Machine transcription
١٢٣
١٩٥ - مفعول : آن را گويند كه كار
فاعل ، بر آن واقع شود . مثلا :
( احمد ، كتاب را خواند ) . درین جمله ، کار
خواندن را احمد کرد لهذا احمد ، ( فاعل ) است ،
واحمد ، کار خواندن را بركتاب ، كرد لهذا
کتاب ، (مفعول صریح ) است . وکلمه ( خواند ) ،
( فعل ) است .
١٩٦ نائب فاعل : آن مفعول صریح را
گویند که به مقام فاعل فعل مجهول ، قائم باشد . مثلا :
(کتاب ، خوانده شد ) .
درین جمله ، کار خواندن کتاب شد مگر
معلوم نیست که از طرف که خوانده شد لهذا این
مفعول صریح که ( کتاب ) است ( نائب فاعل )
میدا شد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
