Machine transcription
صفحه ۱۰ سال چهارم شماره ۱۳
على الخصوص بدينقدر معلومات مختصر کفایت ورزیدیم .
أنها
حوادث خارجيه
احوال
چون یکنفر سرسری بسوی این جنگ جهانسوز فلاکت الدوز انداخته شود نتیجه آن برای عالم مدنیت بسیار وخیم دیده میشود. و مدنیت ، را یک چیز جدیدی نباید پنداشت و عالم حادث است. چرا که متغیر است و هر چیزی که متغیر باشد حادث است بلی ، این مسئله منطقیه صحیح است، و در حادث بودن عالم هیچ شك وشبه نيست. اما تعيين اين حدوث که آیا از کدام وقت حادث شده است؟ باز هم قضایای منطقیه خارج ادراك بشر شمرده میشود. چیزیکه ما را بر اعتقاد حدوث آن مجبور میسازد همانا تغیر وتجدد است .
این تغیر و تجدد از آغاز حدوث خلقت توام آمده است از جمله تغیرات و تبدلات که در عالم پدیدار آمده است ، یکی کیفیت، تمدن . و ، توحش ، است. انسانها وحتى فطرت چرا که مستعد ا کتاب مدیت است، و چون مستعد بمدنیت باشد اصل آن راجع بوحشت است . اگرچه این برهان از قبیل سفسطه باشد . باز هم می بینیم که درین جنك قضية ، كل شي يرجع الى اصله ، بكمال وضاحت سرزده ظهور گردیده است . اور و پایانی که فطرتاً وحشى بودند. وطاهراً اكتساب تمدن نموده همه دنیا را به آن مدیت ظاهری خود واله و حیران ساخته بودند بازیچنان رجعت قهری رجوع به اصل خود کردند که موجب وله وحيرت عالميان گردیده است .
چنانچه عالم يك حادث غیر معین الحدوث است مدنیت نیز بدرجه کهنه و عتیق است که تحدید حدود کهنه گی آن نیز خارج امکانات از تدقیقات ، آر جیوولوژی - یعنی فن آثار عتیقه - آشکارا میکردد که مدیت صدها هزار بار پیدا و پنهان شده است. چون بسوی بعضی آثار مدنية انقراض پذیرفته که از زیر خاکها و آوارها وقتی بعد از وقت ظهور می یابد. و یا مانند خرابه زارهای « بعلبك » و « تدمر» و امثال آنها که پدیدار مانده است بنظر غور دیده شود تا یک درجه بکهنه گی مدنیت پی برده میشود . خدا داناست که چقدر مدينتها در عالم بظهور آمده ، و باز ناپدید گشته، و باز پیدا و باز ناپیدا شده است.
این است که این محاربه عالمگیر جهانسوز نیز چنین تخمین میشود که مدنیت اوروپا را برجعت قهقری وحشت مجبور نماید و آنهمه آثار شعشعه بار بدایع نثار را در زیر خاکها و آوارها پنهان سازد، و وجود مدنیتها را از میان بردارد، و آن قطعه مدنیت وثیقه را وحشت زار بخاری و بیزاری مخوفی بسازد. پرستان ها را
دیوستان و دبستانها را بازیگاه غولهای بیابان گرداند و اختراعات محير العقول مدنیه که خود شان بروی کار آورده اند بلای جان شان گردد . قهرمانهای بهادر اخلاق ردیه مانند حرص و طمع و حسد، رقابت چنان شدت وحدت بر آنها هجوم کنند که همه آن اسلحه بديعه عجيبه وغريبه را که بخونهای جگر ، و خوردن مغز سر بايجاد آن کاميابی حاصل کرده اند از دستهای شان ربوده بر مغز و جگر کله شان حواله نمايد .
هم حواله کرد ! چمان حواله ؟ حواله چالستان ! . . .
هيچ فرد انسانيت دوستی نخواهد بود که اين جنگ خونريز تباه کن عالم بشريت را بنظر استحسان ديده بتواند از شنيدن اين خونریزیها ، و ديدن اين خرابها محبان انسانيت ، و مدنيت را مو بريدن راست ميشود اما چه چاره که اين جنگ عظيمه از مقتضيات طبيعت شمرده ميشد . بسياری نفوس ، و افزونی عمارات . قطعه اوروپارا از استيعاب و گنجايش آن عاجز ساخت ! اگر حرب نميشد . بايد که يک وبا و طاعون مدهشی به تعديل آن دستگیری میکرد.
از قراین چنان معلوم میشود که این جنك به این زودیها تمام نشود. وقت آن در رسیده است که انقلاب تمدن حاضره بوقوع آيد. تأثيرات عالم علوى يوسفى تمام فعالیت خود را جاری سازد و چنانچه آثارهای مدنیت نمرودها در بابل و از فرعونها در مصر در زیر خاکها و آوارها پنهان گردیده. و درین وقتها که بعضی از آنها ناگهان پدیدار میگردد موجب حیرت و آگاهی این عصر و مدنیت آن عصرها میشود همچنان بعد از قرنهای بیشمار ظهور این آثار همین اعصار بر بینندگان آینده تأثیرات اجرا کند !
جنك بكمال شدت دوام دارد. رزمگاه مشرقی و مغربی دریای خون و مستور با جسدهای بوقلمون است. همه عالم گوش به آواز ورود نوبهار است. هر نوبهار مژده رسان حیات تازه عالم اجسام است . اما این نوبهاری که در آمد است خبر دهنده ممات عام است . زیرا جرنیلها چار ملیون عسکر تازه دم خود را برای باران آتش همین بهار نگهداشته است .
« سالیکه نکوست از بهارش پیداست »
وزير جنك انكليز، محاربه را تا سه سال، ووزير بحر تا يکده سال . ويك وزير ديگرش الى نهايه تخمین میکنند. از جهت مقابل المانها بانك بلند میگویند که خاموشی و گریه در المان بماند جنك دوام خواهد ورزید. هر يك از طرفین مقابل حیات و بقای خود را در فتح خود و شکست مقابل خود می بینند که به ایجاب تعیین نمودن خاتمه جنگ را بیرون از دایره قیاس باید شمرد .
اعضای محکمه صلح عمومی که در « لاهی» برپاشده بود چون داخل کومیشن جنگند صلح دهنده هم پدیدار نیست .
برای کسيکه امتداد يافتن جنك فایده شمرده میشود همانا دولت عثمانیست. زیرا این دولت اسلامیه از طرف دولتهای روس و رفقایش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
