Machine transcription
شماره (۲۸) جلد اول جریده حقیقت کابل چهارشنبه ۲۳ میزان
یارب از فضل هدایت ده باقوام جهال
( انتخاب از قصیده عالیجناب مستاجن صاحب موید الاسلام متضمن شکر فضل عساكر منصور و موعظه اقوام جهال )
شکرلله موسم غم رفت و وقت عشرتست دشمنان غمگین صد هزاران فرحتست
طائر فرخنده پی طیار فتح و ظفر بر سر اردوی شاهی همای نصرتست
از مساعی امیر غازی این میمون ہما بر فراز ملک افغان چتر اوج رفعت است
آخر از عطاف شاهنشاه گردون اقتدار مشکل هر جان احمد زایداز راحتست
بغی و عصیان کی روا باشد باہل شرع و دین بی چنین خم گشته و در خورقوم ذرمت است
از برای آنکه از افعال خود تائب شوند اینقدر تعطیل می بینم ز روی شفقت است
استمالت هرقدر شد صرف از شاہ و وزیر لیک این بدخصلتانر ا شر و فخر و بہرتست
قائدا ان غرنی و وردک بلطف دلبری باغیانرا گفت یا را باشمایان خوبست
ہمچنان گردیز و حجاج و پکتیا و خوست و نیر گفت با و شان را که بغی ان سراسر بدعتست
راه حق پوئید و ترک معصیت پاک کنید لطف شاه و هم شما را نشئه پر عزت است
سعی ہا کردند که تا این قوم وحشی یکتنه انقیا د شا نمایند که اکنون فرصت است
لیک از بد بختی بسیار این قوم شریر پند نشنیدند اکبر این خسر افزا وحشت است
دوستان بیند رحم و لطف مردان غیور با وجود آنکه با ایشان تمام قوت است
جاہل از اشر تن از لطف خود نا مید سازند زانکه هر دشمنان را کام شان در حسرت است
یارب از فضلت هدایت سایر اقوام را کز جهالتها شان غمگین تمام ملت است
تیغ شاهانما بر آن بفرق دشمنان مضحمل کن کفر بردشمن کبربا غیرتست
شاه افغانر الدین آخر زمان تائید کن کز هجوم کفر در اسلام ایجاد حیت است
اخترش را در سما اشرع و دین تابنده دار تا که بان جهان انوار شمس دولت است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
