Machine transcription
شماره ٦
سال دوم
علم ثروت مل
(ما بعد از شماره ۵ سال دوم)
و دستور العملها ليكه از طرف انسانها وضع شده است كه آنهم از اثر اخلاقها و عادات و افکار مرعبه اهالی پیش آمده میباشد. يك قسم احوال استنائية مخصوصة نیز هست كه آنرا ( انحصار ) با (امتیاز) میگویند و آنهم از مواقع طبيعيه ، ومواقع موضوعه بوجود آمده است. مثلا هر مستحصل یعنی هر فروشنده که بسبب اسباب طبیعیه و یا مو ضوعه به استحصال منافع كثير. وتتعات فوق العاده مقتدر شود خود بخود به انحصار و امتیاز نایل و سزاوار است . لهذا اینگونه امتیازاتی که از موالا طبیعیه و از چیزها تولد باید اساساً زایل نمیشود . مثلا كسيكه در يك صنعتی مهارت دارد. و دیگری آن مهارت را ندارد طبعاً امتیاز و انحصار آن صنعت را مالك است و یا شخص که قوه عقلبه و ذهين خارق العاده را مالك باشد و اختراعات بدينه و غربیه بروی کار آرد البته که امتیاز و انحصار آنرا داشته باشد . لذا جيزيك عبارت از استعداد و در طبعی باشد، و با عاید بچیزهایی که ثمره قوای عقلیه مانند ایجاد و اختراع باشد استعمال و تصرف انجزها مستند بر وعده های حریت و ملکیت میباشد که از طرف حکومت قانوناً حمايه شدنش لازم است . كذلك امتياز هانیکه از تصرف جنگل و معادن اراضی تولد بکنند چون بر قاعده ملکیت مینی نمیباشد ربات آنها نيز واجب است . نامه انها جز که گفته شد در باب امتیازات و انحصار طبیعی بود اما امتیازات موضوعه بینی که اثر صنعت المسان وتمرة قوانين و نظامات روپانیدن پدر است هروقت و هر زمان که واهند تعدیل وتبديل والفو كرده میتوانند . حیکی از مقاصدی که علم ثروت خیلی لازم میداند مسئله انو کردن اینگونه امتیاز است. بعضی از مواقع موضوع آنست که برای منفعت يك شخص نوقت میدانست کانتیجه کار همچنین خواهد شد ، و می گفته بود. و او مرا رهایی دادن میخواست. غفلت منو ناده من این بلا را بر سرم آورد. دنیا را بچشم تاریک ساخت . پدرم بین گفت که اگر سخن مرا نشنوی بعد ازین دختر من نخواهی بود ، من سخن او را نشنیدم. بنا برین در نظر او وجود وعدم يكسانت. از شیب کا حق دارد که او را ملامت کند ؟ در پنجاب اگر چه مارگی حق دارد . ولی این حق خود را بصورت مفرط سوء استعمال کردن يك حركت بیرحمانه شمرده میشود .
اگر يك دوسه ماهی دوام هم نماید ، ولی ممکن است که آخر الامر آن حیله مردمان معلوم نشود و امنیت و اعتماد مشتری از و برداشته نگردد. حالانکه راستی و استقامت در تجارت مداریکانه ثروت و منفعت است . ارباب صنایع و تجاری که براستی و در سنی معامله کنند اعتبار و شهرت شان معروف انام گردیده بیشتر مشتری جلب میکنند و تنود راغب میسازند. بنابرین یگانه استاد گناهی تجارت ناموس و حیثیت و استقامت تجار می باشد احوال ملت های متمدنه على الخصوص ملت انكليز که در راه آزادی اعمال و علم ثروت از همه ملل پیشتو رفته اند همین سمنان ما را تصدیق میکنند .
— ( فصل ششم ) —
در بیان موالی که به آزادی اعمال بارش میشود،
قاعده سرّیّتی اعمال به بسیاری از موانع و میمورد كیك قسم آنرا (مواقع طبیعی) میگویند. مانند متفاوت بودن ذکاوت استعداد انسانها که بعضی ذکی و مستعد بوده از اندیگری که نسبت به او کمتر ذکی و مستعد میباشد بهتر و خوبتر فایده میدارد و قوه روپانیدن زمینها که بعضی از بعضی بیشتر میباشد. و بعد و مسافت و کانیها و سنگها و غیره که اینها از مواقع طبیعیه شمرده میشوند . یك قسم دیگر آنها مواقع موضوعه ( میگویند . مانند قوانين ونظامات.
نهاده گفت :
— تلونيلك ، فلوتيل امن آیا ترا به این حال بینم ها و مجاره بديرت قونتس ! ترا چون به اینحال می بینم بگرم پاره پاره میشود ير من دل سوزانيد. من به انتحال مستأصل : معادیکه او را یکسوئی خود بخود بی توجه نموده برد بصورت مجنونانه آزارد کردم. این است که مالا جزای آن خدای خود را میکشم. مع هذا باز خود را اختیار میشمارم، چونکه در میان این گونه مصیبت مدهشه مانند شما يك محب صادقی را مالکیم ، آه آرمان در دنیا عجز تو دگر کسی برای من نمانده است .
— قلوتيد : ناحقی میکنید. آیا پدر را فراموش میکنید؟
— پدرم مارگی دو موقوب هنوز دیروز می گفت که در دنیا او را فلوتین نام دختری نیست .
— ( بيك طور فرنانه ) آن ، چقدر سنگدلی !
درین خصوص حق بدست اوست. چونکه او درها
— می او را به بد صورت تحقیر کرده بودم .....
— معلوم میشود که از خود شما او را مدافعه و طرفداری میکنید .
— یلی خود را مهم و او را برى الدمه ميدانم .
— بعد از نستنان یک قدری در اتاق يك سکونت حاصل شد. بعد از ان باز مادام دور اندال بسخن آغاز کرده گفت :
باقی دارد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
