Machine transcription
شماره ۱۳ سال سیم
و دولتها دارند. این جهازها بدرجهٔ زیپلینها دهشتناک نیست، در میان یوروپاینها از دو آدم بیشتر نشسته نمیتوانند که یکی از آنها جهازران و دیگرش دیدبان است. از چهار پنج بم زیاده تر انداخته نمیتوانند و مسافه های دراز را هم طی کرده نمیتوانند. در متانت و صلابت این درجهٔ زیپلینها نیست. زود خراب میشوند. بر اندازی اینچنین جهازهای هوایی هیچگاه از بم اندازی طوبها دهشتناکتر نیست بادگه های که از طوبها می افتد درجهٔ تأثیر شان خیلی افزونتر است. اما در جاهایی که چشمها بدیدن آن عادت گرفته بلند چون دفعه در میان هوا يك جسم بر غرغر و ترتری به بینند و از آن هم هم بیفتد اندك خوف و رعبی بدلها می اندازد. اما بعد از انکه يك چند بار دیده شده و درجهٔ تأثیر آن پی برده شد. هیچ اهمیت و ترسی از ان نمیماند، و از جملهٔ چیزهای عادی برقم میرود. علی الخصوص که بعضی تفنگچیان نشان انداز برین اگر به بعضی موقعهای بلند بسو و قابو گرفته بكلولهٔ تفنگ جهازران آنرا بقتل برسانند، یا ماشین آن کدام کله کاری برسانند مردم مانند يك کله پاره بر زمین می افتد. چنانچه در محاربهٔ طرابلس غرب مجاهدین اسلام چون اول بار جهاز هوایی رقم نه ور و بلین را بر سر خود دیده بسیار بترس افتادند، اما بعد ازانکه حضرات مشایخ سنوسی آیات کریمهٔ قرآن مجید را که در باب رحم شیاطین بود برانها تفسیر نموده آنها را بانتقاد راسخ و تسلی داد و افسران عالی دلایل عقلی آنرا بیان نموده رعب و رعب شان که به بالای سماوی بودن آن حاصل شده بود زایل کردند. هیچ اهمیتی به آن ندادند. علی الخصوص که بعضی نشان اندازان مجاهدین یکی از آنها را بكلولهٔ تفنگ برزمین انداخت هیچ خوف و رعبی از ان باقی نماند، لهذا از جهازهای هوایی دشمن غدار مسلمانان راسخ الاعتقاد میترسند و بیم را بدل راه نمیدهند.
[براستی که هیچ ترس و اندیشه را از جهازات هوایی بخیال و خاطر نباید آورد. در اخبارهای انگریزی هر وقت ریپورتهای حمله های زیبیلینهای جرمنی را براندن میخوانیم همین یک ترانه را میشنویم که اینقدر زیپلین تلف نمود و اینقدر هم انداخت. ولی هیچ نقصانی نرسانید یک طفل یا دو طفل یا يك دو زن مجروح یا هلاک شدند. پس بم اندازی زیبیلین ها که مدهش ترین جهازات هوایی میباشند چون به این درجهٔ بی اهمیتی باشد آیا طیاره های موتر و پلینک ها را چه اهمیتی خواهد بود !!! ]
جوش و خروش افغانها در بغداد شریف
اخبار شهبا يك مكتوب يك افغان مقیم بغداد را که برای یکی از رفقای خود مقیم شام نوشته درج صحایف خود نموده که ما نیز عیناً آنرا ترجمه و درج میکنیم :
در شهر بغداد شریف از مردم افغان تقریباً دوصد نفر مقیم هستند و کار این مردم غیرتمند بهادر و توانا باسبانی املاك و لالاگری اولادهای حضرات سادات عظام کیلانیه میباشد. هنگامیکه لشکر انکلیس در موقع استیصال غرب نمودند مردم در بغداد علی العموم و در افغانان علی الخصوص يك جوش و خروش عظیم برپا کردند. ( غوث الدین ) نام يك افغانی که در دلاوری و بهادری یک شهرت عظیمه در بغداد پیدا کرده همه افغانان مقیم بغداد شریف را در باب الشیخ نام موضع جمع و دعوت نموده بانها از قرار ذیل نطق نمود :
صفحهٔ ۳۰۱
