Machine transcription
سال چهارم
شماره ۷
صحنه ۸
تسهیلات آن مانند مرغ بر روی هوا بریدن میگیرد، و روز های در از بر روی هواسیر و سیاحت میکنند، والحاصل اگر در بخصوص هر قدر دائره سخن را تمدید نمائیم و امثله های مجسمه ایراد کنیم باز هم مر سخن بهمان نقطه بدهية ( بخار فکر ) و ماشین دماغ منتهی میشود.
پس مباهات و افتخار کسانیرا سزاوار است که قدر وقیمت این عطية عظما ، و این جوهر گرانبها را دانسته استعداد و قابلیتی را که در آن مکنوز است بروی کار در آورند. واسرارات بديعة ، مخفية آن بخار غرايب الآثار را از قوه بفعل آورده هیئت و مملکت خویشتن را از آن مستفید سازند. و برحال اسف اشتمال آن قوم و ملت باید گریست که این عملیه عظمای دانای یکتار ا بیکار و بی غمخوار گذاشته از فعل و عمل مستعده خودش باز دارند. و در حق آن سوء استعمالهای ناهنجاری روا سازند .
ابنای وطن ما چنان کمان نبرند که ما اینهمه سختها را از برای توصیف و تعريف فرنگان ایراد میکنیم ، في بلكه مقصد عاجزانه ما انقاض و تحریکیست که ایشانرا بر اعمالات ، واختراعات غريبة مدهشه ایشان که محض از برای ضبط و استیلای سطح زمین بر پاداشته اند اخباری دهیم . تا باشد که قبل از انکه کار از کار بگذرد يك چاره کاری کنند ، وعقل وفكر خود شارا تضيق و فشاری دهند ؟ وعلم ، وصنعت ، واتحاد ، و مدنیت را شعاری گیرند، و از جهالت و بطالت ، و خونریزی و بی اتحادی و داعی گویند، و علوم و صنایع و ثروت امنیت را تحری و جستجوئی نمایند، و از برای آسایش ، وطن ، ومحافظه دشمن چاره جوئی جویند .
هيهات ! سخن کجا بود و ما کجا افتادیم . در بابل بودیم بکابل رفتيم اگر قوة حادة جاذبة الكتريقية ( وطن ) نميبود از بابل بکابل ما را که میکشید ؟ ای محمود .... ترابدينهمه واعظی و ناصحی چه کار : وطن کجا ! و تو در چه هوا ! خاموش باش که خموشی بکار است نه کویانی !
حالا ما باز بر صدد بحث خویشتن رجعت نموده به تکمیل احوال سمیرا میس شروع نمائيم :
§
وقتيكه ( اسکندر رومی ) قطعه اسيارا ضبط و تسخیر نمود در ممالك ( الثوريه ) نيز قدم ضبط و استیلارا نهاد و چون در شهر بابل مظفرانه داخل کردید در انجا از زمان سمیرامیس بك لوحه ستکی یافت که برسنك مذكور بدستخط مومى اليها ابتعبارة آنيه نگارش یافته بود :
اگرچه من بكيفيت ( زن ) که اضعف نوع بنی بشر است ( بروی دنیا ) ( تولد یافته ام ولی در ممالک بابل مردانه و قهر ما ناله حکمرانی کرده ام. از برای استحصال سعادت حال زیر دستان خویش بغيرت مردانه ، و همت ، دلاورانه اطراف ممالكم را غرباً تا بسواحل بحر احمر ، وشرقاً تابکنار دریای خضر توسیع دادم در بحر احمر، وبحر خضر، و بحر عمان و ساحل هندستان بندرگاهای
تجارت کشادم، خیالهای جسیمه را شکافته از آن راها و دربند ها کشیدم مجراهای انهار جسیمه را تبدیل دادم ، عمارات جسيمه و بناهای عظیمه بنیاد نهادم ممالکیکه به بيشة وحشت و بدويت خراب افتاده بود بدست معمار معرفت پیشه مدنيت اعمار نمودم . و چون مقصد کلی و مرام اصلی ام از اینهمه کارها راحت و رفاهیت احوال تبعه ورعيت وتبديل حال وحشت بمدنیت بود لاجرم بر خود مینازم وسر مفخرت بذلك ميسايم . )
پس املاحظه باید کرد که این تفاخر تا چه درجه مردانه و تا چه پایه عالی جنابانه تفاخر یست ! در حالتیکه ماهیتش زن بود ولی چون در راه ملک و ملت خویش مردانه خدمت نموده افتخار میکند؟ من حيث خلقت اگرچه در زمره ضعفا داخل بود. ولی چون عجوانمردی و دلاوری همتها نمود مغرور میشود !
حضرت شیخ سعدی میفرماید که : ( عقل پسر است به سال) حقیقت حال بهمين منوالست . بی عقل و فکر آنچنان كوهر كران بهائیست که در هر سر جادارد قوى وضعيف ، وصغیر و کبیر را ملاحظه ندارد. در خلوص تحدید و تعيين فرق جسم ، وفكر مطالعه کنند کان تاریخ بهیچ مشکلاتی بر نمیخورند، مانند این بسی مقولات در مصایف تاریخ بنظر میخورد که بسیار کسان اگرچه خلقهً ضعیف و ناتوان بوده اند ولی چون فکر و عقل شان قوی و توانا بوده وقوت و توانائی انرا بیکار و بطی نگذاشته ، و همیشه آن قوه بدیعه را حسن استعمال نموده لاجرم بربنی اعمال، واشغال جسیمه موفق آمده اند .
( طيعون ) که ( هیولا ) را عرض انقياد نموده اند . وفكر و روح را هیچ اهمیتی نمیدهند هر گاه بسوى محاكمات تاريخيه بك نظری بیندازند هیچ شبهه نیست که بر بطلان ادعای خودشان اعتراف ورزند .
( سمير اميس ) تنها تمثال غیرت و همت معاصر بن خویش اکتفا نورزیده - بلکه اخلاف مستقبله را نیز درسهای عبرت بسیار مکمل جليل الاعتباری نهاده است. و آن یاد کار فوائد آثار نیز عبارت از نوشته محکو که روی سکه است .
بنگر که آن عباره محمل بسیار مفصل که بر روی مزار خویشتن نوشته بود مذمومیت حرص و طمع را بچگونه مثال مجسمی تجسم داده بود .
دارا که بادشاه عظیم الشان ، ومالك اتهمه ممالك وسيعة براز سامان بود ولی چون پدام حرص و طمع گرفتار آمده بود بدان همه مال و منال و غیره اکتفا نکرده از برای یافتن دفینه مقبره مرد کارا نیز زیر وزیر نمود. آیا الجنين فعل گربه مستكره منافی شان و شرف شاهان ذیشان نیست ؟ کیخسر و همانقدر که عالی همتی نموده ، دارا نيز بمقابل آن همانقدر دون حصانی کرد .
اما از دارا روایت میشود که بعد از دیدن عبارة محكوله که سمیرامیس کو یا مخص از برای تربیه تنبیه او گذاشته بود چون این عمل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
