Machine transcription
شماره (۳۵) جلد اول
جریده سراج الاخبار افغانیه در دارالسلطنه کابل
بوجود خسته پر دو ضعیف تا دار خود مساحبات و اظهار مسرتها میکنیم خدمت خواهد بود - شهریارا- برای فخر افغان و افغانسان از
اعلیحضرت رؤف خصلت این جشن مسرت بخش که میعاد دو ماه از تو یادگاری پای رزکی در صفحه تواریخ دنیا باقی خواهد بود که نام نیک تر
قبل بفرامین حضور شاهانه انعقاد مییابد در از نجابت ذاتی و الطاف احمد شایان گذشته این شرف و شان را دارا و با خواستند بود تولی و اکا
بخصوص ذات اقدس بوده و هست از آنجا که دران موقع عساکر تارهیا تو حامی اسلام هستی خداوند جل جلاله در همه امور معین و مدد کار توس
خاصه نامند طوائف بجهات سمت جنوب بودند و بازماندگان آنها نگران چه کونه اعدای دین و دولت مغلوب و منکوب نخواهد شد وجود درد امر
احوال اوشان کو استی که از خلا مسرت این جشن عمومی اجبار هره و حصه خود میگونیم عیدت مبارک پادشاه ! در ضمن دعای و بدیع شهریاری شما
کامی گرفته بتوانند و مخصوص برای اینکه عموم ملت شرکت در ابتهاج این فدائی جان نثار ؛ فدائی شہریار غازی، محمد ابراہیم غندمشر مارشین مکان عربیه،
جشن داشته باشند موقوف به اتمام و انجام معامله سمت جنوبی گذشته غلام نبی ، عبدالرزاق غندمشر ، غندمشر مفرزه فرقه ۴ ، محمد اکبر کندکشر
و حالامنعقد فرمودی همانا یگانه دلیلیست واضح و برمانیست لائح برای طوپی شاه، غلام حسین، وکالتا امضا شد، وکالتا امضا شد، غلام حیدر کندکشر
رعیت پروری و عسکر نوازی حضور شاهانه ات - کندکشر، کندکشر، عبداللطیف غندمشر، محمد غوث غندمشر، پیاده
پس در صورتیکه شفقت و عنایت و الطاف حضور انور ت برعایا امیر چند، وکالتا امضا شد، شیرجان ،
و خدام در بار خسروانه ات باین درجه وسعت دارد اگر تمام ملت افغانیه کندکشر، اعظم کل کندکشر، کندکشر باقی ۱۷ نام نفر منصبداران
عموما و این جان نثاران خصوصا هزار هزار جان داشته باشیم و آنرا
برای یک ساعت رضا جوئی و خرمی حضور ملوکانه ات فدا کنیم هنوز سیرائی ملا لنگ و رفیق دیندار
کم است دانای حقوق نوازش و مرحمت بردوش ما باقی بوده و خواهد بود
حضور مبارک حقوق مراحمت نداریست که ملت ما بدان جان . گویند که درین ایام وضعیت ملای لنگ و رفیق دیندار آن خیلی
و مال در راه رضایت اند آن سبگدوش شود بلکه امریست که نثار مال جان پریشان و احوال شان منزل نزل است گاهی بحکومت همسایه شکاره افق
در راه آن خیلی سهل و آسان است ! چون ما بمقصد ادای حقوق بکار در استدعا مینمایند و هنگامی برحمت توسل آفریند و پوسته بران
میباشیم از حضرت ایزد متعال المجد به اوقات در ذوالجلال عزه شانه برای جانی و چشمی عریضه ها در میشوند فرستند به ارگان خود پا را خوار دزیبون عرضا
نورباه تمام ملت افغانسان توفیق خدمت و صداقت در راه رضا جوئی میکنند و از هر جا استدعای امان جان و مال پر خجالت و پشیمانی نموده
نواستار و برای حضور انورت اجرا این و امتیاز گونین را طلبگار آرزومند معافی میباشند، حتی میشنویم که مرکز بزرگی بی ثبات هندوستان
گروه و تبریک جشن سعید را با هزاران جشن دیگر و نیچو این جشن بزیر سایه خوا اقدام دانند یقین که حکومت ما با این دو شاگرد شیطان چه معامله وسلوک
جماعات برای ملت نجیب خود خوبان بوده از خالق قادر توانا تمایم کیجود را مرعی می نماید .
مسعور را که امروز فخر ملت افغان بسبب مفاخرت تمام اهل اسلام
داشته خولی های هر دو جهان را نصیب کردانا د اعلیحضرت ۔ ذات جدائی زن مفت و سزائے عجیب
اقدست شهریاریست که خرمی خود را بسته به مسرت خود میدانید پس و انه
ملت بدان جان و مال در راه خدمت سفائیقه خواهد نمود . مخد و ما -
وجو دمبارکت آن ذاتیست که استراحت خود را برای راحت طبع خود
از عبدالکریم فراری
صرف میکند پس ملت چه کونید دیوان نثاری حضور اقدست غفلت خواهد نمود. همچنین مسموع شده ایم که بالفعل عبدالکریم فراری در اغض مقامات
دلی المعینا تو آن پادشاهی که برخلاف - شاهان ماضی خود را بر حمت صعب المرور در پای جد ردن با یک عبد انه باغیان که جزا و مردی
و چار ساخته آسایش رعیت خود را فراهم میکنی رعیت چه گونه از عهده بسر خود با مرگ و قتل و احمق ولازم می پنداشته اند جا بز شده است و
شکرانه مراحمت بلا حدد تو اهد توانست ! پادشاها - تو آن پدر تماما قبل برین د وسده فرار نمودن از مملکت افغانسان بود مکروره و روان
نالی که عسکر را فرزند خود دانسته بیضه اندوز حیل مهربان تر بر عساکر خو مهربان او را از گرفتن باج انداخته آما محصول عظیمی که داری بهانان مهمزان
بود دایس جان و سر عسکریت حاضر خدمت و رضا است مصروف همین وتسلیم دادن نو دیگر هیچ یک لوم وسیله در مظاهر الوجدان نه کا ودا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
