Machine transcription
شماره ۲۰
سال چهارم
حيفة ١٣
برك
درین
یکدام
مانو
کردم
ندای
لكمال
شرور
تفتيش
ای دیر
بداری
بل آن
برای
علات
کرادی
وشش
حکایت دیگر
( بیان يك سياح امريكاني )
پیشتر به خریدن تکت ها آغاز کردند و به این قسم جرمنيها از اهالی شهريك
مبلغ جه یمی را جمع کرد. شبی که برای نما شام مین بود. رسید و درین
در اخبار ، دینی میله لندن يك سياح امريكائی که در حال از سیاحت شب جرمن ها دروازه نیا رو را بسته کرده و به اطراف آن پولیس ها را
جر من فراغت یافته و این به مملکت خود مراجعت کرده است مینویسد که : مقرر نمودند مرد ما نیکه شرکت ها را خریده بودند روقت معلوم کرده کرد.
من از مدتها آرزو داشتم که به جر من رفته و حالت عمومی آنجا را به نیاتر و رسیدند ولی همه شان دروازه تیاتر و را بسته و بهره پولیسها را
دریافت نموده عوام الناس را از آن خبر دهم ، غرض من در وسط ماه دسمبر بران دیده پس گردن خود را خاریده و اپس بخانه های خود شان
به جر من رسیدم و حالا از انجا واپس آمده ام. در اثنای سفر روزی مراجعت کردند.
در مایین هوتل ریل و بکرش و بودا پست و بستان خوردن مشغول بودم و بفردای آن جرمنها این اعلان را شایع کردند که ماه بهم و اونان
كه يك نفر اجنبی آمده نزدم نشسته بپرسید که آیا ! شما انگلیزی مزاج کرده بودیم ...
هستید ؟ و من در جوابش گفتم که و نی من بك امريكائی هستم . وبعد
ما بين من واو بك مكانه خوبی واقع شد. او گفت امروزه روز ما که
حکایت دیگر
ه حمله در داستان .
بی از چهازهای انگلیزی را بذریعه کشتهای تحت البحر خود غرق از قار يك جرمنی که برای اخبار کولون كرت جرمنی نوشته و تایمز
کرده ایم سب اصلی آن اینست که به هیچ صورت غله و خورا که به به لندن از ان نقل نموده است .
انگلستان نرسد و در پنوقت هر چیز در انجا گران است و اگر ما هم نگذاشتیم يك افسر جرمنی مقرر قلعه ، حميديه ، كيفيت حمله جهازات متحدين
که غسله به آن برسد انگلیزان هیچگاه انتظام خوراک خود را کرده را بردره دانیال بدین صورت نگاشته است .
نمیتوانند . تا کنون نزد ما ٤٠٠٠٠ سپاهی و ۵۰۰ افسرانکلیزی
اسیرند و علاوه وان حالا حصه بزرك يولاند روسی و شمالی فرانسی على الصباح يكابك ده جهاز برطانوی و چهار جهاز فرانسوی بنظر
و بلجیم در تحت تصرف ما است . در آمد که بسیار جهازهای نباه کی دیگر هم با خود داشتند این چه از ها
وقتيكه به محروسة جر من داخل شدم در انجا حالت عجیبی مشاهده آهسته آهسته در دره داخل می شدند ، يك جهاز كه كوين الزينه
کرده ، نیاتروها و رقصخانه ها همه بند شده اند و هر کس میخواهد که و بران توپ های ۱۹۰۱۵ آنچه نیز غیر نصب بودند ۱۱ میل دور تر
بمیدان جنگ رفته بادشمن بجنگد . بچه های کم سن که هیچ قابلیت برقی از ساحل ایستاده شده کوله باری شروع کرد. از کوله باری او که
شدن عسکر را نداشتند برای خواهش رفتن به جنگ در خواست ها می در مقابل آن هیچ نمی توانستیم من آدمهای خود را جاهای محفوظ
کردند ولی اداره حربیه در خواست شانرا بنابر صغر سن شان نامنظور فرستادم و خود بايك لفتنت کر تپل از ستیشن توپخانه بسیر آشیاری
مینمود زمانیکه در اداره حربه رفته خدمت فوجی را آرزو کرده اند جهازها مشغول شديم، من آنوقت بكمل شوق انتظار می کشیدم که
الا وظیفه پولیسها را نجامی آورند. زنان فاحشه کارهای گذشته خود ما هم کوله باری شروع کنیم .
ها را گذاشته در تلگرافخانه ها و دا کخانه ها به جای مردها کار میکنند در مقامات محفوظ بیکار نشستن بسیار بد معلوم می شود من باطمینان
مختصراً هر جایی را که دیدم در انجا زنها بنظرم بر میخوردند که بکارها در توپخانه میکشم و با مردم مزاح کرده بآنها سیکار تقسیم می کردم.
مشغول میبودند و هر شخص درین جنك عیش و عشرت را بر خود حراء درین اثنا توپخانهای ما که به جهازات نزدیکتر بودند آتشباری
کرده بود لهذا اگر همین حالت جرمنی ها که من در دسمبر و جنوری شروع کردند ازین سبب جهازات به پس شدن مجبور شدند که تاثیر کوله
دیدم تا به حال برقرار باشد تا به حدیثه من میدانم از اقوام دیگر دنیا بیشتر باری شان هم کمتر شد .
ترقی میتوانند کرد. و این یك هم بدیهی است که در دل هر مردوزن پس از ان که دو سه ساعت در کوله بازی شدید ماندیم ما را هم به
و طفلی که چنین خیال وجود داشته باشد آن قوم هیچگاه از روی دنیا درست کردن توپ ها حکم شد مردمان طوبخانه بخوشی برخاسته برلاین
محو نمیشود . اول بريك جهاز فرانسیسی کوله انداختند. پرتویخانه ما جهازات دشمن
سخت کوله بازی میکردند کاهی گاهی ما را به مقامات محفوظ مراجعت
می افتاد ولی آخر ما جهاز بیوت را صدمه رساندیم ما خوب میدیدیم
حکایت دیگر که کلوله های ماچمان بران جهاز میخورد. مردم ما عرق عرق میشدند
( مزاح جرمنی ها ) ولی بعزم جزم کار میکردند. به بسیار زودی وقت آخری حیات جهاز
رسیده در گرفت چون یک کله دیگر ما بر پهلوی او خورد بعد از سه دقیقه
در حال جرمنيها بر باز یکی ها يك مزاح ظریفانه کرده اند: جر من ها مانند سنگ پشت در آب رفت بعد از آن مانجهاز های نزدیکتر
اعلانی شایع کردند که، در تیا تروی بزرگ بر ملز جرمنيها يك تماشای
جدید بسیار اعلانی نشان میدهند لهذا کسانیکه آرزوی دیدن
این نماشا را داشته باشند میباید دو روز بیشتر شکت های خود را بخرند،
عرض چون باز یکیها این خبر را شنیدند بسیار مردم جار جار ، پنج نجروز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
