BrowseSirāj al-akhbār → page 1506

Page 1506

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1506 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صفحه ۹ سال پنجم شمار ۱۰۰ تخليۀ پطرو گراد اخبار ( ديل كرا نيكل ) میگوید که محافل سیاسیه و کاب های روسیه در روسیه بر خطریکه پطرو گراد را تهدید میکند قیل و قالهای کردند . و مناقشات شدید برای لازم بودن تخلیۀ پطرو گراد مینمایند. فرانس و يونان در یونانستان قهر و غضب در حق دول ائتلاف اربعه یعنی ( انگلیز فرانسوی روس ایطالیه ) روز بروز در شدت است و در تياتروها بازیگرانی که میدانند لباسهای جرمنی را پوشیده میباشند . مردمان تماشا بین آنها را بشاباشها وتحسينها مقابله می کنند و همه بيك زبان پرهیجان فریاد میکنند ( خدا قهر کند فرانسوی را ). سوق عساكر بزور قچین تلغرافات انقره ظاهر میدارند که زخمیها را که از در دنیل بطرف مصر روانه می کنند شبانه بصورت سری بشفاخانه ها ارسال میشوند . و خدیو بر مشروع مصريك اعلان نامه برای عسکر شدن اهالی مصر نشر نمود ولی غیر يك صد و بیست و پنج نفر که اکثرشان از مردمان دهقان میباشند کسی اجابت دعوت نمود پس از انها يك بلوك تشکیل نمودند و به سمت سکندریه فرستادند ولی افراد آن بلوك بمجردیکه با سکندریه رسیدند و مطلع شدند که بطرف درد نیل برای محاربه با عثمانیها روانه میشوند عصیان نمودند و بهیچ صورتی رفتن را قبول نکردند پس الحال دائرة عسکریه آنها را بیکی از خانهای ایمان بندی کردند . و يك هيئت عسکری انگلیزی برای استنطاق آنها فرستاده اند وقتیکه از آن بدبختها از سبب امتناعشان از سفر استيضاح نمودند آنها حقیقت را اظهار کردند که ما مسلمانیم و بجنك برادران دین خود نمیرویم ليكن هيئت جبابرة انكليزی آن بیچاره ها را بزور قچین سوار کردند و مؤخرا مسموع افتاد که بمجرد رسیدن شان در درد نیل خودشانرا بعثمانیها تسلیم کردند . خبرهای محاربات عثمانی شاهدات يك مخبر آلمانی — از سن كر مطبوعات جنگی — در تپه های کلیبولی ، سوار اسب میروم اطراف مستغرق صمت وسکون ... در مسافت بعیدی، مؤذن اذان عصر را میخواند که شفاف و مفیدی که از وادیها بلند میشود، بهمراهی ارواح صاف و نجیب فدائیان بهادران راه دین و وطن، بسوی آسمان بسمت راحت و سکوت جاودانی تصاعد میشود . بلی، بهادران جناق قلعه بدين منوال ترقى وتعالى مینمایند . آن روز گرم بود . انجا صدمتر دورتر از ما، سنکرهای انکلیسها است . صدها سرباز بهادر، قبضة تفنك خود را محكم گرفته و در مقابل آنها آماده و حاضرند . در طرف مقابل ، همه چیز ، آلوده سکون ، تنها ، آن ماسه های بیشمار سیمین ، در پرتو آفتاب میدرخشد . یوز باشی حسین علی افندی سنگرهای « پیش جنك » را میگردد : اطراف ، خیلی سا کن و خیلی آسوده است خطوط « پيش جنك » شروع به پیش رفت کرد ... حمله و هجوم شدت می یابد . ه آخرش پیش، خدا كمك می كند، خدا تكه میدارد . علی محمد ! ه پیش و پیش، همه يك دفعه .. عبد الله ! دیگر دوا نداری مگر زخم برداشتی ؟ سنگرهای دشمن این است همان جا است ... الانه می گیریم . الله .. تیر خوردم ... . دیگریها همیشه جلو میروند ... دسته های تازه میایند، جلو بها بیشتر میشوند، گلوله ها مانند تگرگ میبارد ، شراپنلها ترنم کرده می ترکد . ه سرباز ! زدو سنگر بندید . زود قور خانه بیاورید . گلوله هارا اینجا بریز، او را بی هدف کن ... باز پیش .. مانعه را گردیده باید داخل سنگرها شد . آخرش بچه ها : هجوم .. هجوم ... داخل سنگر ها شدیم . ه بقیه دشمن را برانید .. زن : محمد ! على مرا كمك كن جلو من زیاد است . صبر کن . آمدم و دست بگریبان میشوند از يك طرف سرباز های تازه میرسند . مانند سیل جلو میروند ، دائما تازه ها میایند . شراپنلها در هوا میترکد . دشمن اینجا شکست خورده فرار می کنند ... خیلی خوب : رها نکن در طرف دیگر ، آنها آنقدر زیادند که .. عیب ندارد ثبات کن، میشنوی اثبات .... فراریان را شليك كنيد ... احمد ! سنگر را باندازه يك نفر هم وسعت ده ... شما هم بکنید، بکنید سنگرها کود تریشود جوال های ريك را بدانطرف بگذارید ... . ه زود باشید : بچه ها، زود .. وقت نیست دشمن شروع بحملات متقابله کرد ، قور خانه را اینجا .. بدو وگرنه تیر خواهی خورد . بدو ! دشمن را شليك جلوگیری میکنند . دیگر نمیتواند نزديك تر بیاید . سرباز ها با بیل و کلنگ می آیند سنگرها کود شد و با صفهای عقب مربوط گردید . مرده ها می خوابند. زخمها ناله و زاری می کنند. دیگر آفتاب غروب می کرد. یوز باشی حسین علی را از سنگر یکه تصرف شده بود آهسته آهسته میآوردند . گلوله به پیشانیش خورده ولی نظرهای وی با شهادت فتح و ظفر لمعه دار بود . محبوب وی — که آنجا اطراف جنوب مملکت ، در شهر ساده و کوچکی برای او می گرید — همین که او را با این نشان ذیشان جهاد بیند خواهد خندید ... من در تپه های ( کلیپولی ) سوار اسب میروم ، اطراف خیلی ساکن و ساکت است ... شمشير ولوا از کربلای معلی صبح جمعه ١٤ ذی الحجه در حالیکه جميع علمای اعلام و سادات عظام و مشايخ كرام و اهالی عموما و مامورين حكومت جليله با متصرف خصوصاً حاضر و ناظر و همه مشغول به تكبير وتهليل بوده اند حضرت آية الله فى العالمين ( آقای سید صدر الدین ) مدظله على مفارق المسلمين محرم و محترم حضرت سید الشهداء هم مشرف شده و بعد از ادای رسومات معموله و زيارت بالخضوع و خشوعی که مختص حال شریف ایشان است شمشیری طنين

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1506. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1506 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1506
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record