Machine transcription
۱۴ شماع وداعیه حقیقت
ادای فرض وجدانی نموده
دلش زار است از داغ جدائی
وداع گرمست یکبار مهجان سوز
وداع از قارئین با بصیرت
وداع دار و وداع دوستانه
گرفتار است بر کار بزرگی
نگارش میدهد نیکو کتابی
ندارد وقت دیگر در نه با تو
وداع باد از توای لوح تقتر
وداع باد از رنگ کاغذ تو
نباشد این وداع الاضرورت
وداعش کی بود از سر فروشی
عزیزان یاد آرید آنزمانرا
کنون مین میروم وقت شموش
قلم درش نگو حرف جدائی
شب روزش همه مصروف در کار
مبادا کس بدین ماتم گرفتار
وداع گوید ز تو خسر و بناچار
وداع از شاعران ج بیت اشعار
زتوای حاصل عرش میگبار
بخدمتگاری شاه جهاندار
ز کارستان با این شاه علمدار
گرفتار است اور ان دل ای یار
وداع باد از قلمهای نو دلدار
وداع از کاتبانتهای فادار
ضرورت چون بود با تو شود یار
فروشد سر بهر وقتی شود کار
که در یکهفته میدیدیم سه بار
وداع باد از شما یاران تکرار
بهجران سایه خسرو ر چار ناچار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
