Machine transcription
صحیفه ۱۰
سال عجم
شماره ۱۱
نیست و لوا آنکه مدنها هم بهمین حال باقی بماند. در صورتیکه عنقریب بداء
مستقیم باز خواهد شد بنابراین احتیاجات قشونی ما از حیث اسلحه
و مهمات بزودی زود تامین خواهد شد.
حکایهای محاربه
پریشان و اضطراب
بلا یا ومحن روسیه
بسیاری هستند که شاید مجروز است نخوابیدهاند خسته و فرسوده با چشمهای سنگین و سیمای خموش – بر اطراف نگاه میکنند، دوستی در پریشان حالی و در ماندگی این اشخاص با یکدیگر بقدری مهربان اند که در اوقات بادی نظم آن ممکن نمیشود و پلیس و سربازها هم بانها مهربان و ملایم اند. در این میان هیچ کس اند اند نمی کنند. هر کی از همسایه اش میپرسد حال تو چین و کوشش می کنند که بچهها را آسوده کنند و بانها خوراک میدهد. هر دیا میخوانند و شمع خریده در جلو عبادتگاه های استاسیون روشن می کنند. حتی یهودیها هم که عبادت خود را سری میدارید بعضی اوقات در حال صلوة دیده می شوند الان که بنوشتن این کلمات مشغولم، يك اسرائیلی محترم در گوشه ایستاده و با خداوند خود راز و نیاز مشغول است. یک زاویه سفیدی را پیدا کرده و صورت خود را بطرف دیوار و پیشانی را بروی بازو گذارده زیر لب کلماتی را نافظ میکنند. حتی صاحب منصبان هم مجروح اند و رنج و محنت دیده اند. من همدردند. این یهودی پیر بخاطر من می آورد آن یهودیهائی را در اورشلیم سر خود را بدیوار میزنند. کیف بل استاسیون مرکزی دارد که در اطراف آن سکوها کرده اند. چون ترنها به استاسیون می آیند. ملاحظه میکنند که در با شمار بار خرمن خرمن جعبه و اسباب روی این سکوها گذارده اند، جوانی تو ترن میگذرد مسافرین صدای غلغله استاسیون و لباسهای گوناگون ازده مهاجرین را می بینند. گویا یک اکسپوزیسیون نژادهای روسی مدارهای شده که از طوایف مختلفه روس در اینجا جمعیتی دیده می شود. حالا من از اطاق انتظار بیرون آمده و روی یک جوالی نشسته که روبروی من همه قسم اسباب خانه یافت می شود. یک گوشه کروا کر تم افتاده باجا تخت خواب و میز و صندلی گذارده يك طرف چرخ خیار دورية که در جعبه است دیده می شود. در آن طرف روده ناپر سلامت از دست رانی آلمانها چند قطار ترن پر از اسباب می از قبیل دیگهای بزرگ آب انبار ارسال حوضها استوانها، لوله ها همه شکسته دریده زنگ زده ملاحظه می کرد نموده با که آنها را نمیتوان یکدیگر است زیرا در شکل و حجم مختلف و متفاوت، فراهم بعد میاورها، کتریها، ماشینهای زراعت ، چرخها ، زنگ دشمن کلیساها ، زنگوله ها و تا قوسها که آواز رسای آنها گوشها را رفته و زنده میدارند در يك طرف دیگر مجسمه مسیح یا مریم و عیسی اولاد در آغوش مادر است گذارده و در ذیل مجسمه با گنج نوشته اند که حرکت باک اثاثه متعلق بغلان کلیسا است. همه ساکت و خموش ، محزون و ده پناه جدا بروی بارکش ها افتاده و غالبا واسطه هوای مرطوب از میزان دمانان افتاد اند هران نزدیک من يك نفر لهستانی نشسته که سر گذشت خود را که در میکند. این شخص مالك يك كار خانه بوده که در نزدیکی بیالیستون درد هستند. نظارت دولت دولت اداره می شده تمام اسباب آن کار خانه را به مسکو فرت ها اند. این لهستانی بیچاره که به کیف آمده تابچه های خود را که این صور از او آمده اند دیدن کنند با آواز حزین میگوید چه ضر رهان چه خساراتی !
از کیف :
من در يك اطاق بزرگی نشسته ام که پر از جمعیت میباشد. هوای آن بشدت گرم و خفه و صدای غلغله در آن پیچیده است. بچهها در هر گوشه آن گریه میکنند. کودکان را در آغوش کرده اند. اطفال چهار دست و پا روی زمین میخزند – همه خواب آلوده و گرسنه اند. پدر و مادر آنها با صورتهای فرسوده از زحمت و چشم های خواب آلود نشسته اند. برخی هم روی متکا و بالش لمیده و بعضی در خواب و غرششان بلند است. حالا طرف شام است باران بشدت می بارد و به بحر های استاسیون میخورد. در هر استاسیون ، در هر گوشه و کنار هزارها نفر جمع شده اند که از موطن خود مهاجرت اختیار کرده اند – هر روزه بیست هزار نفر مهاجر میاید و میرود. برای سکونت مهاجرین ایالات مرکزی روسیه را معین میکنند و بازنهای تجاری آنها را مجانا بناحیه که معین شده میبرند تا برای حرکت موخرة الجيش قشون روس عایق و مانع نکردند. ترنها آنها را میاورند و وزنها آنها را میبرند. با کاریها میایند با کاریها میروند. از سواحل رود دنیپر که شما در اطراف نگاه کنید يك رشته بی انتهائی کاری و عرابه میبینید که از مهاجرین فلان شهر پر است و به فلان شهر میروند. همین که به دهات بروید کاری ها می بینید که در جاده ها و کوچه ها سر گردان هستند دهقانها جمع ما غلب خود را از میز و صندلی و غیره در يك عرابه گذارده و وکوش را با طناب به عقب عرابه بسته و میرود، از او بپرس که کجا میروی بشما جواب خواهد داد وبلان و سرگردانم میدانم که از کجا می ایم اما میدانم که یکجا میروم. در میان این بیچاره گان بی خانمان بهاری چهره باز کشاده دارند آرام اند و وقار را از دست نمیدهند. خانواده های خوب بسیار دیده میشود بطوریکه شخص از محنت و بلائی که بانها وارد شده تاسف میخورد ، چه محنت و بلائی یا چه سنیل غم و غصه ! هر خانواده و هر هیئتی را که من در این استاسیون می بینم دارای یک چهره و سیما میباشد تمام آنها مثل مردمانی هستند که همه چیز خود را نثار کرده و در استانه يك حیات جدیدی ایستاده اند. غیر از توکل سرمایه ندارند. وعجز عزم راسخ وصبر و شکیبائی یاری نمی شناشند. امان الحاق و زمین فرش آنها است. در هر خانه يك بابا بزرگ بايك نه نه و خاله دیده می شود که با گیسوان مدید و صورت چین خورده بیت گوشه نشسته اند. شیری آنها جز از غم و غصه حکایت نمیکنند و چشمانشان جز از حزن و محنت چیزی نمیگوید. چنانچه گوئی این پیران کهن سال شداید روز او را تحمل کرده اند ولی سختی های این چند روز جنگ را تحمل نتوانند کرد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