برادران ! نزديك شده كه مقامات مقدسهٔ پیشوای مذهب ما حضرت امام اعظم صاحب ، و پیر دستگیر ما حضرت غوث الاعظم صاحب و امامان دین مقدس ما و اولاد رسول برحق ما در زیر کریهای پوتها و موزه های نجس و مردار دشمن دین و ایمان ما پایمال شود. آیا کدام ایمان، کدام وجدان کدام غیرت، کدام ناموس بر خود گوارا کرده خواهد توانست که بچشمهای سر خود به بیند که کوره های لعین و مردار با پوت های پر نجاست خود درین مقامات مقدسه داخل شده حقارت کنند؟ [ از همه افغانان بيك صدا حاشا حاشا ! هيچگاه هیچگاه ! ]
برادران ! به بینید که روس منحوس در ایران چه کرد ! قبر مبارك امام رضا صاحب را به توپ زد، ویران کرد، با موزه های نجس خود آن مقام مقدس را لگد مال کرد، شکمهای بزرگان دین شان را دریده بدارها آویخت هیچکس هیچ نگفت، تا که کرکسها بغیرت آمده بر بیرق قونسلخانهٔ روسی هجوم برده بیرق را به منقار و پنجه پاره پاره کردند آیا ما از کرگسها هم بیغیرت تر و بی همیت تر خواهیم بود که بچشمهای خود به بینیم و چار زانو مانند زنها نشسته باشیم و فرنگی آمده در کعبهٔ مقدس پیر دستگیر ما حضرت باز عبدالقادر کیلانی و پیشواهای ما درآیند و اگر همچنین بی خونی در ما مسلمانان دوام داشته باشد فردا خدا ناخواسته اگر کعبهٔ بیت الله و مرقد قدسیت احتوای حضرت رسول الله را هم بلا تشبیه پامال کنند نیز بیغیرت و حمیت هیچکسی شور نخواهد خورد. نی نی برادران ما باید اینچنین روزهای منحوس را نه بینیم، چشمهای خود را کور کنیم، جانهای خود را در راه محافظهٔ بغداد شریف قربان سازیم. حالا بگوئید که کیست با من همراهی کند و کیست که دین خود را از جان خود زیاده تر دوست داشته باشد؟ . .
این سخنان ( غوث الدین ) مذكور يك جوش و خروش پرهیجان عجیبی در افغانان برانگیخته و همه کی متفق الكلمه شده در عقب غوث الدین بدائرهٔ عسکری در پیش قوماندان رفتند و ما فی الضمیر خودها را بیان کرده برضای خودها داخل شدن خود شانرا در سلک عسکر نظامی استدعا کردند. به این شرط که جمعیت شان را از همدیگر جدا نسازند و در میدان حرب در يك نقطه که محافظهٔ آن با هجوم بر آن بهمه حال بغدا کاری عظیمی موقوف باشد سوق و تعبیه نمایند همچنین هم شد. از جملهٔ دوصد نفر هشتاد و یکنفر شان شربت شهادت چشیدند. خود غوث الدین از زخمها زخمی شد. سواران شجعان عرب و عسکر ظفر مآثر نظامی عثمانی انگلیزها را از سه طرف احاطه کرده چنان قتل عامی بر آنها وارد آوردند که دوباره نام بغداد را هم بزبان نیاورند، تقریباً شش هزار مقتول و مجروح و اسیر شان درین میدان حرب بوقوع آمد، یازده عراده طوب و دو طوبهای ماشينكن و مقدار كثيرى تفنگ و جبه خانه و خيمه و اسباب و لوازمات فراوانی بجنك غنيمة مسلمین درآمد، و چنان سراسیمه گی و پریشانی فرار نمودند که نظیر آن کمتر دیده شده است.
نقل از گرامی روز نامه حبل المتین
( خسارت اخلاقی اروب درين جنك )
یکی از دانایان میگوید خسارهٔ این جنگ اروپا به اندازه نیست که بشرح و بیان در آید اولین خسارهٔ آن همانا بربادی اخلاق است :
اروپاشیان از سی صد سال باین طرف در تمام کرهٔ ارض نقارهٔ تمدن و اخلاق خود را کوبیده خواه مخواه بملل عالم قبولاندند که تمدن مخصوص
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
