Machine transcription
نمر ۱۸
صفحه ۳
حوادث داخله
کیفیت وقوعات محاربه شکل
طایفه بد بخت مشکل که بر بزنی شیطان لعین از جاده هدایت او امر خدا و رسول و اولی الامر انحراف نموده راه بادیه بغی و ضلالت را گرفتند . و ازین سبب خاک مذلت در روسیاهی دنیا و آخرت را بر سر خود بیختند و لاجرم بجز پریشانی و ندامت و خجالت وگر نه ثمره ندیدند .
ذات اعلیحضرت بادشاه رعیت پرور مرحمت گستر ما از کمال عواطف و مراحمی که در باره رعایا و تبعه خود شان دارند هیچگاه این را آرزو نفرمودند که قوا می عسکر نظامیه شاهانه شانرا بر رعایا خود شان سوق نمایند . اگر چه بنا بر غفلت و جهالت خطایان و نصایح مشفقانه رحیمانه آن گرانمایان بادیه جهالت را براه آوردن آرزو فرمودند . ولی چون تمرد و عناد شیطان پسندانه این بد بختان شوریده سامان از حد تحمل بیرون برآمد به سوقیاتی ظفر مآثر نظامی شاهانه مجبوریت دست داد . و چنانچه از عساکر نظامی فرقه های سمت غربی و شرقی ببعضے مفرزه ها سوق گردید و بعضی از نفس دارالسلطنه نیز یک غند مکمل بر عساکر خاصه شاهانه در زیر کمان افسری جناب محمد نادر خان، جرنیل حضور اعلی با کرنیل یاوری سوق گردید . چنانچه در نسخه سابق خود تحریرات جناب معظم له در آنباب علینا درج نموده بودیم حالا درین نسخه خود از ابتدای حرکات غند مذکور تا به اینوقت از قرار استخبارات دقیقه که اجرا نموده ایم و بعضی معلومات موثوقه دستیاب شده ایم درج ذیل نموده بقارئین کرام خود عرض خدمت میسورزیم .
جرنیل محمد نادرخان
که یکی از تربیت یافته گان محفل حضور معارف منشأ الحضرت قوماندان اعظم و پادشاه مقدس مکرم ما یا نست، و از اوایل شباب تا بحال در صنف جلیل عسکر خاصه همایونی یعنی ارتش تربیه و تعلیم یافته و در فنون عسکریه توغل کرده تدریجاً بمنصب عالی جرنیلی نایل و سرافراز شده است بتاریخ ۲۴ جمادی الاول به پنج و نیم بجه صبح از ( ولایتی ) نام اردوگاه متصل دارالسلطنه بعد از آنکه عساکر شاهانه سه بار سلام پادشاهی را ادا نمودند حرکت، و به ساعت ۱ وارد منزل ( چهار اسیاب ) شده اند .
مساحت ۴ صبح معابر شاهانه از موضع مذکور حرکت کرد و بساعت یازده وارد منزل ( محمد آغه هوتک گرد ) گردیده اند . پیش دارهای عساکر ظفر مآثر شاهانه که بخدمت استکشاف مرکب از چیست تولی و در زیر فرماندهی محمد جمال خان مرسل شیر مامور شده رفته بودند از محفوظ بودن و امین بودن راه به جرنیل مذکور ریپورت داده اردو بحال سرعت از محمد آغه به ( حصارک ) و از آنجا بتاریخ ۲۶ جمادی الاول بموقع ( التمور ) اخذ موقع کردند .
قبیله باغی ( احمد زائی ) که بخوای شیطان رجیم از آیات بینات قرآن عظیم چشم پوشی کرده با باعیان قوم متمرد عقد اتفاق و شقاوت کرده بودند در ( تیره ) نام موضع را با سنگرها و های مستحکم داشته زیاده از پنج شش هزار آدم که اکثر شان با تفنگ های انباری مسلح بودند در آن موضع جمع آوری و بغاوت و شقاوت گرفته بودند .
جناب جنرال محمد نادر خان چون بواسطه استکشافاتی که از ابتدای حرکت در باره جمعیت باغی اجرا نموده بود نقشه های شان را به خود را یک وضعیت بسیار مستحکمی ترتیب داده بود در وقت شب بر گید لای غلام محی خان و بر گید لای غلام جیلانی خان و دگرمنصبداران شیر احمد خان و دیگر بعضی افسران نظام را با قوت کافیه عسکریه و طوب های کوهی از افواج ظفر مواج اردو ساخته جونی بصورت قوسی از مسافه پنهانی حرکت امر داده بوقت صبح در نقاط معینه که بر موضعهای دشمن ها مشرف و مسلط تعبیه گردانید . بوقت صبح دو کندک از افواج ظفر مواج اردو از طرف های سمت غربی و شرقی و ارول را با ده بلوک طوبهای غرابا باین آتش فشان در زیر قیادت کرنیل باقوت شاه خان ، بیک سرعت و شدت فوق العاده هجوم و یورش نمودند .
عاصیان باغی تا میخواستند مدافعۀ خبر مقابل خود یک کار می کردند قوامی عسکر شاهی از جناحین از شب بر موضعهای حاکم تعبیه شده بودند بیک آتش بسیار شدید طوب و تفنگ بر دشمن به فرجام روز رستاخیز بر پا نمودند . در ظرف چند ساعت همه مواقع مستحکمه دشمن یکجا سیلی رون و شریل پاره پاره گردید، و باغیان محروم از وجدان بقدر ( ۳۰۰ ) نفر مقتول و مجروح در میدان کارزار تار و مار گردیدند .
عساکر شاهانه بکمال مظفریت بیرقهای خود شانرا بر مواقع اشقیاسی باغی به تموج آوردند یک بلوک رساله یعنی سوار و یک بلوک تفنگ ماشین دار، و یک مفرزه از صنف احتیاط بعقب گیری باغیان دوام ورزیدند . این مفرزه را دیگر مفرزه های عسکری نیز تقویت داده دشمنان خداین را در مرکز شان که ( قله تندران ) باشد در زیر تضییق و فشار گرفتند . و در اندک فرصتی قلعه را ضبط و دیگر موده باغیان بیخت و نژاد را در کوها و صحراها و جنگلها بوضع بسیار پریشانی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
