Machine transcription
شماره (۳۳) مجلد اول
جریدهٔ حقيقت کابل
چهارشنبه ۱ عقرب
۳
اجمال پیشکش فوج کابل بنده غازي
علیمون با ا خود را ندانسته بعصا گرانیست
یا طرائف واكناف نعاسمان جسار و ساختند
بشما هم که شرف لقا و اعزاز مکالمه ذات شاهانه بیجوا
یافته از ملاقات تان بپشتیبانی فراح دیده مائوریے
و از بیانات شما بسینهٔ رحمت کنهٔ اسرور دست داد
الحق طور که ذات ملوکانه ارشاد دهتند
که این اقعه در آغاز تصور بشر تلقی شده اما رفته رفت
بعیان پیوست که از امثال این وقایع برائے
آتیهٔ فعالیستان و تجربات و ترقیات و نيات
حکومت ان فوائد عالیشانی هم مع ست نيز ازین
واقعه باید ممنون باشیم که موجبے فیانی انجضرت در پیائے
و حصول فضل الهی گردید است تا محارثمرے بزرگی و که خیر اوران باشط
و اینکه فرمودید که ما بعد ازین خواستندیم که بیشتر تر
در ترقيا و تعالیات عالم عسکری بذل مساعی میغدایم
علیحضور اگر بدیده حقیقت نگریسته شود نظر بلطف وکرمت
علمحضرت بر عالم عسکرے اردوئے افغانی تا حال بزمایه از کرمائے
دینها پیما دریست خود بیت بید نواز تے ست برادرانه نمیدنا وجه
و معاونتی ست دلدارانه فرار نموده علاوه بر تجبرزات و قطعاشته
وتحقیقات خود او معنویون منظور داشته در یمینه قلیل به طور الات
و ادو او اقوا د نفنگ ماشین کنجها حلباره گوناگون طیاره تو فقهاست
واله دیگر لوازم ما را بر جهان جهانیان شرف فخرتے بیجار عطا و گره
فوقها پیما را از تمام فرقه های معنی و از تمام مشا کلا و اعصا بها هاداوره
و بیا اینچنین منصف عفتی عطافر مودی که بر طبق ہدایت سرور ادین
اسلام کار روا نمود مصداق کریه مجاهدوا باموالكم
وانفسكم في سبيل الله گردید ای قبل از شریعت برورنا
و تمام اردو افغان بمقابل نئمہ عنایات ابنا وانا دو شکر نوازیشتر
بازیگر قطره خون تار بربها بر زنایم وان بال همتنی با سمانخور با ولواً
ثرا در راه رقی دین مبین اعلای الی حفظ امین بآفرین خود و
سرکوبی و گوشما اعداء داخله و خارجه ملت مملکت خصصی شخص است
خود راهم بکر و خریب نفس بلاک میکنند و فرزندان
و اطفال و عائلهٔ خود را نیز بر باد و تباه می نامند
معلوم ست که این قوم جاہل نه تنها ملت را شکره
بقتل میرسانند وقتل و تباهی و بربادی خوشتان
نیز از دست خود بوجود واور د میکنند. امروز
فرزندان و زنان و عائله شان در کوهابا نہایت
سخت و سرد از دست جہالت خودشان تبار
و بیجوه و برخوت گرفتار اند.
ای بدبختان چرا برادر عسکری خود را میکشید
و خودتان را هم بقتل میرسانید بگذار تا این قوت
را ما و شما متفقا در راه اسلام جهتہ ترقيات افغانستا
صرف کنیم! بگذار تا این گله و بارود و جنجا ئیه را
کہ افغانستان از سہ پشت با بیطرف بغرض حِنا
این خطہ اسلامیه از شر اعدا اندوده ست
بمحل اصلی آن بصرف برسد و این هیچ انگشت ها
یک مشتی را تشکیل داده طپانچه رخسار دشمنان
افغانستان گردد!
افسوس بدو چیز می آید (۱) با این طائفهٔ
نادان بسیار نیکی ہا واحسانہا بے از حد مزید نمودم
لیکن اولتر همین قوم احسان فراموش بردیم بر خلاف
شخصی که با یک سگ احسان میکند، سک احسانا
فراموش نمیکند بهتر یکه نسبتا با یک اسپ
ملاطفت میکند و یا او را خدمت می نماید
و پر ورش میدہد احسانش میدانند (۲)
از ہر طرف کہ نقص گردد و کشتہ شود نقصان افقان
و مسلمانان یک مثل بودہ از ہر طرف کہ شو کشته شو اسلام
اما واسفا فی الحال آن مثل بر عکس افتاده ست
از ہر طرف که شود کشتہ نقص اسلام است
[در اخر این دیگر کلمات رقت آوری را
نیز بر ادکمان بہین موضوع ختم کلام فرمودند.
*....*....*
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
