Machine transcription
مجیده (۱) سال چهارم شماره (١٤)
مدیر و سر لحمه
محمود طرزی
الادارة و مطبعه
در ماشین خانه دار السلطنة (کابل)
همه امورات تحریریه به اداره خانه
بنام مدیر فرستاده میشود
قیمت سالیانه
در دار السلطنة کابل روبیه کامل
در اطراف داخله مملکت
اخراجات ذاك اا رویه کالی
در خارج مملکت
الخراجات دارد ۱۰ روپیه انگلیزی
بهر بازده روز یکبار نشر میشود
قیمت که نسخه آن در کابل یکسانی است.
(اوراقی که درج نشود آماده نمیشود)
تاریخ بكم جمادى الأول ۱۳۲۳ تاریخ انگریزی ۱۷ مارچ تاریخ شمسی ۲۹ حوت ۱۲۹۳
شکوفه
موسم بهار است، هوا رایحه نثار است و درختها شکوفه است. لهذا - مقاله این شماره خود را بيك قصيده بر از مضامین بدیعه شرق تزیین می بخشیم که در مدح و ستایش خلیفه رسول الله (ص) على التحقيق حضرت ( المبكر الصديق ) رضى الله تعالى عنه به نقمة بليلة ليلى مروده شده است. از اشعار در زبار جناب غفران مآب سردار غلام محمد خان المتخلص به ( طرزی ) صاحب افغان طاب الله متوام
(مطلع)
پیاغ آمده شاخ نور شکوفه زده تاج الماس پرمر شکوفه
بطرف سپهر گلستان نماید افق شاخ گل مبهر انور شکوفه
غزل
حمین از کل ولاه خانه چین در و لعبتان سمیر شکوفه پیادرخت چون کبوتر شکوفه وارد و پهلوی خود پر شکوفه
کی شاخ بادام توری بکشن نماید جو چشم بستان در شکوفه زکاشن برون کو بیائی سیادت بخاك افكنند تاج از سر شکوفه
سپهر است گلشن جو ما هست ترین گل لاله خورشید و اختر شکوفه زشوق تماشای کلزار حسنت کند سرز چوینه منظر شکوفه
هوا میدهد آیس از شیر شتم چو طفل است بر دوش ما در شکوفه طراوت زباغ جمال تو دارد نباشد چرا تازه و تر شکوفه
ین خواب راحت بگهواره شاخ شهد زیر سر بالش پر شکوفه نشرم کل رویت ای باغ خوبی کند بر رخ خویش جادر شکوفه
برد باز شوخی دل میلان را نماید رخ از زیر چادر شکوفه صفای رخت در خم زلف مشکین نماید چو در سفیل تر شکوفه
ردنا که خوابش از تو از پاول گندیده در کوش خود در شکوفه زرخ بوده بردار اینه بکشن که باشد بهتاب خوشتر شکوفه
کل تو بر تو بهار است دارو گرفته از کل برایه بر تر شکوفه کنند تأشار قدوم خيال کشید است در رشته کو هر شکوفه
ز طوفان جوش طراوت بکشن کرو بسته همچون شناور شکوفه نها ليست كلك كل افشان طرزی که کل کرده از پای تا سر شکوفه
گریز
تجوی محر روی ناشته شسته که چون صبح آمد منور شکوفه
حمن کشته طوفانی موج تنها که افکنده از شاخ لنگر شکوفه نور صفا مر وكلها وارد چوه بو بکره ز انتخاب دیگر شکونه
بگلشن سرشاخ چون گاه باران کنند نامه بازی بسافر شکوفه باغ صداقت ، محمد باشه دین بود نخل وہ صدیق اکبره شکوفه
رخ از کودره تا که پوشیده شوید کننده سر شاخ چادر شکوفه عصادر کف دست و عمامه بر سر چود بوبکره بر روی منبر شکوفه
عصا بر کف از شاخ بگرفته زارو که شد از غمت زاد و لاغر شکوفه بپایش مگر سوده سرشاخ گلشن که شاخش دهد بار و هم پر شکوفه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
