Machine transcription
( ٤٤ )
يك بازويت بگردن ظالم فكنده مشت
با ديگری ستم زده را پناه باش
رضوان چو بار داد بعاصی با نياز
با ناز دار گفت که ای بيگناه باش
صياد باز رشته بپا گشت بی شكار
صائع گذاشت خلق تو بازی گواد باش
انداخته است ظالمی ار در قفس ترا
از رخنه هاش قاضی بايك نگاه باش
گلجان ـ سردار که دهن توله را واز
کرد پس بند نمیکند اخرین غزل چند بند
دارد از لفظ قانع گرفتم که اکرم غازی در ینباب
چیزی گفته اند زيرا تعريف قناعت را اکثر مردم
میدانند باين سبب سخن كاهلی و تنبلی در کل
قوم سرايت کرده است ـ توضيح اين مصرعه
کرده بودند ع طمع را به حرف است و هرسه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
