BrowseSirāj al-akhbār → page 490

Page 490

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 490 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

شماره ۸ سال دوم يك قطعه تصور کنید ؟ تي تي : يك خانه فرض کنید که مساحۀ سطحية آن ٩٧٧٢٤٥٩٠ ، کیلومتر مربع باشد . و برین قدر زمین ۳۹۹۹۹۹٥٠٠٠، مردم سکونت داشته باشد . و این همه زمین و مردم با همدیگر چنان مخلوط و آمیخته باشد که از بود و باش يك عايله بسیار بزرگی ، در يك حولی بسیار جسیمی هیچ فرق نداشته باشد ، يك قصر بسیار بلند خوشنما و مزین آن بریتانیا باشد که اقامتگاه مدیر امور جمهور عایله و خانه باشد ، جرمی ، اوستریا ، ایتالیا ، فرانس، روس يك يك دايره بسيار فاخر ومنتظمی باشد که مهمترین و معظم ترین اعضای بایله در ان سکونت داشته باشند . غیر ازین ها بسی دایره های کوچکتر مانند اسين پورتکال ، دانيمرك، هولاند، بلژيك، اسویدن ناروی، رومانیا، و بسی پیاده خانه ها مانند یونان بلغار صرب، مونتیکر و در طرف دروازه آن خانه موجود باشد . ورئيس های عایله جمله با همدیگر خویش و اقربا ، و مانند شیر و شکر بهم آمیخته و دایما یکی به دایره دیگری در رفت و آمد باشد ، و وکیلها و ناظرها و مدیرهای دایره های شان در باب اداره و تصرف و انتظام دایره ها همیشه محفلها ومجلسها تشکیل کند . پس چسان میشود که بر این چنين يك نظام و انتظام تهمت ( خونریزی بی نوع بشر را به بندیم ...... بلی این تهمت است . افتراست ! اوروبا تنها اوروبا را ( بشر ) و اوروبا تياترا ( بي نوع بشر ) میگویند و پس : دیگر نوع بشر را بمنظر دواب، وموانی دانسته برای شکم پروری عایله های دایره های خودشان ذبیمه مطبخها میشمارند و برای خدمت های مختلفه دایره های خودشان اسیران مزدور کاری میدانند .... آیا کشتن و پختن ، و خوردن جانداران غير نوع خود را ( في نوع بشر ) جان (خونریزی ) خواهند شمرد ..... در يك گوشه این سرای جبرونی نمای نوع فی بشر (۱) آشیان يك غير نوع شان موجود بود ! بنی نوع بشر آنرا اجنبی دانسته و محل زینت و راحت برشته برای خود پنداشته بهانه وسعت دادن و فراخ کردن پیاده خانه های خود آن آشیا نرا برداشتن میخواهند ...... چیزیکه خود این محرر عاجز در مدت یک چند سالی که درین آشیان محقر غير نوع بشر (۱) بچشم سردیده ام از روی حقیقت در نظر قارئین کرام عرض میکنم : از جنس بی نوع بشر - یعنی ملت نصارا - خواه در استاپتول و خواه در شام و بیروت و اناطول و روم ایلی بسیار بفوسی راحت گزین امن و امان بودند که راحت و رفاه ، و ثروت و جاه آنها را هیچگاه صاحبان آشیان نداشتند ، حتی که آنها مالک بودند هيچوقت ديگران مالك نبودند ، حقوق دينيه مذهبیه، مدنيه شان چنان محفوظ بود که هیچگاه بنی نوع بشر (۱) آنرا محافظه کرده نتوانند . چنان امتیاز ها ، و استثناهایی داشتند که دیگران، بران غبطه میبردند. پولیسها حارسها ، محافظها برای تکیهانی عرض ، و جان و مال آنها از دیگران بیشتر کوشش میورزیدند، محله ها ، کوچه های آنها را صفایی والا بيك اعتنای بیشتری تنویر و تنظف مینمود . اعضا گری محلها ماموريتها، وزارتها ، نظارتها از آنها بود . بر سر این همه از خدمتهای شاقه مانند عسکری و غیره نیز معاف بودند . تجارت، ثروت، حریت آنها را دیگر کسی نداشت . صاحبان آشیان با نوع فنی بشر (۱) و نوع بشر (۱) با آنها چنان مأنوس ، مألوف ، محشور بودند که بزیارت همدیگر ، بمراسم اعیاد همديگر نيز مشارکت میورزیدند . پس آیا گناه شان چه بود که آشیان شانرا میسوزند. و خود شانرا از همسایه گی خود راندن میخواهند ؟ دگر هیچ چیزی نیست مگر از نوع فی بشر نبودن آنها ازيرا في نوع بشر بودن ، به صلیب پرستیدن و به اعتقاد کردن بدار کشیده شدن حضرت مسیح عليه السلام از دست ادناترین خلق موقوف است. وجون صلیب را نه پرستیدند، و بقرآن ایمان آوردند که بردار کشیده شدن آنچنان يك وجود مقدس روح القدس را منافی قدسيت عظیم الشان آن دیده متجاسر آنرا بمعجزة روح القدسی به او تشبیه داده بعوضش بردار کشیده و حضرت مسیح علیه السلام را زنده و حی دانم در ملکوت السموات شناختانده به این گناه از نوع بی بشر خارج شمرده شدند : اما مسلمانان به اینگونه تجاوزات ، و اینگونه ترهات نه از نوع بی بشر خارج ، و نه از دنیا ضایع خواهند شد . نا امیدی و مأیوسی را مسلمانان بخاطر خود هم راه نمیدهند . چونکه آنها از نا امیدی منع شده اند. نه تنها این تشبثات صلیب پرستان، بلکه دوسه چهار بار هلاکوها ، جنگیز ها نیز قتلهای عامها نمودند ، حتی بعضی از جنگیزیان بر قطاع ذریت اسلامیان نیز بعضی کارهای وحشیانه اجرا کردند . اولی باز هم دنیا از اسلام پرو مملو ماند. و بعد ازان باز دولتهای عظیمه اسلامیه تشکیل یافته دنیا را بلرزاند ! ولی چیزیکه موجب خوف وانديشه مسلمانانست همانا بدیهای خلاقیست که در آنها سرایت کرده است، و از شهراه حقیقت دور شده رفته است. بسوی سه چار ساله وقوعات مملکت عثمانی بدیدۀ عبرت نظر اندازیم : یکبار دیدیم که نفوذ امر و تسلط سلطان را استبداد نام نهاده و سلطنت را به مشروطیت تبدیل داده از اتحاد و ترقی دم زدند. این کلمات بسیار بزرگ و مقدس تنها بر روی کاغذ نوشته مانده بجز بی اتحادی و نفاق ، و تنزل و انشقاق دگر هیچ ثمرۀ دیده نشد. بازيك حريت و ائتلافی ظهور نمود. از انهم بجز اسارت و اختلاف دگر هیچ نتیجه معلوم نشد . بی اتحادی و بی ائتلافی چنان آزادانه ترقی نمود که بر پاؤ سر و دست خود اره و تیشه و تیر زدند . خود را آله های شر قتل نفس خود ساختند ! بلی اینها همه بليك درس عبرتیست که ما ازان چشم بصیرت را نباید بپوشیم . و از حال دیگران پند و نصیحت گیریم.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 490. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/490 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/490
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record