Machine transcription
صفحه ۱۲ نمبر ۱۳
معبد خراب کر دنیا که در محیط دینی از دینها، هیچ حقوقی از حقوقها جایز و روا نیست بیفتند و صفت انارشیستی کو با همه معانی محتویات آن اجرا نمایند و همچنان تخمین و قیاسی میشود که ( خدا نا خواسته ) اگر این جرات و جسارت لا ابالیا نه وحشیانه ایطالیبانها از قوه بفعل بیاید که انشا الله هیچگاه نخواهد آمد — در انحال بر هم جنگی معبد ما در پایتخت خودشان آنها ز خواهد کرد. مسلمانها موا یک عثمانی چنان گمان میشود که هیچ کلیسائی در هیچ معبد و مناستری در سوریه و انا طول در روم ایلی نخواهند گذاشت و همه را بر هوا خواهند کرد.
آیا درین محاربه معبدی جنگے غالب که خواهد آمد؟
هیچ شیبه نیست که عثمانیان ! زیرا اینقدر رنگین و مناستر ها و معبد ها می معمور و آباد و مختلفی که در ممالک عثمانیه از آنها میباشد جوامع و مساجد مسلمانها در ممالک انها نجات . این اقیاسات و تخمینات عاجزانه که عرض شد باقی از درگاه الهی ظهور دادن معجزه آیه کریمه ( ألم تر كيف ... الآيه ) را نیاز میکنیم .
عالمها زیان
سبحان الله ! چنانچه خلاق کائنات در ستاره گان بیشمار سماوات بعضی ستاره ها را بسیما به درختان و بر لمعان خلق فرموده در قومها و قبیلهای این کره زمین نیز بعضی ها را همچنان یک درخشنده گی و فرخنده گی عطا نموده ! مثلاً قوم و ملت رایان ! این قوم کوشش مند پر غیرت که در آخر شرق - یعنی در نقطه طلوع افتاب موجود میباشند در عالم معرفت بچنان باب کمالها و قدمهای بزرگ و دستیابی خطوه زان شهراه عام ترقی گردیده و چنان یک درخشنده گی در قومها و قبیلهای دنیا نشان داده که عقلهای عالم را حیران و چشمان دنیائیان را درخشان نموده است . ( عبد الرشید ابراهیم ) نام ذاتی که یکی از علمای بسیار سیاسی شناس با حمیت دیندار به قوم تا تار میباشد . و بر اثر دین مبین اسلام به ملک ژاپان سفر و سیاحت کرده مشهودات و واقعات دیدنی و شنیدنی خود را بنام ( انتشار اسلامیت در ژاپان ) بقید تحریر آورده که ما از انجا در روز نامه خود و به ترجمه بعضی پارچه ها بر این معلومات قارئین کرام خود عرض خدمت میسوریم :
مفارقت از ولاديو وستاك
درسنه ۱۹۰۹ میلادی ۱۷ اکتو به با را پور یعنی کشتی بخاری (هوزان مارو ) نام ژاپانی ان (ولاد یوستاک) از ملکت روس مفارقت کرده رهسپار مملکت رایان میشوم ، در روز مذکور براپور ( موزن مارو) سوار شده بعضی دوستان من مرا در دا پور مشایعت کردند . بقدر نیم ساعت در دالان استراحت و اپور نشسته بودیم. چون لنگر برداشتن و اپور نزدیک شد یکی از مامورین و اپور گفت : در جا میکنیم کسانیکه رهروان و سفر کنندگان نباشند و اپور را ترک بفرمایند .) بنابرین با یاد آوری مردمان مشایعت کنندگان فرود آمدند و ا پور نیز حرکت نمود . خواه در اثنای داخل شدن در داپور ، و خواه در اثنای حرکت را پور نه بیک ژاندارمه ، و نه بیک پولیس و نه بیک کسی که بگوید که تو کیستی ، و بکجا میروی؟ تذکره را بداریت کو ؟ هیچ بر خوردم از اینجال بسیار تعجب کردم . در این تعجب من از بین بود که از ( اوده سا ) که برکنار (بحر سیاه) ملک روس است تا به استانبول و باز تا به اینجا با وجود تذکره را بدار می بهزار گونه زحمتها و تکلیفها پرس و پا لها در هر اثنای حرکت از شهر بشهری گرفتار آمده بودم و در کشتی (هوزان ما رو ) که یکباره از ملکت را با سنت از این چیز را هیچ اثری ندیدم ، تنها بوقت حرکت آ پور یک (قومیسر پولیس) روسی از زینه دا پوه بالا بر آمده و بر سر زمینه یک جوان امرد ژاپانی یک کاغذیکه نامهای واپورنشینان مسافر بران نوشته شده بود بدستش داده و بعد دیگر خود به اسلام داده از راهی که آمد و برگشت ، محال انکه در دیگر بندر گاههای داخل ملکت روس اول قونسول عثمانی می آید تذکره ها ی را بداری به عایای عثمانی را قید و ثبت میکند ، و یک رسم معینی میگیرد، باز ژاندارمه های روسی می آید تذکره ها ره معاینه میکند، باز پولیس می آید سوالها و جوابها میکند، باز در اخر همه یک خفیه سویل آمده جاسوسی میکند . و الحاصل از ینگونه حقارتها ، و عذابها در کشتی (هوزان مارد) هیچ ندیدم . تمام بساعت ۱۳ واپور حرکت کرد. هر کس بیک اشارت مخصوصه مراسمه و داعیه را ایفا نمودند ، نه گریستن نه همدیگر خود را بوسیدن ، نه مصافحه ، نه معانقه، نه دستمال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
