Machine transcription
صحیفه ۱۵
سال دوم
شماره ۱۷
ناموران نان جهان
ما بعد از شماره ۱۹ سال دوم
علم ثروت ملل
ما بعد از شماره ۱۶ سال دوم
بادشاه مشارالیها ازدواج کرده ، و درسته ١٠٤١ در ( زین آباد میراند، زمین را خودش کشت میکند ، کاوها را خودش میپروراند.
دکن ) وفات یافته است . شاه جهان يک محبت مفرطی به از جمند با تو بعضی آلات و ادوات زراعیه را نیز خودش تعمیر میتواند .
داشت که تفصیلات آن در تاریخها مذکور است. جنازه او را از اما این اعتراض در جایی وارد می شود که مدنیت در انجا ترقی نکرده
دکن به (اگره) که به (اکبر آباد) معروفت نقل داده اند. باشد، و محال ابتدایی باشد. ولی در جاهایی که مدنیت مترقی
ويك بناو عمارتی بر قبرا و از طرف شوهرش بنیاد یافته که در تجمل و صنایع كثرت، و فابریکها افزونی داشته باشد اینگونه محذورها
وزیت دیگر امثال آن در دنیا نادر و کمیابست، این تربه از جمند بانو و معذوریتها را میدان نمیماند، و نسبت به افزونی یافتن صنعتها فابریکها
که خود شاهجهان بادشاه نیز دران مدفونت بنام ( تاج محلی و نسبت به افزونی یافتن فابریکها قاعدة تقسيم اعمال وسعت
و عمومیت حاصل کرده به عمله و کاریگرهای بسیاری احتیاج می افتد
معروف میباشد.
وحاجت به این نمیماند كه يك شخص اگر از يك كار محروم بماند
ار جوان : - جارية ( ابو العباس ) پسر ( قایم بامر الله ) دیگر کار پیدا کرده نتواند ، و موجب معذوریت و پریشانیش شود.
است که قایم بامر الله بیست و ششمین خلیفه ایست از خلفای عباسیه که بعد ازین انشاءالله در بنیاب تعریفات مکمله داده خواهد شده .
هنگامیکه (ابو العباس) پسر خلیفه وفات یافت خلیفه خیلی همگین و اند
وهناك بود. زیر انجز ابوالعباس ذکر هیچ اولادی از وباقی نمانده
بود. و چون او این بلاولد از دنیا در گذشت خلیفه را اندی قطع
و فصل هشتم
شدن ذریت عباسها خیلی پیشاب و در اضطراب انداخته بود . قاعده سرمایه و تصرف -
از جوان چون اضطراب خلیفه را مشاهده کرد از سه ماهه حامله ( سرمايه ) را يعربي ( رأس المال ) میگویند که اگر آن نباشد
بودن خود از ابوالعباس بیان نموده خلیفه را از آن اندیشه و اضطراب تجارت نمیشود . ( تصرف ) اداره و صرفه جویی را میگویند که
رهایی داد. بعد از مرور ششماه يك پسری بدنیا اورد که بعد ازان اگر آن نباشد سرمایه زود ضایع و تلف میشود . پیش ازین گفته
بلقب ( مقتدی بالله ) بخلافت رسیده است. از جوان در اصل شده بود که سعی و عمل، و واسطه های طبیعی قدرتی مانند آب .
دختر بك ارمنی بود که بلقب ( قرة العين ) ملقبه بود . بسيار وقت و زمين، وكانها وغيره سبب ها و واسطه های اجرای صنایع میباشد.
زنده کانی کرده است.
باقی دارد در اینجا از يك واسطه دیگر اجرای صنایع بحث میرانیم که بدون
باقی دارد.
آیا حالا در آمده میتوانم نی !
دایه - یلی ، درآمده میتوانید . سوالهای محرمانه شبکه اندیشه و وسواس را بدل تان راه مدهید. به بسیار زودی
پرسیده می بودیم پرسیده شد .
و احتراما نه مادام تسلیم میکنم . از و از هر جهت خاطر جمع باشید
رهایی میبایید. حالا بخدا سپردیم. باز بهم می بینم .
روبر درامد . مادام آننو گفت :
ها زبیات - ( بكمال انديشه ) آه ، مراتون میکنید ها !
يك احتیاط کاری بزرگی که کرده اید همین است حالا نکه من امید داشتم که امشب را یکجا با هم بگذرانیم .
که مادام را یک آن اولتر در نجا آوردید ، زیرا ا كريك کمی دیر روبر - در آنجا که میدانید .... بودنم لازمست که شما هم
میگردید کار از کار میگذشت
این لزوم را بخوبی تسلیم میکنید. چون در شبها عادت ندارم
که مخارج بگذرانم هر گاه امشب مرا به بند يشبهه
یعنی معلوم میشود که وقت وضع حمل ......
نخواهد افتاد . .... بعد از انکه بخواب برودا گر فرس
یلی نزدیک شده امشب بهمه حال زائیداش را حکم میکنم باختم می آیم .
بلکه به نیمشب نارسیده کار خلاصی شود. حالا مادام باید این است که رو بر با این مقدمات آنقدر سخنان عاشقانه و محبت
بريستر بخوابد. و درد وضع حمل را انتظار بکشد. وضع حمل کارانه و خاطر جمعیتهای اطلعنا نكارانه بدختر صرف نموده
چنانچه مادامها از ان میترسند چیز ترسناکی نیست. مادام که اگر بجای دختر یک زن بزرگ کار کرده مشاطه هم میبود
اندیشه نکند. به بسیار زودی زیده رهایی میابند. به اینسختهای نوجوان فرشته و گرویده شدنش آزاده شبهه
روبر به ها تربیت رو آورده گفت :
دوست عزيزة من ! حالا شما را بدست اهتمام محبت کارانه
باقی دارد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
