BrowseSirāj al-akhbār → page 1330

Page 1330

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1330 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صفحه ۹ و انطلاق مدهشی گرفتار می آید، و از هم پاشیده، گردیده، از دغدغهٔ هستی و میرهد!! اگر نگوید، دیگ بخار را میبندد! و اگر بگوید « گزارش میبرند »! و چه مشکل حال!... مرا در دست اندر دل اگر گویم زبان سوزد و گر دم در کشم ترسم که مغز استخوان سوزد کشتی های اخبار ما هم، افسانهٔ « مکنک » گردید! و کلمهٔ علم ما ينتفع - ش ۱۰ هزبان در هربان ازال در زال! ملعبه بالصبیان! سفسطه فی الفلسفه! والحاصل هیچ در هیچ!!... ای کن ای دل چند داری نالهٔ شکر را برده اند از ناله هایت قوت تأثیر را همدردی، از میان دردی در زیر عنوان مصرع برجستهٔ ذیل: دیوانه باش تا غم تو دیگران خورند چنین يك خبری مینویسد که در « کور تمت » مکان برای دیوانه های با گل خانه - یعنی دیوانه خانه - شهر « پوم التون » اسباب قسائم تفریحات و ساعت تبریه ادا مهیا ساخته است. آنها را با لکوب نشان میدهند، گراموفون میشنوانند، تخته نرد، شطرنج، قطعه وغیره ها میدهند، و درین وقت بمخارج ده هزار روپیه روشنی برقی و رگه های برقی برای آنها مهیا کرده اند.» بعد از ان جنين يك ملاحظه بیان کرده « درین وقت که انتظام دادن اسباب راحت و وقعیت که کور تمت برای دیوانه ها شده است! هیچ شبه نیست که قسمتی دیوانه ها میباشند! شاه بتقلیدی باشند که اینچنین آرامها و راحتها را بینند و بنای دیوانگی را نکنند! » بعد ازین این ملاحظه را چنین مینویسد: « میگویند که سبب این انتظامات، دیوانه ها اندک درجه رام و آرام میشوند. اما در نزد آنها بسیار دیوانهٔ حقیقی خواهند بود، که راه و آرام شوند! و اگر راه شوند، هیچ شبه نیست که راحت این خود هم در افشون کردن و خواهد گفت: « آیا این عقل بخش هم، در فکر بخش » می بینید؟ که در لوح اخبار انعکاسه، از برخی کردن های را بنا نهاده است! چه تجاوز های گلا گلا که از سخن را و نوشتن حرب، نهاده، و عنان سخن را بر حکایت « و کل خانهٔ » پهلوانی کشیده! اگر دیوانگی نیست، پس چیست؟ آور ادر، چه چاره که این جنگ خونریز و این هنگامهٔ رستاخیز از چنان بلاها و مصیبتهای نیست که مقال بسر کسی بماند، و حواس را در کاسهٔ خانهٔ سر فرو در نکند! جنگیست که از زمان آدم تا به ایندم چشم بیننده و گوش هیچ شنونده ندیده و نشنیده است. هیچ تاریخی تا بحال از چنین يك جنگی خبر نداده است. طاعونها، وباهای بزرگی که تاریخ نشان داده است هیچگاه، این درجه تلفات عظیمه را بر نوع بشر وارد نیاورده است. در سطح زمین بر همه جاهائیکه اصطلاحات جغرافیا بران مروجست - یعنی در دشت، کوه، تپه، شبه جزیره، دماغه، برد، و غیره - جنگ است. در زیر زمین هم جنگ است، چرا که استحکامات و خندقها، و سوفهاییکه در میدانهای جنگ زیر زمین کنده شده است نیز محل مبارزه قرار داده شده است. و سطح بحر جنگ است. در زیر بحر جنگ است. در روی هوا جنگ است. در میان فضا جنگ است. نمره ۱۰ عالم بشریت چنان مخون همدیگر گشته شده اند که طوبهای آتشفشان طوبهای مخرب جهان، بمب های خراب کننده عالمان را کافی ندیده بر همدیگر خود دریاهای آتش غازهای مهلکرا می افشانند. در خصوص قتل و خونریزی اختراعات حیرت بخش عقول ایجاد میکنند، بدرجهٔ که مربع و مربع نشینان از شرمساری بسیار در زیر چادر زهره رخ میپوشانند. خلاصه اینکه متمدن ترین انسانها این هنگامها را بر پا کرده اند. آنان هم آنانیکه دم از صلح و صلاح عموم عالم انسانیت میزدند! از قرار حسابی که تابحال کرده اند مقتول و مجروح و مفقود و اسیر همان متمدنان به ۱۱٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ یازده ملیون نفوس رسیده است. و جمله خسارات و زیانات زراعی، صناعی، تجاری شان در پنج قطعهٔ روی زمین به ۲۱٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ بیست و يك ملیار پوند بالغ شده است. در هر کدام کره زمین - یعنی در هر پنج قطعه - پارآسیا - یا ما بواسطهٔ این جنگ و قتال مشتعل است. این است که حالا ما میخواهیم تاریخچهٔ اینچنین حربی را بنویسیم و هم میخواهیم که همهٔ این يك دنیا حربها تنها در همین يك جریدهٔ محدوده ضمن يك نسخهٔ خود مرقوم نمائیم! آیا چقدر ملاحظه میکنید که ما درین باره خود بصرف فهرست اکتفا کرده، و بعد از این که از طرف اجمالی در خصوص الحرب جهان بود، بر قارئین کرام خودمان عرضی حاصل شود، و الا نه باینکه ما بخواهیم از روی قواعد و تاریخ حرب، نویسی و وظایف حربی را بجا آورده باشیم، بلکه آنرا از گفته های حرب ماهر عسکری میخواهیم اقتباس کنیم. ـ ۱ ـ شورای حرب اگر در باب مبدا و منشای این حرب بخواهیم از عجله ننویسیم میآید که قدر وسعت دارد؛ لیکن قدس فرضی که این افق پر از دود جو هوا را سرتاسر احاطه کرده باشد این طوماری بدست آریم. زیرا میباید کتابهای رنگهای دیوانگی رود و این نارنجی و منقش و سرخ و غیره رنگهای دولهای متمدنه را که هر کدام شان معصومیت خود، و قباحت دیگری را ثابت کردن کوشش ورزیده اند، همه را مرتباً ترجمه کرده بعرض انظار قارئین کرام خود برسانیم که اینهم از محالات. لهذا خلاصة الخلاصه همینقدر مینویسیم که عامل یگانهٔ این خونریزی عمومی، بلاهای حرص و حسد، طمع بوده است که آنهم آنی و ناگهانی نی، بلکه از چندین سالها مانند دینامیت ها در دلها پر شده بود. از هنگامی که دولت المان رو به ترقی نهاده بود، این دینامیت حرص و حسد نیز در دل انگلیز جایگیر آمده بود. زیرا دولت انگلیز هیچگاه این چشم و دیده را ندارد که از خود برتر کسی را ببیند. وقتیکه ناپلیون مشهور فرانس ترقیهای عظیمه فتوحات را حاصل کرده بود، باز هم همین انگلیز بود که همه دولها را بر او بر انگیخته آخر الامر مضمحلش ساخت و چون روس يك سطوت و شوکت بزرگی را حاصل کرد، باز چشم حسدش به پرش آمده بهر رنگ بود لك نيرنگها بدولت ژاپانش سرکوبی کرد. والحاصل بسیار مثالهای تاریخی دیده میشود که این حسیات حد و غرور انگلیز را ثابت میسازد.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1330. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1330 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1330
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record