Machine transcription
شماره ٤ سال دوم صحيفه ٤
بقرار قواعد نظامی داخل باغ ارك مباركه گردیده در خیابان موصوف صف کشیدند و سلامی پادشاهی را ادا نمودند ذات شاهانه در پرده کوئی مبارک استور تشریف داشتند اینکه سلامی ختم شد يك بيك بچه های مذکور بقرار نام نویس از ملاحظه حضور مبارک گذشتند و بعد از آن همه یکجا جمع شده دعای سلامتی وجود مبارك اعلیحضرت والا را نمودند ذات شاهانه بكمال شفقت و مرحمت بچه های مذکور این چنین نطق بیان فرمودند .
لفظاً نطق مبارک است
( ما بهمراه شما دو قسم گفتار داریم یکی مجمل و دیگر آن مفصل — مفصل آنرا روزیکه ملک های منگل و خود شماها بحضور حاضر شدید بیان میکنم و مجمل آنرا سال میگویم — چنانچه خواطر خود را جمع دارید من شما را از برای تعلیم و ترتیب دینی و دنیوی خواسته ام که از احکام اللهی و از حقوق بادشاه اسلام که بالای رعیت خود دارد و از حب وطن خود که جهاناً مراد از علم معاد و علم معاش باشد که هم درین دنیا بکار شما بیاید و هم در آخرت که بعد از سه چهار سال بهره ور و تعلیم یافته شوید. بعد مع الخیر بهانهای خود واپس مرخص می شوید پدرها و یا عمو و برادر شماها که در حال ملك وكلان قوم خود میباشند آنها تعلیم یافته نیستند و مطابق خبر ندارند که حب وطن و حقوق بادشاه اسلام بقرار امر کتاب اللهی بالای رعایت چیست اینک شماها مع الخیر تعلیم یافته شدید و در جای های خود رفتید خرابی و آبادی کار برای شماها بدرستی معلوم می شود و شما بالای آنها خنده خواهید کرد — اگر عموهای شما و پدران شما از علوم دینی و دنیوی بهره یاب می بودند گاهی این افعال از انها صادر نمی شد و بگفته بعضی شیطان ها عمل نمیکردند ما برای شما یک مثال می آوریم شخصی با شیطان آشنائی داشت روزی شیطان را گفت چه حکمت
بکار میبری که مردمان بقول تو فریفته می شوند امروز مرا از فریب های خود یک چیزی نمای شیطان قبول کرد و گفت همراه من بیا همین آشنای شیطان و خود او با اتفاق روانه شدند تا اینکه بيك قبيله رسیدند شیطان گفت تو در نجا تحمل کن و ببین که من چه میکنم در این قبیله يك زن از سیاه خانه خود بر آمده يك بز میش خود را گرفته شیر آنرا میدوشید شیطان خود را از نظر زن غائب کرده آمده صرف يك موی از پستان بر کند و لگد زد و خمره شیر را کامل بریخت — زن خمره خالی را گرفته و اپس به سیاه خیمه خود رفت ساعتی بعد شوهر همان زن از دور پیداشد در حال شیطان خود را با لباس يك مرد ريش سفید ساخته بنزد شوهر زن رفت و به مکر و حیله به شوهر زن گفت که عیال تو بد کار است. و رفیق دارد هر وقتیکه تو حاضر نیستی در غیاب تو رفیق خود ر ا میخواهد و آنچه در خانه موجود داری برای او میدهد و میخوراند چنانچه امروز رفیق آن آمده بود. شیرهای بز ترا برای رفیق خود داد اگر سخن مرا قبول نداری چون بخانه رفتی از عیال خود شیر بخواه سخن راست و دروغ معلوم می شود. شوهر زن در سیاه خانه آمده از زن خود شیر طلب کرد زن اظهار نمود که شیر را از لگد زده ریخت در این بین ما بین زن و مرد گفتگو و مناقشه پیدا شده شوهر زن خود را لت و کوب نمود — شيطان على الفور خود را در قبیله دیگر که اقوام
از آثار عتیقه برجه منار سمت شرق شهر غزنين
زن بود رسانیده گفت که چه نشسته اید که فلان شخص عیال خود را بی موجب زده به قتل رسانید اقوام زن هر کدام چوب و کارد و سیلاوه و غیره اسباب جنگ را گرفته بطرف قبیله شوهر زن آمدند شیطان باز خود را زودی در قبیله شوهر زن پیشتر از آنها رسانیده خبر داد که چه نشسته اید که اقوام زن با آلات جنگ همه آمدند ازین قبیله نیز جمع زیادی با آلات جنگ برخواسته مقابل یکدیگر آمدند و در بین یکدیگر گفتگو و منازعه را برپا کردند عاقبت الامر قریب چهل نفر از هر دو قبیله مجروح و مقتول گردیدند شیطان نزد آشنای خود آمد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
