Machine transcription
۲ سال دوم شماره ١٦
بهار اندر بهار
تشريف شوکت ردیف موکب فرخنده گی موهب
اعلیحضرت همایونی
چنانچه در فصول حیات انسانی، ربيع ريعان جواني يك نشاط و نشاه بار تازگی و طراوت نثاری دارد، همچنان در فصول چار گانه سال که قدمه های نردبان حیات انسانست فصل بهار را خالق عظیم لیل و نهار همین خاصیت مسرت آثار طرب نثار را عطا و احسان فرموده است .
بهار يك آينه قد نمای تجلای صنع حضرت مولاست که اسرار بدایع آثار ، يحي الارض بعد موتها ، را ظاهر و آشکار میسازد.
بمجرد رجعت شمس جهانتاب از سیاحت نصف جنوبی کرفارض صفا مآب ، و به تعبیر دیگر بعد از سیاحت خود کره زمین دلنشین ما از نصف مدار خود به نقطه اعتدال ربیعی، دفعةً يك حيات بك ، حرکت بك نشاءه ، يك نشاط همه عالم را فرا میگیرد . گویا از هر تار شعاع شمس خاوری میلابهای حرارت، قوت، برکت بر روی کره زمین جاری میشود که زمین را گرمی و زور و توانائی خارق العاده حاصل شده به اینار فیض و برک آغاز می نهد ! گویا از هر سر چشمه درخشان تارهای زرین کار آفتاب عالمتاب انهار خوشگوار حيات زندگی جاری روان میگردد که يك زنده گی عمومی همۀ زمین کوه دره، و ودیان دامن آنرا فرا میگیرد ! گویا خورشید ضیا پدید ، ساقی بزم محفل کائنات مسرت نوید گردیده که با پیاله های سر شارمی پرانوار خویش جمادات نباتات ، حیوانات را مست جام عشرت و شطارت میسازد !
تابش مهر عاطفت چهر بر قلال جبال پر برف وبحرها ، ونهرها، و تالابهای ژرف تابیده انجماد را به انبساط تحویل میدهد ازین تحول بخار ماء بالا میراید، در آنجا تکاثف پیدا کرده صورت ابر را میگیرد، ابر را با باران حامله میسازد، و مأموریت دایه گری اطفال صغيره سبزه ها، و درختها و چمنها مأمور میفرماید. مشوقها، و محرکهای رعد و برق وظيفه لاله کری و داده کری را گرفته به تربیت و معیشت اجسام عضوی کره زمین آستین بر میزند .
چه مسرت ! چه نظارت ! شاخهای خشک اشجار که از جماد مرده يك حيوان هیچ فرق نمیرسانید رفته رفته خون حیات معجونی در رگها و پیهایش دویدن میگیرد. آثار حیات در آن میاناً آشکار میگردد ، کفهای برفهای سفید را از روی کشتزارها میروبد و میشوید ، به تخمهای جهاد آسای عجایی که در خریف افشانده شده بود شیره نور ، و شراب پر سروری می چشاند. جماد را به نبات تبدیل میدهد. کره زمین روز بروز، ساعت بساعت، دقیقه بدقيقه ، نی نی ! بلکه ثانیه ثانیه که در هر ثانیه ۲۰ میل از مداری که بران در دور آفتاب دور میکنند بر سیاحت سفر ٣٩٥ منزله خود يقطع منازل دوام میورزد . گذر گاههای آن سلطان یکه تاز زندگی آغاز به انوار سرور و حیات پر جبوری سرسبز و شاداب میگردد.
این است که بهار زندگی آثار شهر شهير دلپذير ما با همه شوكت و حشمت رنگارنگ خود جلوه گر در رسيد. ميناها قمری ها بلبلها و ديگر مرغان رنگا رنگی که از شدت و صولات زمستان مظالم نشان مها جرت اختیار کرده بودند سیل سیل گروه گروه عودت نموده در شاخهای شکوفه بار درختان باغها وباغچه ها مأوا گزین امن و امان گردیدند . و بنواهای شیرین دلنشین مختلفه زمزمه پرداز مدایح خسرو شیرین کار حضرت بهار شدند . چنانچه زبان صداقت بیان ما اهالى صادق با تخت عالي بخت کابل نغمه سرای شکران تشریف آوری موکب سعادت موهب اعلیحضرت بادشاه ترقیخواه عدالت اكتناه محبوب القلوب معظم خودمان گردیده است .
بلی ، حضرت خلاق عظیم الشان لا شريك ولا نظير ما جل وعلا در هر فصل ربیع دو بهار صفا شاری ما را احسان میفرماید که یکی بهار موسمی و دیگرش بهار دیدار اعلیحضرت باد شاهیست .
بهار موسمی ، بر نباتات تأثیر حیات بخشی مینماید ، و بهار قدوم بادشاهی بر دلهای صداقت صفحات رعایا تأثیر نشو و نما میفرماید . بهار موسمی عالم را از زخیر بندی برفها و یخهای ثقلت فرسای شتایی میدهد ، بهار تشریف آوری موکب بادشاهی دلهای انجماد یافته رعايا را بتأثيرات رأفت و عدالت زندگانی میبخشد .
جهان گلزار میگردد ز تشریف همایونی
قلم چون شاخ گل گردد ز توصیف همایونی
صبح يوم شنبه ۱۹ ماه جمادى الأول يك صبح روز فیروز صفا اندوزی بود که در همه اهالی پایتخت عاليبخت كابل يك جوش نشاط و يك خروش اخلاص بساطی ظاهر و پدیدار گردیده بود در هر چهره ، و هر چین چون نظر میشد يك ابتسامی ، در هر دل و هر سینه چون خور میشد يك سرور صفوت انسامی آشکار شده بود. طبیعت نیز باین هوای صفا افزای بهاری محیط کابل را احاطه نموده بود. اکثر مردمان شهر مینو بهر ما بيك سرور و شادمانی علنی بسوی سرکهای با صفای پل عیدگاه و صحن حضوری میشتافتند . شاگردان مکاتب ابتدائیه محله های شهر بلباسهای تازه ترین خود شان ملبس شده بچنان مسرت طفلانه ، و چنان فرحت معصومانه در راهها صف کشیده بودند که انسانرا بی اختيار يك شطارت عالم سیاحتی از نظاره آن دست میداد .
بعضی معززین و اشراف و از ارباب مناصب عسکری تا برتبه بموجب رقعه های خبری که از طرف ذات عالی فخامت مآب نائب السلطنه صاحب یکروز پیشتر شرف تسطیر یافته بود در برنده دربار قصر بيقصور (استور) مبارك بلباسهای نیم رسمی جمع آمده بودند از صنوف مختلفة عساكر خاصه شاهانه با بیرق های بزرگ مقدسه و موزیک خاصه در همین سمت شمالی قصر مبارك صف بسته احترام بودند .
ذات شوکت آیات پادشاه حقایق آگاه پادشاه دانش و دین ما اعلیحضرت ( سراج الملة والدين ) مدالله ظله في العالمين يوم شنبه ١٩ ماه حال بعمل چهار شنبه صبح با همه عایله سلطنت سنیه و جمله ارکان معیت شاهانه از باغ کوکب جلال آباد حرکت فرموده اند . غیر از عرابه های
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
