Machine transcription
صحیفه ۱۳
سال دوم
شماره ۲۰
زی وقیافت خود آن مردم درآمده اقامت نموده است. و درباب
احوال آن مملکتها بجلدها کتاب تألیف کرده با خود برده اند .
حتی روایت میکنند که در زمان اعلیحضرت امیر شیر علیخان مرحوم
یک مرد روسی صفت ایلچی فوق العاده به کابل آمده بود آن شخص
در کابل بدرجه واقفیت و بلدیت داشت که گویا از مردم خودانشهر
شمرده میشد. ایلچی مذکور میگفت که مدت ده سال من در مسجد
سرجوك بلباس و عمامة طالبة علوم افغان بود و باش کرده ام .
مقصد عاجزانه ما از نوشتن انتقاله مخصوصة ( خواب
در تاریکی ) این است که نادانی و بیخبری تاریکی و زیره کیست که بر مثلا
شده کان آن درد سیدوا خواب ابدی را مسئولی میگرداند . هنر
معرفت روشنی و درخشنده کیست که تابش آن خواب را ربوده
بیداری افکار را نتیجه میبخشد و درین عصر حاضر آن نور
و درخشنده کی را مادر اوروپا ، و امریکا ، و ژاپان می بینیم . مراد
از نور صنایع و اختراعات و هنرهای آنجاست ته دین و مذهب شان
زیرا انوار دین و مذهب در ممالک اسلامیه در درخشید است که شهراه
آخرت ما را روشن داشته است و اگر بخواهیم که دنیای خود را
آباد و روشن سازیم مجبوریم که در پی انوار دنیایی به اوروپا و امریکا
و ژاپان بتازیم . اولادهای وطنی را در انجاها فرستاده کان شناس
ماشین سازه مهندس ریلساز، مخترع موجد ساخته بدست اریم .
این نیست که در ملکهای مسلمانان آهنگر ، نجار ، کشتکار .
و غیره موجود نیست. بلی هست ولی گر هزار سال آهنگری
بکنند چنان آهنی که رای ریل ، والانجن آنرا بسازد تامینند
و نیاموزند ساخته میتواند از آهنگر ، کان شناس ، مهندس .
و غیره صنعتکاران، و با معلمان علوم و فنون متنوعه سكانه كان غير دين
و غیر جنس خود بجز ضرر هیچ فایده دیده نخواهد شد .
و الحاصل نور علم که ضد آن ظلمت جهل است انسانها
مملكتها، زمینها، کوهها، دریاها صحراها را غرق انوار میسازد
و ضد آن فکرها جهانها را میمیراند . بشنوید که جریده فریده
( سبیل الرشاد ) که در استانبول طبع میشود از مقدمه کتاب
( از ظلمت به نور ) چه می نویسد :
بلی - منابع یکانه جمیع امراض اجتماعية ما جهل ، سبب حقیقی
همه سفالت و بیچاره گی ما جهل ، مؤثر ترین همه فلاکتهای ما
جهل است. تا بوقتیکه ذهن ملت روشن نشود، فکر مردمان
کشایش پیدا نکنند جریانهای غلط جلوگیری نشود امید فلاح
و نجاح سراسر عبث است .
آیا بسبب جهل نیست که مانند اناطول بك ملکی که منبت
ترین و محصول خیزتر دنیاست، و فیاض ترین شهرهای جهان
در ان جاریست امروزه روز بيك حال خرابه زار سفالت میباشد؟
آیا بسبب جهل نیست که در بندرهای بحری ما که استعداد
مرکز تجارت بحریه تمام دنیا را دارد. بجای اینکه برقهای
يك افغان زبان افغانی میسراید :
خپول همت در ته ولا رزین کری آن دی
ته به فکر دیول آن و د زین مه شه
ژاپان ها ، هیچ چیزی نداشتند، در ظرف یکچند سال هر چیزی
را مالک شدند ، ریل ساز تلگراف ساز، درید ناوت ساز کان
شناس ، پولینیکل شناس، حرب شناس شدند. آیا چه کردند، صدها
صدها اولاد وطن خود را بهر هر طرف دنیا برای آموختن این چیزها
فرستادند. آنها مانند زنبورهای شهد در کازارها و هزارهای
دنیا پراکنده شده مواد شهد صنایع را حاصل کردند و از ظلمت
به نور برامدند. یعنی فکرشان بیدار گردیده علم و هنر آموختند
و از قوای فکریه خود وطن خود را مستفید ساختند. تا وقتیکه
از بیگانگان مهندس و ماشینکار ، و کان شناس و دیگر ارباب صنایع
را آوردند بجز آنکه بیگانگان پیسه های شانرا خوردند و اشیای
شانرا تلف ساختند و بر عقلهای شان ریشخند کرده ای برامدند
ذکر هیچ فایده از آنها ندیدند. و چون خودشان از جنس خود
ارباب آنرا بدست آوردند هر چیزی را مالک شدند .
استانبول بمرکز عنوان مقام خلافت عظمی را حاز بود و مقام
مشیخت اسلام هم دران بود، و بعدها جوامع شریف و مدارس
و تکایا را حاوی و بهزارها علما، وسادات و مشایخ طریقه ها
و صوفیون ، و سوفی ها را محتوی بود صفت یک مقام معنوی
اسلامی را داشت و به آن سبب اکثر مردمان آنجا تا بسیار وقتها
صنایع و معارف اوروپا و امریکا کمتر رغبت میورزیدند . حتی
صنعت و تجارت را چندان چیز مقبولی شمرده هر انقدر سعی
و کوشتی که داشتند در پایاب صرف میکردند که اولادهای شان
کاتب یعنی میرزای دفترهای سرکاری بشوند. و منصبها و رتبه های
دوانی برسند، و قلمدانهای منصبی شان دام جر مفتم گردیده ازا
ترهگذر توانگر شوند. این حال در همه حکومتهای اسلامی دیده
میشود. اهالی هر چیز را بر دوش حکومت می اندازند، و هر چیزی
را از حکومت امید میکنند. به اوروپا و آمریکا رفتن و صنعت
و معرفت آموختن را کفر و بدعت میشمارند و این سخن در دهانهای
شان جایگیر شده که هر کس چون به آنطرف ها برود کافر و بیدین
شده پس می آید . کافری و بیدینی را نیز بر کلاه و لباس حمل مینمایند
و یا به تعبیر دیگر مدنیت و ترقی را تنها از پوشیدن آنها میشمارند.
در زمانهایی که مصر و اندلس و بغداد منبعهای علم و عرفان بود
فرنگها به عمامه و طیلسان در ان دارالفنونهای اسلامی داخل شده
و تحصیل هنر کرده پس بملک خود میرفتند. حالا تکه او راهیچ کس
مسلمان نمیگفت، و نه خود او به آن عمامه وجبه مسلمان میکردید
میشنویم که یک انگلیزی ، پایک روس بعد از انکه زبان عربی یا فارسی
را بخوبی تحصیل کرده در مکه مکرمه یا کابل با طهران سالهای سال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
