از خوش اهنگ
باشی که وقد خوابید را بیدار کرد
هر که از جهاد دین او را محرک بوده
کرده ام جو شریک ایام حمایت کار
گشته ام جو با یک مجلس مشاورین دین
تا فیل پرین کرده معاطاتی بخته مهرا
این نیر که از راه تکلف کردم
رحمت حق زبان هسمه تا روز حشر
دامن شکای کرستم چون سگ اصحاب
با تو کل بر خدا بر در که این انجمن
شاعرا داد چو مستغنی بسی جاد و یا
ختم سازم بر دعامخا مد این نامه را
و این حامید مقصر شید بادت مدا
سیف نسانیکه اندرز انسان نظام
با من همگام پیری مریانی و
داد ایبی کی خود در دو بانها فیزو ریکی
در نسیم خسش نسی نادانی روشنی کیا
داغ خواری ببین من در این خواهد شت
کشو رمحشواد انلی مومی کالی
گردد از لطف خداوند عریانی دا
مجبه در بقه شنا زرا نیکے مواقع تو
خیمه پیشین بخواب مرکنی را بیدار
گردد امام بلائی ز لوم نتوانسته
وقف سام از طی با با بعداز
اور حامیت گذار وقت
مالکه روح افزادر حالی و تمزان
از مین بر تو بانه الفاستان
گیر واقع شبید روز سلطان
تا بیاموز و خدا و ندار الفائی و
گشته ام کوی که حلقه انا فعال الک
حرف حق تا اینکہ اندازی در در دام
کم مبادا سایه الهی بدام مواقعة
بهر شوکت شبقدر ترقیات
قریبه یک عالم ممنون در رعیت بادبی با د سرانا
طی نسان در هما جناب و پشته سر تا سر دره را م شاد مانی
گرفت بودند کمال گرمحوشی بجا آورده شا در اقامته باش
ذات شاخته فرمودند که در دام بیه تقریب بطو غیرا جدید یا با
است خواستم که حصار یکطفه ما برطرف داره کلفت که
بعد از فهیدن بیا یه که وزیر صاحب عمارت بیا و فاد
از ادات مصروف تفریح ماست نیلا بعده خورستان و یاد کران
کرد پر شد شا میرا وادی ها یک شربت بنی محمد امین در اداره
در بیجات تنجیم آیا طه آبازی در سرکار بات ہے سرید اند دانا
مجار آب ان کو جند که از حصار سفطی مطاطا باش کار نینو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
