Machine transcription
صحيفة ١٠ سال چهارم شماره ۸
آلمان ، و عالم اسلام
از اخبار ارشاد منطبعۀ طهران :
امروز که ۱۳۳۲ سال از هجرت حضرت محمد ابن عبدالله هاشمی خاتم النبیین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و سلم می گذرد اسلام بدرجۀ خوار و مسلمانی بی مقدار شده و بواسطۀ يك نفاق کلمه که فیمابین خودشان تولید کردید هر قطعه از قطعات مقدس اسلامی در چنگ دولتی و هر قسمتی از خاک پاکش دستخوش سلطنتی کردید. همان اسلامی که در هزار سال بعد از هجرت بیشتر از ۲۸ ملیون فرسخ مربعی در تحت تصرف ۲۵ تاجدار مسلمان داشت امروز دول اسلامی متحد بعثمانی و ایران و افغانستان و بیشتر از سه هزار فرسخ مربع در تحت تصرف ایشان نیست آنهم (يك سره ذلت و مکنت) در قش اسلامی که بعد از فتوحات بلکیر بر آسمان افراشته شد هدف تیر بیگانگان با دستخوش تطاول دیگران میگردد.
امت حال تفرقه قوای اسلامی و تشتت عالم اسلامیت . ولی در این احوال دیرگاهی است زمزمه شنیده میشود که : امیر اطور آلمان در بحبوحه عالم مسیحیت غمخوار و خیر خواه عالم اسلامیت نامیده شده .
این مسئله را از چه نقطه باید نگریست و با کدامین کوش هوش می توان اصفا کرد و برای نفی و اثبات آن چه ادله را باید اقامه نمود، بعضی از ارباب فراست را عقیده بر آنست که اولین تمایل محبتی که از طرف آلمانیان نسبت بملل اسلامی بروز نمود تهدایت بیزمارک بود که ملت و دولت آلمان را بافتتاح باب مخالفت و مودت با ملل اسلامی توصیه و از آروزيك مراوده صمیمی فیمابین با تعالی که مرکز اسلامی بود با دولت آلمان شروع شد
بھی گویند که چون غالباً مسلمانان تابعۀ دول عیسوی دچار انواع اتضیفات و تقییدات بوده و کمتر وقتی روی آزادی و آسایش را دیده و از هر يك از دول مقتدره بالنسبه مسلمانان تا يکدرجه فشارهایی رسیده و تضییقاتی وارد شده جز آنکه از طرف دولت المان کمتر مزاحمتی رسیده بل در مواقع مختلفه بروز مساعدت و خیر اندیشی نیز می شود .
بعضی دیگر را عقیده و این است که چون المانیان تمدن اسلامی را و نقطه نظر فلسفه اسلامی محترم شمرده و از همه جای دنیا در آلمان حکماء الهی بیشتر و کتب اسلامی و الهی ما را غالبا ترجمه و منتشر ساخته اند شاید همین وسیله خیر خواهی آنان نسبت به اسلامیان شده .
بعضی دیگر چون مناسبات دولت آلمان را با دولت عثمانی که مرکز خلافت اسلام است مناسباتی دوستانه و ودادکارانه و روابطش را يك محور و رابط مستحکم با يك يگانگی و مودت با دولت امپراطوری المان مربوط دیده از نقطه نظر جامعۀ اسلامی دولت آلمان را خیر خواه خود شان دانسته اند .
زلف یار بر خورد و اندك مورث کدورت شود نمایند نه تنها استقلال خود را از دست داده بلکه خود را محو نموده اند ایران در این جنك تخیلی مخاطرات عظیمه دو چار تواند شد و از حالا باید جلوگیری از آن مخاطرات بشود فرض محال محال نیست اگرچه ما قائل نیستیم که افغانستان هم در این جنگ شامل خواهد شد.
و همچه تصور می کنیم که مانند ایران به بیطرفی خود باقی خواهد ماند ولی باید تصور کرد که اگر از يك طرف عثمانی و از طرف دیگر افغانستان از جای روس و از جانب دیگر انگلیس مشغول زد و خورد شوند حیثیت و وضعیت ایران چه حالی پیدا خواهد کرد و شعلات جنگ که مانند حلقه انگشتر ما را احاطه کنند چه حالی خواهیم داشت احدی انکار ندارد که ماورای تحر خضر و کلیه ترکستان هماره تحت شاهنشاهی ایران بوده فقط از زمانه ناصر الدین شاه به اجارۀ ایران روسیان تصرف کردند حالا اگر بنا شود و افغانستان با عثمانی بر آن استیلا جویند ایران دچار چگونه مشکلات خواهد آمد نباید پشینکوئیهای امروزه ما را قبل از وقت تصور کرد چه کلیه سیاست علی و ترتب اثر بر آن طنبات شده و میشود و می توان گفت آنچه میگوئیم پیشینگوئی نیست بلکه پیش آمدهایی است که منتظر نتائج آن باید بود و علاوه امروزه احدی از همسایگان ایران تمنیات وی را چون واقعات قبل از وقوع است رد نتواند نمود ولی بعد از پیش آمد و گذشتن این موقع مهمه اعتنا بمسند عیان ما نخواهند کرد اگر امروزه همسایگان ما یعنی دول متحار به تمنیات ما را قبول نمایند برای هر یک آنان بدون نقصان است مثلا دولت روس اگر بنا شود آسیای صغیر عثمانی را قبضه کند یقیناً عثمانیان قبضه ما را بر آن نقاط مائل تر خواهند بود و همین قسم است اگر عثمانیان قفقاز و ترکستان را متصرف آمدند دولت روس از تصرفات مادر آن نقاط خوشنود تر خواهد بود یا دولت عثمانی و در حقیقت مراعات و پیش بندی امور قبل از وقت صورت همراهی و همدردی با خود متخاصمین هم هست
البته به يك نکته می توان به ما ایراد نمود که
عروس ملک کسی نشود در بغل گیرد که بوسه بر لب شمشیر آب دار زند
چه طور دیگران [مجتک؟] در آمده خساره برده تلفات داده حصه از نتایج زحمات خود را بشما سپارند جواب این امر همان است که دولت رومانی به امارات بالکان داد که من حق السکوت خویش را در این جنگ طلب می نمایم و علاوه بر این حفظ حقوق سیاسی و باتیکی لازم اوفتاده باید تحصیل شود اگر به بیطرفی از جنگ حاصل شد نعم المطلوب و اگر نه تهدید بشمولیت در جنگ برای حصول مقاصد به منکرین حقوقش کافی است تصفیه امور یا باید بطوریکه ما نوشتیم دوستانه بشود و با تسویه حقوق خود را بقوه شمشیر و شرکت در جنگ بنماید حالا که دولتین انگلیس و روس سائل به بیطرفی ماشده و ما هم دوستانه تسلیم نموده و بیطرفی خود را پیشگاه میداریم لازم است که آنان هم حقوق ثابتۀ مسلمۀ ما را که برای آنان زیانی ندارد تصدیق نمایند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
