Machine transcription
شماره (۳۶) جلد اول جریده حقیقت کابل چهار شنبه ۳ عقرب
تشکرمتین از حسن نیت و محمد گوئی جراید
وامنا حقیقت درین از باجرا
جنگه قلم عاجزانه ما در بياض عشرت امبار نذر شکر بارى نظر بر احساسات در جان معظم دولت که عقده جذبات خواہی نیات
قلبی ملت و دولت را آئینه آسا با همدیگر نشان عیان کنان قدم زن صداقت و اخلاص میگردد از همه اطراف و جوانب اندیشه بیانات
شیرین بیان ارباب احباب در تهنیت نامه پر از پیام و شکر باری با میرود که ما نمیتوانیم در جواب آن تشکر و امتنان و کلمات دانه
ممنونیت توامان در اتق جداگانه جداگانه را نامه دندان گردانیده مقابل تمام احساسا خیر خواهانه آنها یکر یکیه بپردازیم .
نہ تنها در حین نگارش این احقر از جبین فرحت تضمین این نیکو خواهان انوار مسرت و فربحت لمعانداز است . بل در ہنگامیکه
دل قلم از دست ما قلم شود نیز جهان اندازه که انبساط میرسرت شان مکرم مشاطه اندوزی بوده در ہر دری گره ابرهای یاس و محزونیت
چهر برار انوار سعادت د بشاشت شان را می اندازد و خطوط ناصیته شان قوس قزحی را به میکشد
خوش نسبتی است حال عزیزان درین دووم پایا غنچه که بشگفت و در خزان رسد به چنانچه در موقعیکه مژده بردانه آسا باشتیاق
دیدار شمع خیله امیلت افغان اعلیحضرت امیر امان الله خان از جلالت باد بکابل آمده اتحاد مشرقی را فرو گذاشتم د غبضه
مزرع امید دامانی برادران بلی د ارباب جرائد قومی در داخل و خارج یک برق یاس دحرمان طاری گردیده نسبت عالمان نادانیم
از مهات ملی د جقیداری ہم نام شان اظہار ملالات کنان در صفحات مجله اد خویش کلمات همدردانه را سپرد قلم حسرت رقم شان نمودند
اکنون که نگارش این مدعاصر عاجز خود را در روزنامه حقیقت می بینند. با یک جهان سرت د محاطه جهت خبر مقدم ما را در اخبارات
کہرآیات خود جابجا برداشته برجسته نیات ما افزودند۔ لہذا حقیقت دست ادب را به سینه ممنونیت گذاشته تشکرات صمیمانه و
امتنالات مخلصانه خود را با تجو بان خویش عموماً و مدار باب جرائد داخلی و خارجی خصوصاً و به مقطاران وطنینش لته طلوع افغان حندان
و فریاد هرات داتحاد مشرقی جلال اباد و آمان افغان کابل د بیدار مزار شریف والمجاهد قسیم کند و غیره جرا بدیگر هر یکی از ایشان در
اخبارهای قیمت دار خود با اهتمام شوق و ذوق تبریک و خیر مقدم ما گفته اند . و صفائی را که خود شان در خود می بینند باین نگارنده
عاجز نذر و نثار کرده اند . خاصتا تقدیم نموده میگویید کاسه چینی که صدا میکند به خود صفت خویش ادا میکند . بلی اینی
تحریرات گہر آسا و این مجله مضامین فرحت اقرای را که معاصرین عالیشان دقیقہ روانان بانشا و تحریر النسبت بدین خادم این
و دولت لطف و عنایت کرده و میکنند بنده منصعفانه خویشتن را سزادار آن ندانسته انرا حمل بر حسن ظن شان نموده توفیق خدمت
و صداقت را نسبت ملت و حکومت خود خواست آنی د ه میگوید گونیز هم زقلم حرف خارہ گل کل حقیقت من دانه به
هم ميكویم اظہار دور خوان دوستدار په زیرا که ظن شان لمن از حم خا ر نیست به گرداو در شمع جوایم عالمی په اخگرچه سود و اتبرکی از تن کنایت
در خاتمه نظیر بہائے مجد مت د زانرو که حبیب من کنتاک کاریت : الملتجيك بن بها الدین شکلی
عزیمت فوجی قندهار بغزنی روز پنجشنہ ۲۴ محرم دو کندک فوج پیاده قومی متخلیه بر اصولی چم
مسلح به تفنگهای جانور دار با زده تیر مع دوشرب توپ و فن که عددا
عبارت از ۲۴۰ نفر بوده به ۴ سوار جو امین اقوام درانی قندهار با ۹۱ نفر سواره پیاده ملازمان خودشان بسر کردگی
یک نفر تنه مشر فوجی از قند ہار عالم غزنی شدند د عده فرسه کندک دیگر بر روانه شدنی است دو لیج مجروح قو با از رج
غزنی در قطر از سمت که حوالی مزبور تا الخیر والعافیه د اصول غزنی گردیده اکنون قرار هدایتی که وزارت حربیه بدانها د ده کذا المرام ختانه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
