Machine transcription
( ٥٥ )
جوزف
شد بدر خار ز پای و خلیدن باقیست
گشت گل سوزش دل ليک تپيدن باقيست
دل من خون شده از دست فشار ظالم
اندمالش بكجا زهر. كشيدن باقيست
مدتی بسمل و حیران و پریشان می شد
چقدر بیش باین حال طپیدن با قیست
چشم و دل بال کشاده زقفس باز شود
کرچه آزاد اسیر است رهیدن باقیست
ابر و باد و گل و گلشن همه در جوش بهار
يك فقط غنچه دل آه دميدن باقيست
صدا جل صید دلم کرده هنوزش صد داست
دمبدم گرچه شهید است و تپیدن با قیست
دايه دهر مکن تلخ تو پستان غماش
طفل چهل سال مرا شیر مکیدن با قیست
ساقی و ساغر شفق مى تو مينا موجود
از کف پیر مغان ذوق چشیدن با قیست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
