Machine transcription
صفحه ۱۳
نمبر ۲۱
عالمهاى ژاپان
از سیاحت نامه عبد الرشید ابراهیم افندی
ما بعد از نمبر ۱۹
يوقوها ما
یکی از بندرگا های مشهور تجارتی ژاپان شهر ( يوقو هاما ) میباشد . من در ژاپان این اول شهریست که می بینم ، و محبت ژاپان را نیز اول از همین شهر می بینم . زیرا چیز هائیکه در راه دیدم همه گی عبارت از یک تصادفی بود . شهر ( يوقو هاما ) یک شهر بزرگیست که زیاده از دو صد هزار نفوس دارد . از ممالک ژاپان اول بندریکه برای تجارت اوروپا باز شده است همین بندر است . من در بیستم تشرین اول درینجا آمدم . صبح وقت برای گردش و تماشای شهر بر آمدم . بصاحب خانه گفتم که اسباب مرا بانی کرده بمن نام تپه و نشان خانه خود را بدهید که در وقت برگشتن زحمت نکشم . – باصاحب خانه مکالمه با بزبان ژاپانی بود . زیرا من تخته بچه جیبی خود دیده و لغتها و نامها را با ربط بهم بسته مقصد خود را می فهمانیدم . ضرور و احتیاج نیز انسان را در زبان آموختن مجبور میکند . صاحب خانه بمن گفت : – که در شهر ما تنها یک باغچه موجود است . بهر یکیش دالانی که بگوئید مرا در پیش رو می باغچه برسان بی گفت شما را در اینجا می آرد .
پوشاکی که من پوشیده ام طبعا در نظر ژاپانی ها خیلی عجیب و غریب یک قیافتی باید شمرده شود . ولی این را باید ستایش کرد که تمام روز گردش کردم بهیچ یک شخصی که بنظر حیرت و تعجب بمن نظر کند بر نخوردم حال آنکه بهر حال و اطوار ژاپانیها موجب حیرت و تعجب من می شد . از همه بیشتر این را بگویم که در هر کس یک حرکت و فعالیت دیده میشود و کوچه ها مانند جویهای آدم ، حد و نهایت آیندگان و روندگان نیست . هر کس به بسیار سرعت براه میرود علی الخصوص صدا های نعلین پای زن و مردی که در رفتار اند بگوش انسان خیلی عجیب بر میخورد . اما صد شکر که کوچه ها با سنگ فرش نیست . و هم در روز چند بار آب پاشی میشود . ازین سبب بسیار معلوم نمی شود . دگر نه آن صدا های نعلین ها گوش انسانرا بی راحت میکرد .
حدود شمالیه یو قوهاما بحر است و اطراف آن سراسر کوهستان است با کوه ها محاطت . اگر چه یک قسمی از شهر بر دامنه ها واقع شده است اما قسم اعظم آن بر زمین هموار است . نی بلکه اگر براستی گفته شود شهر در میان یک دره واقع شده است . از میان شهر نهرهای بسیار میگذرد ، کانالهای بسیار می نیز موجود است . و از پلهای عجیب و غریب بیشماری دیده میشود . همه روزه از یک سر شهر تا بدیگر سر شهر با تراموای رفت و آمد کردم . بسیار جاها را نیز پیاده گردش نمودم .
در بر طرف شهر که گردش شود معلوم میگردد که ملت جاپان بهر نوع استعداد مالک و خیلی فعال و کار گذار یک ملتی میباشد همه دکان ، مغازه صنعت خانه فابریک ، در هیچ طرف بهیچ یک کاریگر نشسته باشد بر خورده نمیشود . هر قدر بناهای بزرگی که دیده شود آن بنا بنای ( مکتب ) است . بغیر از سرای های حکومتی و قونسلی نه ها و بعضی اوتلها دیگر هیچ یک بنای بزرگی مانند بناهای مکتبها نیست . در همه مملکت خانه ها یک طبقه عمارت و دو طبقه گی نادر دیده میشود .
در سر هر جاده و بازار یک کلبه تلفون عمومی و یک کلبه پوست دیده میشود که بطرز خود ژاپان بنا یافته است . هیچ یک سر کوچه و بازاری نیست که در آن یک تلفون خانه عمومی نباشد . در بعضی راههای بزرگ صندوق های سرخ داک دیده میشود که هر روز از ساعت شش صبح تا بریم شب در هر ساعت این صندوقها باز شده مکتوبها ئیکه از شکاف آن در ان انداخته شده گرفته میشود ، و بهر جا چالان میشود . اینچنین صندوقهای داک حقیقتاً در دنیا کم یافت میشود .
( ما بعدش در نمبر آینده می آید )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
