Machine transcription
صفحه ۳
میدهند ولی این هم به دست کار به دانان مانده نفریها یا بیچاره از آنهم محروم میمانند، عسکر ایران سببی که از جانیبی که ذکر کردم از اسب بصورت دایمی بخدمت عسکریه اشتغال کرده نمیتواند برای خود با مشغولیتها نیز جستجو میکنند. این مشغولیتها هر چه که باشد از طرف حکومت نیز اجازه داده شده در پی منع آن کسی گوش نمی نهند. مثلاً بسیار عسکرها دیده میشود که در بازار بقصابی، سقابی، موچیگری، مشغول میباشند عسکر ایران غیر از عسکری به دیگر خدمتها نیز استخدام میشوند و از تنخواه های جمع آمده این گونه عسکر یک هفته برای حکومت نیزا فراز میشود. عسکر طویخی ایران یک منظره فلاکت دیگری نشان میدهد: در ایران همه طوبهای موجوده که هست در صد خوب است که قسم اعظم آن برنجی و دهن پر میباشد. این قسم خوبها همان طوبها نیست که از طرف ملکه (کاترینم) عروسی به دست ایران هدیه داده شده بود و ازان زمان تا بحال حکومت ایران به تبدیل دادن آن طوبها ضرورت و لزومی ندیده است. اگر چه طوبها طرزه جدید پیدا کرده ولی من حیث المجموع خوبی ایران هیچ یک قیمت عسکری را مالک نیست. در ایران قلعه ها و استحکاماتیکه موجود نیست بعضی خرابه های قلعه های قدیم، و قلعه های دیوار گلی موجود است که با آن گونه قلعه ها بصادرات خارجی پایه داری کردن محال دیده میشود. این است که دولت ایران در وقت حاضر با همچینین اردوی که تا یک درجه وصف کرده شد بیک حالی بود که نه در داخل و نه در خارج خود مدافعه و محافظه بتوانند، در چنین حالی بود که به انقلاب مشروطیت پرداختند، حالا اینکه از همه چیز بیشتر به استدگی و اصلاحات اردو لازم بود. تا این را هم بگویم که اصلاح کردن اردو نیز یک مسئله بی همیتی نبود، چونکه در زمان حاضر برای اصلاحات عسکریه تهیه لازم است که ایران از آنهم محروم بود، احوال مالیه ایران یک منظره بسیاری بدی نشان میداد. غیر ازین اردوی عسکری که از حال استعمال آن طبقه روی بخت و بیان نمودیم یک عده قوت عسکری دیگری نیز موجود بود که این عده با نسبت عساکر خاصه بکلی از دل و دادا شت، و این عده از طرف روس تشکیل و تعلیم و تربیه یافته بود. این عده در طهران در چوکاتهای تنظیم زندگانی میکردند و تنخواه خود را منظم و بوقت معین
نمبر ۱۳
میگرفتند و تماماً به اصول و قواعد و دریشی و لباس عساکر اروپا تربیت و پرورش میافتند. اما هزار افسوس که این عسکر هیچ به درد ایران دوا نمی شد. زیرا اولاً آن عسکر به آنصورت تعلیم و تربیه شده بود که با روس جنگ بکند. این عسکر تعلیم یافته تنها برای سیاست داخلیه بطرز نمایش تربیه شده بود نه برای جنگ.
این است که ایران در چنین حال بیقوتی و استیصال به اینهمه فلاکتهای خارجی و داخلی گرفتار آمده استقلالش به تزلزل در آمد و قوت و سطوت هر دولت خواه در داخل و خواه با خارج بقوت عسکریه و اصلحه ناریه موقوفست، هم بسیار موقوفست. زیرا در زمان حاضر احکام مجموعه های معاهدات، و قوانین موضوع حقوق دول در دست قوه اجرا نیز یک محکمه افتاده که مبنای آن محکمه به زور و قوت گذاشته شده و پامالی حقوق و شکستن عهد برای منفعت و مصلحت از مود های مروجه آنست - بریم.
حکایتهای محاربه
یکی از افسران نظامی عثمانی که راجع به یک رفیق خود چنین مینویسد:
در نوزدهم کانون اول گذشته زره پوشهای ایطالیان در پیش گاه جهانه دیده شد و زره پوشها آهسته آهسته به ساحل نزدیک می شدند. از طرف قوماندانی امر دولتی جمع در جعت داده شد. عساکر ما آهسته آهسته بعقب کشیدن آغاز نها و منهم اسب خودم را حاضر کردم در اثنائیکه قهوه و سیگریت خودم را میکشیدم خوب اول کشتیها فریاد نمود. هماندم به اسپ با سوار شده خود را پس کشیدیم. دشمن خائن غدار ما با وجود یکه بر خسته خانه بیرق المال احمر کشیده شده بود باز هم به خسته خانه بسی گله ها بارانیدند، و چپ و راست، و تپه و صحرا لحظه ریزی کردند. ولی هزار شکر که گله ها از سر ما گذشته هیچ نقصانی بهم نرسانید. آهسته آهسته از متری خوب بیرون بر آمدیم. تمام بیست فیر کردند، اما چه کرده میدانید؟ خنده نکنید! یک موش بیچاره را کشتند. چونکه مرده آنرا در میان ریگها یافتیم ولی انهم پاره پاره نشده بود. بمهارت و کمال خوپچی های ایطالیا هیچ جا گفتگو نیست و یک خیمه را نیز آسیبی رسانیده نتوانستند. حالا ما هم حاضر شدیم.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
