Machine transcription
(۳)
نه شماره (۱۷) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل شنبه ۲ سنبله
بسرگر اور تا سر امثال فرزند دلبند خود میدانم کابیم و این مخنداران پره نشان خوایم
اوری از ان فرمودند که این سخنان که جای شماها پسندیده عناگر شود برادران
حضرة ملايا خود را بعد از شهدای شما در خصمهای شما بهتر بر جهانده تکلیف میرساند
اینجا در عوض این مرضیه اور جسما شا نز استد از مجر و جا یخونش ده ا و ما بردار
ره بعد از صحت واپس براه خود شما روانه میدارم تا باشد که آنها برامدهان
حافزا سید و دوست را از دشمن تمیز دهند باز فرمود که این جهالت خود یرا
لم خطی ست که مانند شما جوانا و برا در ا و مسلما نا نز بقتل میرسانده اگر ما با تفاق
ما را بکشیم معلوم است که ما و شما انسانها یکیشم بلکه خود
دا از مایہ خود بدست ما میکشد و هم ما را اذیت میرسانده بعد از ان
یا کی شود. اگر تنها از اول با حکوم خویش صفا میکردند و با محمد کل جان
ها شمایان در بر حر به میاختند و برای سلامت میآمدند اینقدر شکر امر نوینان
خاک هرات قدم تمام اما افغا نشته یعالیه و بنا شورید و با چه ش مر و درد
ان بعد نشار برخلاف ان کا ایک کا بانی مهد معبد راز فرمود: من برادر
ر مقامات شمالی خویش حذر داده میشود مشکونا کر بازار در این سلامی انا انا
ن ان رق و تد دست بسته و جوق جوق نسبت بکو شمالی و قبایلیه غربی باغی
ی ساند و هی بند از خد و ند ساز دارم که در مال و در تجارت و در زرها
بد اختر مقاصد مشروع الا یشان اکٹ منفعت حاصل شود. جان مال اولاد
یان در پناه دادند در حفظ خود نگهدارد و مطیع بر کا ولو الامر شما بسیار شمار با
تحقیق اسم خداوند کرم و رسول کرم (ص) از شما راضی شدار حمود على المسحات.
صادق اعم حضرات واشر فع الکرما نیز که شما درباره طائفه بدبخت مذکورا
ت که چون کو دانه طلبی شما سخن است. و باید بر حال نزار شمار با مربیان
ر سید جانبا الطاف پاجما یونی را پامال نمود بر علیه حکومت خویش متفان
مروز بر او لا یتیم خداوند و با زمان نواز شاه محمد عصر در ما خهوم
انتدار هلیت دار ندما حاضر و اماده هستیم که بسیار سهولت و آسان القائقه
و اپنی سر براه سلامت و اطاعت پادشاه خود بیاریم و با یک تنفس
جید شما را بنام نگذاریم همتوم محفظه خون طفیل کارت ) بعد از
برای عسلس اعم حضر از حد با ابا شکر کیا ر نمود شما در عریشه خود نوشته اید
رنا ان علی شما که ما مادر جهاد حناک و از کوهسار سمت شمالی بر خلیفہ
ی جسیم جو از راه ساده محمه عنان نداریم فی الحال جوان جای گفته ای یام
ن به ده فرو را جواب شما را میگویم مجرد شنیدن این سخن هموم اها لی تظر
مرد عمو علیجا یکدست رخت آوره در حالیکه بنا ک هم لولو نما
این مستعمل می بود دو آدو آ خود را بزیر یا اعلحضر تبرسا نیند گفته که
د باره این شتی نام که برگر مهره دم در جهاد چتک و خدمت نما بند و متن
میکنم بگذرا بدر که من هم در ضمنا این تحظه و خوان بر کف ایما الله
خوان شما پادشا در پایم که موج بود و امر کار بر نام اعم حضور معظم غازی (بوریا انیمه
بالا نمودند و سر و رویش یکمال محبت بوته فہ فرمودند که این مرد را تنها که شما .
بداخل مملکت عزیز خویش نموده اید بر قابل تحسین آفرین و صفا میز دهاد است
هه شما با زمهوم را مخاطبه کسان فرمودند فردا چنانچه سابق گفته جواب بای نخشی
برای تان مید هم حال بعد با شکر می خود کو ستا در تعلیم نظامی جدید حبه بناته
چند روز بعد ان شاء الله به بر نقطه که لازم دیدم شما را روانه میدارم.
در آخر ذات خسروانه اشخاص معتبرین دو کلا و مشائخ و سادات شانه را
مخاطب کسان فرمودند که آرزو د ار ہم شما را که برای دولت و ملت خویش
فدا کرده اید کیا تا از درستی بپذیریم تا در بین اتصال و اقرانخ این سردا
و ممتاز باشید در این مروز وقت تنگ است نایران هر وقت کا فرصت
میدافقه شما را خواسته لوازت با الطاف که لازم باشد حکومت بجا می نمایه
باقی همه شما در بخدا سپرم بعد از ان پیسته تیکہ آمده بودند بعد از
اداے نامی تکبیر بکمال گرمجوشی و پایین فديه حول السلام صندق :
معذرت خواهی دم احمدرسا کویت از مره له احمد را که درین
ایام بطرفید خما شنه شهر مر ماند.
محد د ا برای بلدا و شتاد شتابیز دسر در شاه انجامان سالاره و اقا غلام نبی خانه
مقدره مانده ارند و حضرات موصوف قدر بنظور سر جواب کا کر غیور حضور
اعلیحضرت همایونی یکا بل فرستاده شدند چنانچه نزدیکان که بو جوه ملوکانه
شرف شد نما با کمال بے جوابی استخوان کا ر ا مرده چه خود شد نون از معذرت خواهی
و فدیموشی تقدیم نموده بیعت مجد در میانه نمودن از حضور علامحضه غازی بعضوی
و بانعام و اکرانا عالمي وجار شده الدیاس مقره و به کار می خه هم منجا مانده مصفا
واپس بهای خویش عود نمودند ( تفصل در اتیه)
دستگیر شد عشر اشرار جنگ خیلیون بر مساعیا جمیلا اواعد
رقمن حضر محمد سمیع خانمان بست نظاره
نظار اور دسه کرده با شعبه اشرار یعنی عبد الاحده بغانات را که مکرو بر طر زنا و ان
باخیه شرار نفر یاد جی ندا خته و قصار سوختاندن بی شمع اباد را نیز نموده بو
گرفتار بند بکامل در حبس شما توقیف شُدُ انو همچنین از مساعیا حفر
اوامتر محمد عمر خان یکنفر محمد حسن نام ساکن جنو که در بین اواخر با نفری خود درد
و خوبی را داشت و بر علیه رعیت حکومت افراط دانیست گرفت ارشد؟
قرار کا نظا مجته است مردانگی میجر اس کا کوئی
لوکره پاسپل چت فلیون بند و لو کرنا ان مقرری نظامی حزب برما کے یکن فر بره
از شرار افعنه عملا آمده بین بر شاه شاه در گیر معاملات قریه یان دو که و امضا و درد
کو ہالقریہ اجتماع در بند اند و حفر ی ا د ر آمدن شرار این روانه از کانال
برای انا مسلق د مقابله شرار اما مری ما تو ان کا نفری خود را ستی فرستاد در ان
ما شاء الله این همه حصه حاکمانه یک حاکمیت غیور خود است که اینطور اشرار میگزند و با عساکم قلیه خود مقابله و مجادله مینمایند پاداش خود را هم دریافت میدارند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
