Machine transcription
صحیفه ۱۱
سال دوم
شماره ۱۵
آید هیچ چیزی نمیداند . هر انقدر که بزرگتر میشود همانقدر زیادہ تر چیزها می بیند و میشنود و بهمان درجه بر دانشش می افزاید. اگر يك طفلی را از ابتدای ولادتش در يك خانه بیندازند و اسباب زنده کانیش را بهر وسیله که باشد تدارک کرده هیچ چیزی به او نه پینانشد و هیچ چیزی به او نشنوانند در آخر کار آن طفل وحشی و نادان حتی از قوه تکلم نیز در حرمان میماند . بناء علیه دانش یک چیزیست که از دیدن ، و شنیدن، و تجربه حاصل کردن بوجود می آید . اما در نجا باز وارد خاطر میشود که به اینصورت هر کس که دو چشم و دو گوش داشته باشد باید ( حکیم ) گفته شود و چون هر صاحب کوش و چشم حکیم گفته شود افلاطونها ، ارسطوها را چه قدر وقیمت خواهد ماند ؟ هیچ ! ولی کم یاب بودن حکیم ازین است که حکمت حکیم مطلق ، و دست قدرت قادر بر حق بعضی دماغها را بچنان وضعیتی خلق میفرماید که محفظه ها و بیچتابهای بسیاری داشته در هر محفظ، و هر پیچ و شکن آن انواع امراز حکمت ، واقسام انوار معرفت را میگنجاند که اینگونه حکمت (موهی) و (قدرتی) میباشد، و در نما از صدد بحث ما خارج است. ما از علم و حکمت کسی و تحصیلی بحث میرانیم ، و يك مقايسه در مابین حکمای قدیم و جدید مینمائیم . کفته بودیم که حکیم به آثار آن و فکر و رأی شان شناخته میشود و رأی و فکر از دانش و دانشی از بسیار دیدن و شنیدن بوجود می آید . مقصد از بسیار دیدن و شنیدن، بسیار خواندن و بسیار تحصیلی کرد است. آلات و ادوات بسیار خواندن و خوب تحصیل کردن کتابها، مكتبها ، دار الفنونها ، سياحتها والمثال آنها میباشد . در وقت حاضر یک مهندسی که از مکتب هدست و یا یک طیبی که از مکتب طبيبه کامل التحصیل شده میراد برقیق خود میگوید که : « کجاست او قلیدس ، با بقراط که یک درسی از ریاضی یا از طلب به او بدهم » . . اگر چه اینگونه ادعا خیلی بلند پروازی و خودنمایی شمرده میشود ، ولكن چون يكنفدرى ملاحظات ذیل را ملاحظه فرمایند چنانچه گمان شده است . بلند پروازانه کته نمیشود : حاصلشدن دانش را از بسیار دیدن و شنیدن یافته بودیم. این دیدن و شنیدن بسیار ، دو صورت دارد: یکی آنکه بطریق سیر و سیاحت دنيا، وديدن انواع زمينها و انسانها ، و دانستن اشكال طبيعتها وخالها ، وتفيدن هزارها رقم سخنها وحوادتها ، دوه طریق بسیار خواندن ، و بسیار مطالعه کردن که مدار یکانه افزونی دانش بهمین دو چیز است . حالا بر اصل مقصد خود آمده به بینیم که دنیا در زمان حکمای قدیمه چقدر بود. و حالا چقدر است : از ملاحظات بعضی خریطه ها - یعنی نقشه های زمین - که ه دمای جغرافیون یونانیه کشیده و صورتهای آن قرناً بعد قرن تا به اینوقتها رسیده چنان معلوم میشود که در اتوقها همه دنیا از یونان تا ناصر و جزایر مغرب زمین از آفریقا، و از آسیای صغری گرفته تا به ایران از آسیا و از نهر طونه تا یک کمی از ایتالیا از او روبا عبارت بوده است. و چون دنیای به این بزرگی عبارت از همین جاهای مذکوره باشد هیچ شبهه نیست که دیدینهای مردمان آنوقتها نیز در داخل حدود همانقدر جاها بوده است. حالا نکه در همین قدر زمینهای مذکوره نیز بسبب نبودن راههای منتظم و آلات نقل و حمل محتشم از یک شهری بشهري ، يا ازيك قطعة بديكر قطعه سیر و سیاحت کردن کار هر بهادر جهان پیما نبود و از این سبب بود که از و هم و قیاس بسی مملکتها و انسانها ، ومخلوقات غرابت نما نقل و روایت کردند ، و مانند مجايب المخلوقات كتابها تصویر نموده از اسی کام کوشها، و در خانهای کله انسان و اقواقها وغيره بحثها رانده اند . حالا بك خرامه و نقشه كره زمين عصر حاضر را و سر میزتان انداخته ببینید که دنیا بار بار از دنیای پیشتر بزرگتر گردیده است. و سیر و راحت آن بدرجه آسان شده که تمام کره را با یک بکس کوچک دستی در طرف ۸۰ روز دور كردن يك ساعت تیری شمرده میشود (۱) بنز ایرین ثابت میشود که دایره حدود دیدینهای مردمان این دنیای جدید از دایره رؤيت مردمان قديم واسعمير و فراختر بوده است . آمدیم بر مسئله بسیار خواندن و بسیار مطالعه کردن درین يك هیچ شه نیست که بسیار خواندن بر بسیار کتاب و آثار بودن منوط است گروه ( مشائیون ) که عبارت از شاگردان ( ارسطو) است در رکاب معلم خودشان میرفتند و از حکیم از یاد درس میگرفتند که به این سبب آنها را ( متانیون ) یعنی ( ده روندگان ) میکنند، و این نبود مگر از بی کتابی ، هر حکیمی که در الوقتها بدر جود صفت معلمی میرسید هم اسرمايه علم و حکمتش در ذهن وسته اش محفوظ میبود، و شاگردان نیز معلوماتی که از و میگرفتند از یاد میگرفتند . وازين سبب كفته اند : ( العلم في الصدور ولا في السطور ) حالانکه هر سينه محیط همه علوم نمیکرده. مثلا خريطه يعني نقشه يك قطعه زمین با همه كره زمين را انسان در صدر خود نقش کرده نمیتواند ، بهمه حال وجود خریطه ن و راست ، اگر چه در از مانه ای حکمای قدیم ایز کتابها نوشته شده است. و اثرهای افلاطون و ارسطو تا به این زمانها علا بعد نقل رسیده است. اما آن کتابهایی که در انوقتها نوشت میشد بر يك رقم برگ درختی که آنرا ( با پیروی ) میکنند، و از مصر قیمت بسیار گرانی می آمد نوشته میشد که آنگونه کتابها را تنها پادشاهان و بزرگان مالک شده میتوانستند.
(۱) ( سیاست پر دور را دور کره زمین بهش تا درود ) نام کتابی که در مطبعه مبارکه عنایت در دارالسلطنه کابل بطبع رسیده و در دکان ملا غلام محمد کتاب روش متصل مدرسه شاهی قیمت ۲ دو روپیه کایلی فروخته میشود. این کیفیت را بخوبی واضح میسازد و کتاب مذکور در نی مطبعه عاری در ده افغانان نیز بفروش میرسد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
