BrowseSirāj al-akhbār → page 1011

Page 1011

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1011 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

سال چهارم شماره ۱۰ خود مانده بود. و چون درد و الم مریض بیچاره را قریب الموت نمود او را برداشت به شفاخانه آوردند. بعد از معاینه دانستم که هیچ صبر و درنك بكار نیست. چرا که اگر یکروز دیگر بهمین حال بماند مریض هلاک میشود. بنابرین در همان روز عملیات آنرا اجرا کردم، بعد از پاره کردن دیدم که قدر ۷۵ سانتیمتر – یعنی قرباً بیشتر از دوفوت – روده مریض عماره کننده و پوسیده شده سراسر بیکار شده است. لاجرم همان مقدار روده خراب شده را بریده بیکسو افکندم لكن مریض ماچون از تجروز بیشتر به اختناق فتق گرفتار آمده احوالش بسیار ابتر و تهلكه آور شده بود. از انسبب دونوك آخرى روده را که بریده بودم در همانروز دوختن و در اندرون شکم در آوردن ممکن نبود. زیرا اگر چنین میشد هم مدت عملیات دراز میشد، و هم زندگانی مریض در صدی نودونه به مرگ نزدیک میشد. از اینرو عملیات شرح حرقفی صنفی را ترجیح داده اجرا کردم. [شرح حرقفي صنعی یعنی مقعد ساخته گی ـ یعنی دو توك روده بریده شده را به پوست بیرون شکم دوخته و مجرای مزخرفات را از راه مقعد اصلی نی، بلکه ازین راه جریان دادن است.] – روز دیگر، درجه حرارت مريض ما بحال طبيعي و اشتهاءش باز شده بود. بعد از یکهفته خیاطه هائیکه زخم به آن دوخته شده بود برداشته شد. احوال مریض صحت رو نهاد، اما نسبی که افعال طبيعه یعنی فضلات و مزخرفات | از مجرای طبیعی یعنی از مقعد] - نمی آمد. و از شرج صنعی - [یعنی از مقعد ساخته گی که از حد شکم ساخته شده بود] - بیرون میآمد. طبعاً اينچنين منظره كريه و نفرت آور دیده میشد. با وجود اینهم بیمار بیچاره از حال خود خشنود بود، و چون از ان دردها و حال های مرککی خود را خلاص میدید شکر خدا را بجا آورده به استراحت تمام بسر می آورد. بعد از یک و نیم دو ماه که زندگانی بهار از مهلکه خلاص شد و خوب قوت و صحت گرفت. وزخمی هم که بتمامها التیام پذیر گردید قرار دادم که عملیات، ناسور غائطی معنی، را اجرا کنم. این عملیات خیلی مشکلتر و دوم بار عملیات شمرده میشد که تفصیلاتش از قرار ذیل است: اولا: آله که ارا، مخترع امعاء. - یعنی پاره کننده روده ها مینامند. و اختراع کرده و دو پویترن، نام جراح میباشد از هر دوفتحه مقطوعه امعاء - یعنی از هر دو شکاف بریده شده روده در آورده و از داخل، هر دو روده را با آن آله بهمدیگر التصاق داده آنه را بحال خود وا گذاشتم. بعد از یکهفته آله مذکوره هر دو روده را با یکدیگر از داخل چپانیده خود بخود بیفتاد. اما چون دیدم که مسافه اشتراك دوروده خیلی کوتاهست برای آنکه مبادا بعد از یکمدتی سرد و پاره يك تشنگی و فشاری حاصل شود، و موجب تهلکه گردد از آن سبب باز آله مذکوره را دوم بار از التصاق داخلی در آورده تطبیق نمودم. بعد از یکهفته آله مذکوره باز مانند اول کار خود را کرده بیفتاد. درین بار دیدم که جای اشتراك بدرجة كافی بود. لهذا قسمة جلديه - | يعنى سوراخی را که بر پوست شکم برای شرح صنعی یعنی مقعد ساختگی باز کرده بودم بصورت دوقانه محکم دوختم که به اینصورت جریان طبیعی امعاء - [یعنی جاری شدن مزخرفات از راه مقعد اصلی] - باز بحال اصلی خود بر گردید. و اینهم به این ثابت شد که وقت شام همان روز از مجرای طبیعی - | یعنی مقعد نارات معائی - [یعنی با دروده ها] ظهور نمود. و در روز دوم از مجرای اصل دفع طبیعی بعمل آمد. ولی چون محل جرح - | یعنی جای زخم که برای مقعد ساختگی پاره شده بود... نسبی که بخوبی و درستی پاک شدن آن امکان نداشت از انرو باز در ان زخم دوخته شده یک شکافی پیدا شده مزخرفات از انجا برامدن گرفت. لکن باز هم برای ما همینقدر منفعت حاصل شد. که زیاده از نصف زخم التیام پذیر گردیده بود. بعد از چند روز باز آن شکاف را دوختم، دیگر بار اگرچه باز نصف همان شکاف التیام یافت ولی باز هم يك شكافك کوچکی باقیماند، اما چون دانستم که این شکاف بنابر قاعده، تقلص ندبات. - [یعنی کشیده شدن و بهم پیش آمدن گوشتها] - خود بخود التیام میباید بنابر عباره خود را که دوسه ماه از دیدن خانه و تعلقات خود محروم مانده بود رخصت کردم که بخانه خود برفت، شکاف مذکور تا یکمدتی باقیماند و روز روز كوچك شده رفت. تا آنکه قاعده تقلص ندبات بتمامها احکام خود را اجرا کرده در این روزها سراسر التیام پذیر گردید. بسیار شکر میکنیم که اینچنین مرض مهلکی که در صدی صد موجب مرك مريض دیده میشد امروزه روز در شفا خانه ملکی دار السلطنة اسلامية كابل شفایاب گردید. و این نیست مگر از فیوضات مكارم غايات ذات شوکت و مرحمت سمات اعلیحضرت سراج الملة والدين امير حبيب الله خان، ادام الله دولته واقباله که بانی حقیقی و حامی مشفقی شفاخانه ملکی شاهانه شان میباشند. و يك توجه و مرحمت خاصی در حق آن ایشان میفرمایند. حتی از کمال مراحم و اشفاق شاهانه نجل نجیب شهزاده معظم حضرت معين السلطنه سردار عنایت الله خان افخم را به نظارت و باخبری آن تعیین فرموده اند که از سعی و هممات متوالیه این شهزاده بمحاسن مفطوره و پرتوی غیور شفاخانه ملکی کابل از شفاخانه های بسیار مکمل منتظمی شمرده میشود که مانند اين كونه عمليات جراحية نازك و مهلک در ان به آسانی اجرا میشود. بنابرین عرض شکران و منت داری را از واجبات دانسته هم از طرف خود و هم از طرف آن بیمار بیچاره خود مان که از يك مرگ محققی رها رفته و شب و روز شکر از مسرت و شکران میباشد دعای واجب الاداى ذات اعلیحضرت پادشاهی را تذکار و تکرار میکنیم. چون اين عمليات جراحية مذكوره از عملیات بسیار مهمه فن جلیل طبابت شمرده میشد از انرو درج شدن آنرا در جریده

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1011. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1011 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1011
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record