BrowseSirāj al-akhbār → page 316

Page 316

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 316 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صفحه ۱۱ نمبر ۲۲ و در با به چشمه سلطانپور این حرف هم موجب دفع نزاع سر رشته بقرار صلاح و تجویز خیراندیشی شده اینکه چشمه های سلطانپور را مردم مسلمانان قریه سلطانپور سفلی و علیا و غیره بحضو را علیحضرت همایونی عرض کردند که این چشمه با جای ماست و آب این از راعت ما یان تعلق دارد و مردم اہل هنود غیر حق میگویند که از ماست و این دعوای مایان از زمان اعلیحضرت امیر کبیر مرحوم و وزیر مرحوم وزیر محمد اکبر خان و امیر شیر علیخان مرحوم تا این زمان پاک نشده ۱ علیحضرت سر کار و الا مایان را بحضور طلب فرمودند که شما مردم درین سند یا ثبوتے و دست اویز و قباله دارید مایان عرض کردیم که دست آویز و قباله نیست همه هجمه و سمع بسمع از کلان خود با در گفتن آمده که یعنی بابا نانک جهانی فقیر کامل گذشته و در فقر درین بلیا درآمده در قریه سلطا نپور شده بود که تخمیناً چهارصد چهل سال میشود و مشهور این چشمه ها می از قدیم در ما مردم اہل ہنود به چشمه با بانا نا دیہات کبیر میباشد و بروزهای یاد دنیا کے اہل ہنود اطراف و شہر جلال آباد و کا غسل نموده میله و زیارت خود میدانیم. اما مردم مسلمانان هم دعوا دارند بلکہ در پینے بادت ہی های گذشته دعوا کرد و نمیگذاشتند تا حال انفصال این نشده و در حقیقت اگر چه در جهان داری و زمانه دنیوی گفت و شنید دعوا در مابین ما یان بوده و بر رای سرکب و معرفت و کر دار دا فعال فقرا و عارفان که جهان و کار جهان را نیست بیست نما داشته بر رای فقر اشتغال داشتند ثبوت تظاہر یا هر نیست که این چشمه ها بچه قرار بظهور رسید آنچه هست از قدرت کا بله ایز و تعالی است فقط چون منظور بادشاه ظل اسید ما از اتفاق بنده و مسلمان و در آرامی و آسودہ چاہے رعایا و فقرا می دولت افغانستان بوده و میدان و در همان سال سنه (۱۳۲۵) ہجری ، یان همه اہل هنود عرضه داشت بحضور معلی نمودیم که بنده و مسلمان بلاد هند دستتان بذریعہ بادشاہ در سنه حال مسموع شدیم که کسل و بی جهت شده اند رعایای دولت خداداد مالک محروسه افغانستان هم میخواهند که یکدل و یکجهت بوده به لبهای صادق و یا اتفاق خود موافق بود و بروز کار جهانداری و دنیوی مشغول و مسرور باشند ما مردم این خود بنا به دفع نفاق و نزاع چشمه های سلطانپور و احاطه آنرا برای باد شاه واگذار شدیم که جای آبادی کنند و جای بادیث هی تیار کنند، چنا نه خانه و جایی با و شاه ظل الله بمثل زیادت از بنده و مسلمان بهدل است همان بود که این فقره بنا به خیر اندیشی سرکار والا در بین پنجال نزاع و دعوی که از سبب چشمه در ما بین بوده بر طرف شده و همه کی با خاطر جامی بادشاہ خود سر دریم فقط در باب وهرم لیے گذاشتن و تکیه کامه که خراب و منهدم شده چون بند و تا قریہ کا مہ بی بضاعت بودند و استعداد ندارند که آباد کنند و شکست و ریخت اور اسال قبال گرفته و بگیرند و بحضور پادشاه با عرض و کیفیت احوال خود ر اہم نکرد نه این بن سبب فہدم شده هرگاه عارض می شدند زمان شکست و ریخت و گاه گلکاری و آبادی اور اسے کیا چنا نچا بداء التقاطه کابل و بعد خانه های ماست بسیار و هرم سال و بعد خانه های ما که سال بان گاه کانکاری و شکست و ریخت با خبری آبادی اور امیکنیم و در باب در ترال قریہ کو مسالهای گذشته چودری او بوده وغیره مردم معتبرین دکاندارو بزانه و غیره بود چو دری زبان فوت شده و از اولاده انھی لاین نمانده که پرداخت قوم وهرم سال را نماید بعضی خانہ دارشان بکابل و بے در جلالی آباداند البته یک پهلوی او خواهد شد آنچه است هندو هایی که در قریه مذکور است عبادت خود ما را بقرار طریقه که دارند میکنند داخلی برای آنها ممانعت ندارد چنانچه پارسال شده چند نفر از قریه مذکور در جلال آباد بحضر سر کار والا در آبادی افتادهی پهلوی و وشکست در ان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 316. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/316 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/316
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record