BrowseSirāj al-akhbār → page 1604

Page 1604

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1604 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صفحه ٧ بنام خواجه احرار اولیای کبار شرف آمده اسمش زهی مراد و مرید بنیاد نام شریف و مواد تاریخش بود سراسر این بیت کی کم و نه مزید بگاه کوکب برج شرف عبدالله سنه ۱۳۳۱ های اوج اجلال نوای حمد حمید دریست از صدف بحر ( حضرت علیا ) ۱۳۳۱ ( سراج جمع خوانین ) و تاج بخت سفید رای ما همه مات جلیله مادر دین بنای عصمت و عفت ازوست سد سدید کنون دهیم ختم این قصیده را به دعا دعای اینکه رسد از خدا به دین تائید به ماه و مهر مبارك طلوع این اختر به شاه و شهر مقدس سطوع این ناهید به دین و دولت نور حسین او اسعد به ملك و ملت یمن قدوم اوست سعید ذوات عالی و هم عالیات را برسد رسوی ( بسمل ) تبريك شامل التمجيد زیر سایهٔ والای حضرت شاهی بوند جمع به اقبال و جاه و عمر مدید ( سراج ملت و دین ) تاجدار و ظل الله مباد از سر ما کم بحق عرش مجید حَوادِثُ داخِلِيَّه ( تشریف آوری حضرات مشایخ کرام ) یکی مینویسد : امسال فرحت حال سرزمین کابل با تجمل یعنی دل وطن عزیز ما کمال مسرت و ابتهاج و مملو از سرور و فرحت است ، بلی از بسیار وقت ها مانند این سال يك سال بهجت بخش خرمی استقبالی در اینجا به نیامده از ورود فرحت نمود و کلای اطراف و تشریف سعادت ردیف مشائخ کرام و مرشدین عظام ( انفعنا الله بانفاسهم ) يك قوت و سطوت و رفعت و بهجت فوق العاده کسب کرده به آسمان شوکت بنیان نهادند که در وقت سحر ستارهای بزرگ در هر طرف آن مصروف شعشعه افشانی میباشند. آری این پیشوایان بزرگ روحانی که اقطاب سپهر هدایت و معانی اند از اکناف متعدده شهر مینو بهر کابل صانها الله عن الحوادث والزلزل چون ستارها مصروف اخفا و اعدام ظلمت باد هشت اند که از خواب غفلت ما بر ما طاری گردیده است اهالی این عاصمه اسلامیه افغانیه همکی از دیدارهای بشاشت باز هدایت انوار این مقتدایان معنوی سترگ دو چار سرور و خوشی های بزرگ بزرگ شده بی اختیار بدعای طول عمر و حیات ناظم کلمات اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) پادشاه مقدس و متبوع سال پنجم شماره ١٥ مکرم عدالت آئین خود دست نیاز بدر گاه خداوند چاره ساز بر می آرند آریا گر بنظر حقیقت به بینیم اینهمه سعادتها ، هدایت ها که ما ملت بادیانت افغان کابل آنها شده ایم از مرحمت های فوق العادة شاهانه ملت پرورانه اعلیحضرت پادشاه مقدس ماست و بس. تشریف سعادت ردیف ذات سراپا محامد غازی غیور مجاهد جناب پادشاه صاحب اسلام پور خلیفه و جانشین جناب آخندزاده ملا نجم الدین صاحب مشهور آخندزاده صاحب هده که خلیفه جناب صاحب الصوات بودند و ورود سعادت نمود جناب هدایت انتساب آخندزاده صاحب عالی مراتب موسهی که خلیفه و جانشین جناب ملافیض محمد آخندزاده مشهور اخندزاده صاحب موسهی که خلیفه جناب صاحب الصوات بودند عالم وفاضل ومدیر وزمانه شناس بکذات بابرکات اند و قدوم بختیاری لزوم جناب مستطاب ملا صاحب تکاب خلیفه جناب آخندزاده صاحب هده وحضرت والامریت پادشاه صاحب تیرگری خلیفه جناب آخندزاده صاحب حده و جناب مستطاب میان صاحب برو و حضرت مبارك میان صاحب حصارك جنا حضرت شمس الحق صاحب و جناب جمیل القاب استاد صاحب هده و جنابان محترمان شیخان صاحبان و جناب حافظ جی صاحب پسر جناب صوفی صاحب و جناب ملا محمد مرید اخندزاده و جناب ملاعبدالغفار آخندزاده صاحب و پسران حضرت صاحب محترم مجددی شور بازار وغیره. از چنان خوش بختی ها است که قدردانان آن میدانند علی الخصوص که در این ایام سعادت فرجام اینهمه ذوات کرام که از سالها سال بنابر جوش و خروش مفرط و کمال اسلام شماری و نهایت دیانت داری و اخلاص کیشی يك يك مسلک دین دارانه اختیار کرده بودند و عوام کالا تمام بل هم اصل آن را در نظر مردم بزرگ ساخته و اختلاف ، نام نهاده بودند و برای آن اسباب چیده بعضی مسئله های جزوی مختلف فیها را فساد کلی منجر ساختن میخواستند از تفضلات ایزد کائنات جل و علی و مراحم عال العال اعلیحضرت همایون که در دربار معالی بار گذشته که درج شماره ۱۶ است در باب گم کردن اختلافاتی جزوی و از دل و جان کمر اتفاق بستن دو سه نکته بیان فرموده بودند. این اقطاب مستطاب همکی یکجانشته و سخنان صاحب غرضان را که باعث فتنه میشوند اهمیت نداده از دل و جان و صدق و ایمان یکدیگر را در بغل محبت فشردند و محویت نام معانقه های مسلمانانه صفیانه کرده خانه در چشم دشمنان کردند و از تحریرات سالفه و تذکر های سابقه هم ثابت نمودند که از ابتدا تا حال و از حال تا مآل یکدیگر خود را محبت کرده اند و احترام نموده اند و علمای بزرگ بزرگ را در آن ودادنامه ها شاهد ساخته اند که بعضی بجوار رحمت ایزدی پیوسته و برخی هنوز صحت و سلامت نشسته اند، که مواهب شان در آن تذکر ها ثبت است بعد ازین مجلس ها تاکید تام نموده اند که هر کسی از مریدان و عقیدتمندان و متعلقین بکل این ذوات کرام در حق يك ديگر سخنی نامناسب و ناملایم بگویند بعد از زجرها از طرف شیخ و مقتدای خود مطرود و مردود است و شیخ اواز و بیزار ( نعوذ بالله من ذلك ). اینست که اتفاق این اقطاب دفعةً از پشت افق مشرق آفتاب ترقی و تعالی را برآورده عالمی را مستغرق انوار راحت نثار خویش گردانید و خشکان ظلمت غفلت را بر انگشت شعاع خواب را بیدار کرد ، ، ،

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1604. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1604 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1604
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record