Machine transcription
صفحه ۱۳ نمبر ۱۵
وَظَائِفِ عَسْكَرِيَّة
ما بعد از نمبر ۱۴
فرض سوم شجاعت
یعنی دلاوریست که این دلاوری عبارت ازین چند چیز است : هر فرد عسکری از وقتی که داخل خدمت این سلک جلیل میگردد میباید که به هر گونه مشکلها و زحمت ها و مشقت هائیکه به او برخورد دلاوری را از دست ندهد ؛ و بمجردیکه بر دین و وطن و پادشاه وقت یک تملک تجاوز دشمن را به بیند بمانند جان و سر خود را بمیدان نهاده برای رهائی دادن افراد ملت خود یعنی برادران وطن خود را از ان تهلکه کوشش ورزد ؛ و در وقتهای جنگ به ره پیمائی های ساقه های بسیار دراز گرسنه گیها ، پاشنه گیها ، به بارانهای شدید کفته های توپ و تفنگ دشمن ، به دیدن کشته ها و زخمی های رفقای خود هیچ صورت شجاعت و جسارت دلاوری خود را از دست نداده و بر خالق یگانه خود توکل نموده از میان زخمیها و شهیدانکه در راه محافظه وطن بر خاک غلطیده اند به دلاوری تمام رشته صداقت خود را به بادشاه و وطن و ملت اثبات نمایند . و وظیفه که ازو منتظر است بخوب صورت بجا آرد . و دیگر رفقای خود را نیز در باب دلداری داده و بر دلاوری شوق به بد ؛ و برای محو و خراب کردن دشمنی که شمشیر کین عدادت خود را بر دین و وطن از نیام بر کشیده باشد همیشه ( پریخ زاد ! ) یعنی دایما پیش رفتن را شعار خود سازد ؛ و کشته شدن خود را در ان راه برای خود و برای سلسله و ذریت خود یک شرف عظیمی بداند . و وظیفه هر افسر و آمر عسکری به این است که هر یک از افراد عسکری که در اثنای حرب بیدلی و بی جبری نشان بدهد ، و از دشمن رو گردانیده گریختن و تلاش ظاهر سازد بهر صورت که باشد دیگر رفقای خود را نیز بگریختن بر انگیزاند بماندم در همانجا وجود آنرا بردارد . در تواریخ حرب بار بار دیده شده است که یک چند نفر عسکر دلاور یک بلوک عسکر دشمن را محو و مغلوب کرده است . بر عسکر باید به این بداند که اینکه عقب کشیده از دشمن بگریزند و دشمن را بر خود دلاور ساخته دین و دولت و وطن را به او تسلیم نمایند بهتر آنست که یک چند قدم پیشتر رفته دشمن را محو بکنند با این مسئله میباید که اعتقاد کامل داشته باشند .
فرض چهارم اطاعت
هر عسکر با فوق خود یعنی به بالا تر خود که عبارت از آمر یا افسرهای شانست به اطاعت و فرمان بردار مجبور است . امر کننده گان و افسران هر امری که خواه زبانی و خواه تحریری به همه جماعت کنند و همه فقره های قانون نظام نامه ها طاعت و رعایت نمایند ، و آن امر ها و نظام ها را بگوش جان شنیده به بسیار خوشی و حسن قبول و رضا و رغبت اجرا بجا آرند ، و به آمری که این امر را به او میدهند به از دل و جان محبت ورزیده امر را بجا بیارند . امر ها را مقدس باید بدانند ، و به اجرای آن خود را ذمه دار و دین دار شمارند ، و ادا کردن دین می باید که بخوشی و ممنونیت ادا شود . هر عسکری که امر های به او داده شده را بخوبی و درستی بجا آرد . فخر و شرف عظیمی حاصل میکند . اطاعت ، امر الهی است که امر الهی را بجا آوردن فرض است . عسکری بی اطاعت از روی قانون بجزای بسیار شدیدی دو چار میشوند . قانون نامه جزای عسکری بسیار سخت و شدید است . مافوق افراد عسکری همه افسران بزرگ و خورد نظامی و انیس و شریک و بعضی نظرباهای قدیمه که خدمت کسی بشری را ایفا میکنند میباشند . حتی اگر یک نفر از روی عادتی باشد که بر آنها آمر مقرر نه شوند باز هم به امر مافوق گفته شده اطاعت کردن فرض است .
[ باقی در نمبر آینده می آید ]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
